شايد نوشته طولاني باشد،و شايد اين آخرين نوشته طولاني من باشد،اما اگربراي صلح و نجات ايران باشد،باز هم ميلياردها ورق را سياه مي كنم ،باشد كه شب سياه ارتجاعيون در ايران وجنگ طلبان در دنيا به سر رسد.اما تاريخ تكامل اجتماعي بشر ،وروند تلاش ،مبارزه،وجانفشاني بشر براي كسب دستاوردهايش در زمينه هاي رفاه اجتماعي ،صلح وآزادي،و حفظ ،ثبت و گسترش آن در جوامع مختلف ،با تاريخي گذرا ، برابر با ميليونها سال در گذشته ،وامروز براي آينده وآيندگان ادامه دارد ، تفسيرتاريخ تكامل اجتماعي بشررا نمي توان در چند سطر،ويا ميليارد ها ورق سفيد سياه شده توضيح ،وتمام شده پنداشت ،چون نه با آنان كه راز آفرينش را در هفت روز مي دانند،ونه با آنان كه با شعار نان ،مسكن آزادي وذهني گرائي، بدون در نظر گرفتن شرايط عيني وذهني جامعه ونداشتن تحليل مشخص از شرايط مشخص ،مي خواهند به زور حكومت كمونيستي را پياده كنند،حتي اگر بروش پل پت مائوئيست در كمبوج ، براي ريشه كن كردن فقر وجهل ،همه فقرا وجاهلين را بكشند،سازگاري ندارد.اين تاريخ لوحي است كه با ميلياردها كشته،ميلياردها ليتر خون وميليارها هكتار زمين سوخته ترسيم شده است . شناخت بشر وخصلتهاي طبقاتي ودگرديسي آدمي به انسان ، به علوم مختلفه احتياج دارد،وشناخت اين پديده با حروف تلگرافي ،امكان پذير نيست،شايد شما الفباي مبارزه را بدانيد ،اما هنوز ميليارها نفر در جهان به حقوق صنفي وسياسي خود آشنا نيستند.ذهنگيرا فكر مي كند همه چيز را مي داند،وبخاطر همين ضعف از خواندن ودانستن تاريخ تكامل اجتماعي بشر فرار مي كند ،رمان چند جلدي جان كريستف وجان شيفته اثر رومن رولان فرانسوي ،ترجمه به آذين را بخوان ،كه بداني زياد نوشتن عيب نيست.چون تمام شرايط اجتماعي جامعه خود وخواسته هاي شخصي وجمعي را در آن حس مي كني.رولان در جان شيفته :سكوت مردم در برابر مستبدين ،دليلي بر تاًئيدمستبدين نيست،بلكه مي ترسند اعتراض كنند، وآن چيزي كه داشته اند ،از دست بدهند. خطر حمله امريكا به ايران حتمي است،براي حفظ تماميت ارضي ايران با شعار ما صلح مي خواهيم ،به مقابله با جنگ طلبان امريكائي ودولت نظامي زير عباي احمدي نژاد برويم واز يك كشتار ميليوني در ايران جلوگيري كنيم. آقاي هاشمي رفسنجاني :من به عنوان يك توده اي ،وعضو حزب توده ايران با پيروي از سخنان ماركس ،لنين ،انگلس، اين آموزگاران راستين كارگران و ديگرزحمتكشان جهان ،براي نابودي استعمارواستثمار،,و ايجاد جامعه اي در برگيرنده صلح،عدالت اجتماعي وآزادي به مبارزه ادامه مي دهم. براي رسيدن به شريفترين هدف،بايد از شريفترين وسايل استفاده كرد:ماركس عامل تمام بدبختيهاي بشر،فقروجهل است:لنين از كوزه همان تراود كه در آن ريخته ايد. فراموش نكنيد كه اكثر نمايندگان مجلس ،استانداران ،فرمانداران ووزيران كابينه احمدي نژاد،همان نظاميان وفرماندهاني هستند كه هشت سال بعنوان سرداران وفرماندهان جنگ، مردم وآقاي خميني را از واقعيات آينده جنگ، فريب و گمراه كرده ،وهمين فرماندهان بعد از پذيرش ذ لت بار قطعنامه، بدستور آقاي خميني به جرم خيانت به مردم وفريب خودش، به مرگ محكوم شده بودند(طبق برداشت از مصاحبه ويژه نامه همشهري با عنوان پايداري 2/مهر/1385) مردم ايران براي نجات وطن، با حفظ تماميت ارضي وجلوگيري از يك فاجعه ملي، وكشتار ميليوني با تعقل وتوسل به شعار صلح ودوري جستن ازجنگ،ومذاكره علني با امريكاواروپا زير نظر سازمان ملل وآژانس ، يكبار ديگر شما را ، بازيافت كرده اند،وجنس بازيافت شده، فقط يكبار قابل استفاده است.با وجود اينكه ماهيت طبقاتي شما روشن ،اما سيماي سياسي شما خرده شيشه دارد، ولي باز مردم صلحدوست وخواهان حفظ تماميت ارضي ايران شاهين شانس را بردوش شما گذاشته ا ند ، براي نجات ايران،وزندگي خود با شعار صلح، با نيروهاي صلح دوست ومترقي بر عليه جنگ طلبان پنهان زير عباي احمدي نژاد متحد شويد. آقاي هاشمي رفسنجاني:همانطوري كه در نامه سرگشاده 13 /4/85 ،ارسال شده در تاريخ15/4/85 به شماره 30266000010000067881 پست پيشتاز،براي شما نوشتم ،از كوزه همان تراود كه در آن ريخته ايد،وكساني كه در روز 15 خرداد 85 در قم به هنگام سخنراني، به شما دشنام و حمله كرده بودند،مخالفين ومنتقدين حاكميت نبودند،بلكه اينها نطفه هاي خودي، از پيوند ارتجاع و بورژوازي سنتي، كه دربستر و دامان امپرياليسم متولد شده ،ودر اصل فرزندان خود شما هستندكه بر طبق اخلاق خودتان، پرورش يافته بودند.پس هرچه در كوزه ريخته ايد،از آن بيرون مي آوريد.همان افرادي كه گفته بوديد اگر در انتخابات مجلس خبرگان شركت كنند،نا امني بوجود مي آيدومن شركت نمي كنم. تاُكيد مي كنم ، شماامروز امروز ،خطر اين باند را كه در سيماي مصباح يزدي وياران رهبر هويدا شده ، شناخته ايد،آنهم بخاطر منافع شخصي وخطر از دست دادن مقام ومنزلت وجان وزندگي كه تنها بميمنت چند سفارش وتبصره مانند بختك بر كاغذ پاره اي چسبيده ايد ،اما حزب توده ايران بيش از 65 سال است كه خطر اين قوم آدامخوار،نفتخواررا هشدار مي دهد، از انقلاب بهمن 1357 و دستآوردهاي آن دفاع كرده،وسياست اتحاد وانتقاد را در پيش گرفت،كه اين گروه بورژوازي سنتي مخالف با توليد ملي ونوكر ارتجاع وامپرياليسم بقدرت نرسند. از مشروطيت تا نهضت جنگل كه بذربدبيني و اختلاف را بين حيدر خان عمو اوغلو وميرزا كوچك خان افشاندند،در نهضت ملي شدن نفت كه اجداد آنها در سيماي عبده خدائي شكم دكتر فاطمي را دريدند،وبا دارودسته شعبان بي مخ وشاه خانه دكتر مصدق را غارت و توده ايها را قتل وعام كردند.وقتل وعام دسته جمعي زندانيان سياسي سال 1367 بعد از قطعنامه، حال كه با سوار شدن بر دوش شما نادان به قدرت كامل رسيده اند،چون فاشيستهاي نازي تماميتخواه، حتي به پل پيروزي ومتحدي چون رفسنجاني احتياج ندارند.يا رسواو بي آبرو،يا در نهايت مرگ وقرباني سرنوشت آينده شما است.پس بگوئيد از ماست كه برماست.اما چه شد كه مردم ايران در روز انتخابات مجلس خبرگان 1385 شما را باز يافت كرده اند؟شما هميشه اعتقاد به شاهين شانس داشتيد،يا مانند بعضي آقايان كه در اوهام هستند،شما را نيروهاي ماورآطبيعه انتخاب مي كردندويا بقول شاه كمربسته امام رضاو احمدي نژاد وياران منتخب امام زمان هستيد.اما تجربه انتخابات مجلس ورياست جمهوري در گذشته نشان دادكه شما در خامي بوده ايد،شايد بخاطر خصلتهاي طبقاتي هيچوقت درك نكنيد ،كه تنها يك نيروي توده اي ،يا مردمي ميتوانندبعضيها را بخاطر شرايط ويژه بازيافت كنند.چون استنباط مردم ونيروهاي مخالف حاكميت از شخص شما در اين است كه شما خواهان صلح ومخالف جنگ ، وحفظ شرايط موجود ايران،،بدون تغيرو تحول اجتماعي در تمام زمينه ها هستيد.پس ديدگاه شما براي مردم ونيروهاي مترقي منتقد ومخالف حاكميت ولايت فقيه كه جنگ وويراني را با گوشت وخون خود حس كرده ،وخواهان صلح ،عدالت اجتماعي وآزاديهاي دمكراتيك هستند،مشترك است.اشتراك ديدگاه در حفظ تماميت ارضي ايران است،چون اگر دستآوردهاوزير ساختهاي اقتصادي، اجتماعي دويست ساله ايران، نابود وتماميت ارضي ايران به خطر بيافتد،ديگر چيزي نمي ماند كه براي آن مبارزه كنيم. پس همين مردم ،مخالفين ومنتقدين حاكميت ولايت فقيه كه سالها به آنها ظلم شده ،واز نظر آنها منفور بوديد،به اين نتيجه رسيدندكه يك بار ديگرشاهين شانس را بر دوش شما بگذارند،ويكبار ديگر شما را امتحان كنند.پس از شعار صلح ودوري جستن از يك جنگ ويرانگربا هدف تجزيه ايران، دفاع كنيد. آقاي هاشمي ديديد كه با تمام د سايس وسرمايه گذاريهاي اين نطفه ها (فرزندان مصباح يزدي ونظاميان پادگاني گذشته ووزيران فعلي دولت احمدي نژاد) چه ترفندها ئي بكار بردندبراي اينكه از صحنه سياسي ايران محو شويد،البته خود همين ترفندها را براي نابودي مخالفين بكار برده ايد.اما مردم ،مخالفين ومنتقدين اين حاكميت جنگ طلب،دست در دست هم داده وشما را نفر اول انتخابات كردند.اينبار شعارمخالفين ومنتقدين حاكميت فعلي وولايت فقيه شركت در انتخابات بود،براي اينكه نگذاريد مستبدين ودارودسته مصباح واحمدي نژاد به شوراها،مجلس شورا وخبرگان دست يابند،واز هركس كه مخالف اين باند جنايتكار ،ارتجاعي وضد توليد ملي وجنگ افروزباشد ،راي بدهند. فقط براي صلح ودور شدن از يك جنگ خانمان سوزومخالفت با اين دولت جنگ طلب ونئو فاشيست است.آقاي هاشمي اينرا مي دانيدكه كساني كه مردم را فريب ويا به آنها خيانت مي كنند،جايشان زباله دان تاريخ است،و مردم يكبار زباله ها را بازيافت مي كنند،چون بار دوم جنس بازيافت شده ديگر ارزش باز يافتو استفاده دوباره را ندارد،وبايد در چرخه طبيعت تجزيه شود. البته تا از چه جنسي باشد ؟ در نهايت بنگريد،برخورد مردم با شما را كه از استثناعات تاريخ است.مردم،همان كارگران وزحمتكشاني هستند كه با فروش كارخانه وتعطيلي كارخانه بيكار وگرسنه اند، همان كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران وحومه هستند كه به ماهيت كثيف اين باند مافيائي آدمخوار –نفتخوار پي برده اند،وفقط نمي خواهند واين لات ولمپنها نماينده صنفي آنها باشند،وفرياد مي زنند: فقط سنديكاونمايندگان منتخب خود را مي خواهيم،البته از نظر شما مردم همان كساني هستندكه با خيانت به طبقه خودوتحت امر شما چندين حقوق ماهانه دريافت مي كنندومانند هرزگان زندگي مي كنند.مردم همان معلماني هستند كه انسانهاي شريف ، متخصص ودانشمند توليد وپرورش مي دهند،همان معلماني كه فقط براي حقوق صنفي خود راهپيمائي مي كنند،ولي بدست فرزندان عبد خدائي وشعبان بي مخها ي لات ولمپن ،مورد ضرب وشتم قرار مي گيرند.خوب مي دانيدكه شما واين باندنظامي خيانت كرده به خميني ومردم واعداميان سابق كه حالا وزير شده اند،به نام مردم، خيانتها وجنايتهاي بيشماري كرده اند،البته سكوت مردم در برابر اين مستبدين ،دليل بر حمايت وتاَئيدمردم ازاين مستبدين نيست ،بلكه مردم مي ترسند اعتراض كنند،وآن چيزي را كه دارند ،از دست بدهند.اما حالا چيزي نمانده كه از دست بدهند،بجز جانشان ،مردم دارند متحد مي شوند،وهمان چيزي است كه شما از آن وحشت داريد،مردم به عروسكهاي خيمه شب بازي شما اعتمادواعتقادي ندارند.البته همين ترس از مردم وبر ملا شدن ماهيت طبقاتي ،سياسي آنها ،باعث شده به مردم خيانت كنند،وترجيح مي دهند كه با جنگ وكشتارايران را به زمين سوخته اي تبديل كنند،اما بلا ورسوائي سال 1376 بر سرشان نيايد. آنان از مردم بيش از امريكا می ترسند. واقعيت اينست، هرچند تلخ و سخت باور باشد. آنان رعشههای سالهای اول جنبش اصلاحات را هنوز برتن دارند و پس از عبور از هفت خوان سركوب جنبش اصلاحات توانسته اند دوباره وزارت اطلاعات را بدست محسنی اژه ای، دادستانی كل كشور را بدست دری نجف آبادی، نايب رئيسی شورای نگهبان را به احمد خاتمی، وزارت كشور را بدست پورمحمدی و موتور سركوب شهری را بدست سردار ذوالقدر بدهند و آب رفته را به جوی بازگردانند. آزموده را نمی خواهند دوباره بيازمايند. آنان معتقدند اگر بنا باشد برويم، بگذار بدست امريكا برويم و اگر رفتن ما با هزينهای همراه است، بگذار هزينه را مردمی بدهند كه اگر آزادشان بگذاريم خودشان ما را خواهند برد. سقوط بدست مردم ننگ است، اما رفتن بدست امريكا افتخار. همين است ارزيابی كسانی كه سياست جنگی را در جمهوری اسلامی رهبری میكنند و اين جمله كه اخيرا از دهان برخی نزديكان رهبر بيرون آمده دور از واقعيت نمی تواند باشد، كه رهبر دربرابر اين ارزيابی كه: - از خود زمين سوخته باقی گذاشتن بدتر از كنار رفتن است ما به وظيفه خود عمل می كنيم. 1400 سال مقاومت از زمين سوخته كربلا بيرون آمد. چون ما نباشيم، اگر ايران هم نباشد چه غم؟ به ميان مردم بازگرديم و ببينيم آشنائی با سياست جنگی حاكميت در كدام مرحله است. با بمباران وحشيانه لبنان و صحنه هائی كه مردم – عمدتا روی شبكه ماهوارهای- از فجايع و ويرانی های لبنان شاهد شدند و حتی سيمای جمهوری اسلامی نيز با اهداف سياسی خود ناچار به پخش آنها شد، اكنون توده بيشتری از مردم فهميده اند تمام هولوكاست بازی، درآوردن امام زمان از چاه های دو قلوی جمکران، هاله نور و انواع شعبده بازی منجر به روی كارآمدن دولت احمدی نژاد و مانورهائی كه به اشكال مختلف چه درعرصه سياسی و چه در عرصه امنيتی و نظامی در حال اجراست اجزاء سياست هولناكی است كه پشت "دستآورد اتمی” پنهان شده است. درحقيقت آنان حتی تا مرحله رويائی اتمی می خواهند به سياست جنگی خود ادامه بدهند، با اين عزم كه مجبور نشوند يكبار ديگر به مانند 1376 به جنبش مردم امكان ظهور بدهند. بويژه آنكه می دانند اين خيز دوم سيلی است بنيانكن آقاي هاشمي شمشيردومولوكس همانند ما توده ايها بالاي سر شماست،براي ما توده ايها در صورت جنگ،وظيفه خود مي دانيم كه از تماميت ارضي ايران دفاع كنيم وپشت به مستبدين داخلي كنيم وبادشمن خارجي ومتجاوز بجنگيم،در نهايت يا در جنگ كشته مي شويم،يا بعد از جنگ بدست متجاوزين ويا دولت وابسته به متجاوزينامپرياليستي قرباني شويم، شما هم وضعيت ما را داريد،اگر جنگ شروع شود،در هر شكلش ، براي تسكين درد مردم بعنوان منفورترين فرد در ايران، قرباني مي شويد.همانطور كه در نامه قبلي نوشتم كه حال نوبت شماست،خطر جنگ ،ويراني وتجزيه ،ايران را تهديد مي كند،تمام محافل صلح دوست جهان اين خطر وحمله امريكا وناتو را به ايران هشدار مي دهند.سيمون هرش،نيروهاي صلح دوست ،احزاب كمونيست ومحافل نظامي اطلاعاتي روسيه اين خطر حمله را هشدار مي دهند،با وجود اينكه ديرشده،چون امريكا تصميم به بمباران ايران گرفته است،وحاضر نيست از نقشه هاي از پيش آماده خود ،دست بردارد.با وجود اينكه مردم ايران مارگزيده واز ريسمان سياه وسفيد مي ترسند،با وجود اينكه به شما اعتمادي نيست،اما براي حفظ ايران ومحو نشدن از جغرافياي سياسي جهان ،در بيابان كفش كهنه هم نعمتي است،هنگام غرق شدن كشتي در دريا، كشتي شكسته وتكه چوب نعمتي است.يكي از دوستان روحاني وغير خودي جوان شما كه امروز به خطر اين باند آدمخوار ،نفتخوار پي برده است( آقاي قابل) ازدوستان مشاركتي مي گفت:در زمان انتخابات رياست جمهوري با وجود اينكه به آقاي رفسنجاني اعتماد نداشتم ،اما طبق يك دستور حزبي از من خواستند كه براي او تبليغ كنم كه دارودسته احمدي نژاد پيروز نشوند،ومن مسائل شخصي را كنار گذاشته وبه وظيفه حزبي خود عمل كردم،ودكتر سحابي همان كه مي خواستيد تنبيه ،ورويش را كم كنيد،مي گويد:تحريم اقتصادي و وبمباران ايران وحشتناك است ،چون هر آنچه داشته ايم نابود مي كنند. آيت الله منتظري در مورد احتلاف ايران وامريكاوجريان هسته اي مي گويد:حق را بايد گرفت ،اما چگونه ودر چه شرايطي،نقل وقول .من هم مي گويم استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي براي نيروگاهها وصنعت حق ما است،اما نه با اين شعارهاي انحرافي ،همه دنيا از اين انرژي استفاده مي كند،اما نه با شعار نابودي ،نابودي اسرائيل از روي جغرافياي سياسي. امپرياليسم امريكا براي سلطه وانحصار معادن نفت منطقه خليج فارس احتياج ببهانه و ناداناني همچون اين آقايان داردكه هر روز توهم ديدار با نورها وچراغها ي غيبي رادارندو فكر مي كنند روئين تن وفنا ناپذير هستند.مردم ايران در طول تاريخ خود،همه نوع حاكم از قبيل نادان،خودسر ،مستبد،قمارباز،بيمار جسمي هوسران ،شكم پرست ،زن بازه،... داشته اند،حتي كساني كه با نامهاي امير كبيرو ديگر اسطوره ها ، مملكت را ويران كرده اند.اما حاكم و رئيس جمهور ديوانه نداشته اند،كه حتي تصور ميكنندرسول وامام زمان است،كه البته امروز به كلكسيون ايران اضافه شده است. وشما هم در تاريخ 2/مهر 85 در ويژه نامه همشهري(پايداري ويژه جنگ) قسمتي از حقايق را توضيح داده ايد. اما در پايان اين نامه دوم دو نقل وقول از دوشخصيت متضاد در تاريخ را ذكر مي كنم كه مصداق شرايط بغرنج كشور ايران با توجه به تفكرات حاكم ومسئولين رژيم ولايت فقيه است،شرايطي كه باعث نابودي كشور آلمان در جنگ جهاني دوم در سال 1945وكشور عراق در 1990 شد.اميدوارم از اين انتخاب مردم براي صلح ومذاكره وبقول خودتان تعقل وخويشتنداري در برابر امريكا ومتحدين استفاده كنيد،آ؟خرين گفته هاي هيتلر را براي اي ن نظاميان وزير شده دولت احمدي نژاد كه مصداق فاشيستهاي آن دوران هستندنقل مي كنم ،چون بخاطر تودهني و سيلي كه مردم، با قبول قطعنامه پايان جنگ به آنها زدند،وامروز قصد انتقام از مردم را ،به قيمت نابودي مردم و وطن مي دانند، اماشما ومردم بدانيد:براي درك عميق تر از ضرورت تمركز نيرو وبه زير كشاندن نيروي مقابل از رآس حاكميت ،شايد باز خواني اين جمله هيتلر ،در آخرين لحظات زندگي وپيش از خودكشي وي چراغ راهنماي كساني شود كه هنوز به عمق فاجعه را درك نكرده باشند،هيتلر گفت:مردم آلمان لايق من نبودند،حالا اين مردم لايق ،بايد برده ملتهاي قويتر شوند.اين نظاميان وزير شده دولت احمدي مي گويند،مردم ايران لايق امثال ما نبودند،پس بگذار نابود شوند اما نامه فيدل كاسترو رهبر كوبا در سال 1990 به صدام حسين بعد از حمله به كويت و شرايط وشعارهاي مطرح شده رهبريت عراق كه مصداق سياستهاوشعارهاي رژيم ولايت فقيه وسرداران رسوا، شكست خورده در طول جنگ با عراق مي باشد.فيدل كاسترو در يك نامه طولاني به رهبريت عراق، بعد ازحمله به كويت مي نويسد:......به باور من بهره گيري ايالات متحده ومتحدينش از اين فرصت براي مداخله نظامي بسيار محتمل است،كه در اين صورت مي تواند ضربه مهلكي به عراق وارد آورند.افزون براين ،باعث مي شود موقعيت ايالات متحده امريكادر جهت اجراي نقش ژاندارمي در دنيا وخليج فارس كه خود ابداع كرده است تثبيت گردد.خبرگزاري رسمي كوبا گرانمابه نقل از نويد نو25 /10/85 .سران رژيم از تاريخ درس عبرت بگيرند، رهيافتهاي نظامي مي تواند ايران را به سرنوشت عراق دچار كند.آقاي رفسنجاني بشتاب كه هروقت ماهي صلح را از آب بگيري تازه است. حاكميت قدرت متمرکز ويرانی ايران و تسليم شدن به امريكا را به قبول حاكميت مردم ترجيح می دهد بدينگونه است كه طی يكسال گذشته و عليرغم همه هشدارهائی كه نسبت به خطر بمباران ايران به حاكميت داده شده و عليرغم همه اطلاعاتی كه از هر سو به سمت ايران سرازير است، گوش شنوائی وجود ندارد. حاكميتی كه قدرت يكدست را ترتيب داده و خود را روئين تر فرض كرده، بر ادامه سياست جنگی خود پای می فشارد. همین قدرت به تنگ تركردن روزافزون حلقه محاصره مردم، مطبوعات، احزاب، فعالان سياسی، كانون ها، انجمن ها، سنديكاها و حتی تشكل هائی كه سالها همزاد دو قلوی حاكميت بوده اند( نظير خانه كارگر) می افزايد. وقتی امروز درمحافل سياسی ايران از يكديگر می پرسند: "چرا حاكميت و قدرت متمرکز متوجه بنيانكن بودن خطر بمباران ايران نمی شود و همچنان می تازد"، در پاسخ بايد گفت: آنان از مردم بيش از امريكا می ترسند. واقعيت اينست، هرچند تلخ و سخت باور باشد. آنان رعشههای سالهای اول جنبش اصلاحات را هنوز برتن دارند و پس از عبور از هفت خوان سركوب جنبش اصلاحات توانسته اند دوباره وزارت اطلاعات را بدست محسنی اژه ای، دادستانی كل كشور را بدست دری نجف آبادی، نايب رئيسی شورای نگهبان را به احمد خاتمی، وزارت كشور را بدست پورمحمدی و موتور سركوب شهری را بدست سردار ذوالقدر بدهند و آب رفته را به جوی بازگردانند. آزموده را نمی خواهند دوباره بيازمايند. آنان معتقدند اگر بنا باشد برويم، بگذار بدست امريكا برويم و اگر رفتن ما با هزينهای همراه است، بگذار هزينه را مردمی بدهند كه اگر آزادشان بگذاريم خودشان ما را خواهند برد. سقوط بدست مردم ننگ است، اما رفتن بدست امريكا افتخار. همين است ارزيابی كسانی كه سياست جنگی را در جمهوری اسلامی رهبری میكنند و اين جمله كه اخيرا از دهان برخی نزديكان رهبر بيرون آمده دور از واقعيت نمی تواند باشد، كه رهبر دربرابر اين ارزيابی كه: - از خود زمين سوخته باقی گذاشتن بدتر از كنار رفتن است. اين پاسخ از او نقل است: - ما به وظيفه خود عمل می كنيم. 1400 سال مقاومت از زمين سوخته كربلا بيرون آمد. حتی اگر جملات رد و بدل شده دقيقا همين جملاتی نباشد كه به ما رسيده و يا شرح گفتگو ها بيش از آن باشد كه دربالا آمد، يك نكته در دل اين گفتگو نهفته است. و آن اينكه: چون ما نباشيم، اگر ايران هم نباشد چه غم؟ به ميان مردم بازگرديم و ببينيم آشنائی با سياست جنگی حاكميت در كدام مرحله است. با بمباران وحشيانه لبنان و صحنه هائی كه مردم – عمدتا روی شبكه ماهوارهای- از فجايع و ويرانی های لبنان شاهد شدند و حتی سيمای جمهوری اسلامی نيز با اهداف سياسی خود ناچار به پخش آنها شد، اكنون توده بيشتری از مردم فهميده اند تمام هولوكاست بازی، درآوردن امام زمان از چاه های دو قلوی جمکران، هاله نور و انواع شعبده بازی منجر به روی كارآمدن دولت احمدی نژاد و مانورهائی كه به اشكال مختلف چه درعرصه سياسی و چه در عرصه امنيتی و نظامی در حال اجراست اجزاء سياست هولناكی است كه پشت "دستآورد اتمی” پنهان شده است. درحقيقت آنان حتی تا مرحله رويائی اتمی می خواهند به سياست جنگی خود ادامه بدهند، با اين عزم كه مجبور نشوند يكبار ديگر به مانند 1376 به جنبش مردم امكان ظهور بدهند. بويژه آنكه می دانند اين خيز دوم سيلی است بنيانكن. دليل ديگری بر ضرورت تشكيل جبهه ضد جنگ لازم است؟ از نظر ما تودهایها خير! چرا كه جبهه ضد جنگ، عملا جبهه متحد عليه حاكميتی است كه به قيمت باقی گذاشتن زمين سوخته از ايران، نمی خواهد از برابر مردم عقب نشينی كند و اگر برای دفاع از صلح و عليه جنگ بسيج شويم، معنای آن چيزی نيست جز بسيج نيرو عليه حاكميتی كه حيات خود را با سياست جنگی پيوند زده است.(راه توده) امریکا در یک صورت به ایران حمله نخواهد کرد! بازی موش و گربه ای که کاخ سفید با جمهوری اسلامی، بر سر فعالیت های اتمی آن می کند، بر خلاف تصوراتی که حاصل ظاهر رویدادهاست، مسیر رویاروئی را طی می کند. امریکا با اطلاعاتی که از نهانی ترین ارگان های امنیتی و اتمی جمهوری اسلامی دارد، اروپا را برای مذاکره اتمی با جمهوری اسلامی کیش کرده است، تا بر سر میز مذاکره مات شود و به همان نتیجه ای برسد که امریکا و اسرائیل از مدت ها پیش رسیده اند. لحظه رسیدن به این نتیجه، لحظه پیروی از راه حل و پیشنهادهای امریکاست و این راه حل جز اجرای عملیات نظامی علیه ایران نیست. امریکا به نتیجه این بازی و کیش نیازمند است، زیرا به کمک و حمایت ناتو و کشورهای بزرگ اروپائی می خواهد نقشه خود را پیش ببرد. یعنی از اشتباه جبهه بندی با اروپائی ها برای حمله به عراق پرهیز کند تا همه را با خود به میدان بکشد و البته رهبری نیز با خودش باشد. امریکا یقین دارد که رهبران جمهوری اسلامی نه می توانند و نه می خواهند از مسیر طی شده بازگردند، زیرا این بازگشت با واکنش های سنگین در داخل کشور و در درون جبهه باصطلاح یکدست حاکمیت روبرو خواهد شد و همه مهره چینی های کنونی بر محور یک سیاست جنگی- اتمی را برهم می ریزد. از سوی دیگر می داند که حضور یک ایران مجهز به سلاح اتمی در منطقه برای کشورهای نفت خیز خلیج فارس و کشورهای بزرگی مانند مصر و ترکیه قابل تحمل نیست و به همین دلیل اروپا اگر پا در برابر ایران اتمی سست کند، در جبهه دیگری منافعش در خطر قرار می گیرد. به این ترتیب است که کاخ سفید، برخلاف تصوراتی که این روزها به آن دامن زده می شود و آن را در برابر دمکرات های امریکا می بینند، هوشیارانه سیاست صبر و کیش و مات را پیش می برد. اتفاقا در داخل خود امریکا و در ارتباط با منتقدان باصطلاح دمکرات خود نیز همین سیاست پیش برده می شود. یعنی شکست مذاکرات و ناتوانی در جلوگیری از تولید سلاح اتمی در ایران موضع دمکرات های این کشور- از جمله کارتر و کلینتون روسای سابق و اسبق امریکا- را نیز بشدت در انتخابات آینده ریاست جمهوری امریکا تضعیف می کند این سئوال، سئوالی محوری است: هیچ گزینه دیگری جز حمله به ایران وجود ندارد؟ از نظر ما، این گزینه نیز به سود امریکا و علیه جنبش و رویکرد ترقی خواهانه و استقلال طلبانه مردم ایران وجود دارد و اتفاقا امریکا و اسرائیل روی آن نیز محاسبه کرده اند. آن گزینه تحولاتی در درون حاکمیت جمهوری اسلامی است. تحولاتی که بموجب آن روند بیرون آمدن کارگزاران همسو با سیاست امریکا در منطقه از دل حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی نه تنها آغاز شود، بلکه امریکا به پیروزی قطعی آن اطمینان حاصل کند. این روند و این کارگزاران، برخلاف تمام تبلیغات سنگینی که در داخل کشور حاکمیت راه انداخته و مطابق آن عمل می کند، از دل اصلاح طلبان و یا کارگزاران سازندگی و یا ملی مذهبی ها و یا جنبش دانشجوئی و ... بیرون نمی آید، بلکه از دل کاربدستان کنونی حاکمیت باید بیرون بیاید. بویژه کاربدستان نظامی و همان ها که وزنه چند تنی هولوکاست و پیروزی جهانی اسلام بر اسرائیل و امریکا و کوبیدن میخ اسلام در سرزمین کفار را روی سر بلند کرده اند. در این صورت امریکا هیچ نیازی به حمله نظامی به ایران نخواهد داشت، بلکه از یک ایران اتمی اما کارگزار خود در منطقه حمایت همه جانبه نیز خواهد کرد و حتی تکنولوژی جدیدتر تولید سلاح های اتمی مینیاتوری را هم دراختیارش خواهد گذاشت. این گزینه و نیتجه آن، با گزینه حمله نظامی و نتیجه آن برای ایران تفاوتی با هم ندارند و متضرر واقعی آن مردم ایران خواهند بود و برنده و چپاول کننده کشور، امریکا!) راه توده) بدانيد شعار حزب توده ايران، مبارزه براي صلح،دمكراسي،حقوق بشروعدالت اجتماعي وطرد رژيم ولايت فقيه است،واز همه نيروهاي مترقي ووطن دوست براي نجات ايران مي خواهد با شعار صلح ودوري جستن از جنگ با هم متحد شويم. 13/2/1386 متن نامه13/4/1385 آقاي هاشمي رفسنجاني :من غلامرضا اعظمي ، يك توده اي وعضو حزب توده ايران هستم از كوز همان تراود ،كه در آن ريخته ايد. بمناسبت بر هم زدن ولغو سخنراني در حرم حضرت معصومه ، قم،15 خرداد،1385توسط شاگردان مدرسه مصباح يزدي و نطفه هاي بجا مانده از شما. اين دولت مردان ونظاميان ميلياردر شده امروز ،براي بر قراري يك حكومت فاشيستي ، متحد منفوري چون تو را نمي خواهند،وبعد از فاجعه ملي(بمباران ايران) وتوافق با امپرياليسم امريكا براي ماندن ، شما وخانواده ات را براي سر پوش گذاشتتن بر جنايتها و خيانتها وتسكين درد مردم ،قرباني وبه دار مي آويزند از آميزش نطفه نا مشروع نظام سرمايه داري وارتجاع ،فاشيست زائيده مي شود. از ماست كه برماست. 210نماينده مجلس خواستار شناسائي عاملان اخلال در سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني(قم 15 خرداد)شدند .روزنامه جمهوري اسلامي چهارشنبه 24/3 /1385 ،از وزارت كشورواطلاعات مي خواهيم نسبت به شناسائي و معرفي عوامل اين ماجرا وبرنامه ريزي جهت جلوگيري از تكرار چنين حوادثي اقدام جدي به عمل آورند. اي كشته چرا كشتي، تا كشته شوي روزي فريادي بود ، فريادي هست ،فريادي خواهد بود،اما فرياد رسي نبود ،نيست ونخواهد بود .مگر با شعور اجتماعي ،آگاه شدن مردم نسبت به حقوق صنفي وسياسي خودو اتحاد توده هاي مردم حول شعارهاي مشترك عليه استبداد. آنان كه نمي دانند ،نادانند ،اما آنان كه مي دانند ،ولي نمي گويند ،جنايتكار وخياتكار هستند.برتولت برشت شاعر توده اي آلمان بشكني اي دست اي قلم كه ا ز خدمت محرومان باز ماني .شاعر توده اي افراشته گذر تاريخ وآگاه شدن مردم نسبت به حقوق صنفي و سياسي شان ،بهترين قاضي براي محاكمه مستبدين است. اخلاق حاكم بر جامعه ،اخلاق هيئت حاكمه است.لنين كبير آقاي هاشمي: براي ما قرنهاست و براي شما، بعد 27 سال، بايد تآسف خورد .چونكه ما توده ايها سالهاست ،كه از اين حوادث ايجاد شده بدست نادانان ،كه توسط دانايان مرتجع ونوكران اجير شده امپرياليسم،اين هزار دستانها ،محفليها،انجمنها،مدرسه ايها ،حقانيها،بيت نشينها ،عاليجنبان ،سرخ وسياهپوش،سازمانهاي مافيائي پول ،فسادوفحشا ،موادمخدروشهوت وخدايان زر وزور ، ستم وجنايت .خيانت ونطفه هاي نامشروع را هشدار ميدهيم ، كه بما توده ايها در اين چند دهه، وامروز بر امسال شما، با شرايط خاص ،آنهم با خدنگ پَر نشان، از نطفه هاي خودتان ،روا داشته اند. حزب توده ايران بيش از 65 سال است كه خطر سلطه اين محافل وابسته به بورژوازي سنتي ،آنهم از نوع ارتجاعي را گوشزد وهشدار مي دهد.جرياني كه در بستر ارتجاع پادگاني نظامي نطفه گذاري وپرورش يافته است.همان محافلي كه با چاقو شكم دكتر فاطميها وزير امور خارجه دكتر مصدق را دريدند،وبه نام دين و هر آنچه ارتجاع نوكر امپرياليسم مي گويدبا كمك شعبان بي مخها به خانه دكتر مصدقها وحزب توده ايران حمله كردند،غارت كردندوكشتند،وبعد با وقاحت تمام ثنا گويان زاهدي ،شاه وكودتا چيان 28 مردادي شدند.همانهائي كه امروز جزومعتمدين شهر، وشورا نشين،هيئت منصفه دادگاه هاي مطبوعات شده اند،وحتي در تصويب قوانين اسطوره اي دست داشته اند.ما توده ايها وديگر نيروهاي مترقي كه به اصول منطق وعلم تاريخ اعتقاد دارند ،معتقديم كه كه بر اساس تجربه تاريخ تكامل اجتماعي وسير تكاملي انقلاب بهمن 57 ،ماهيت واقعي ،يا طبقاتي افراد در موضعگيريهاي سياسي شان مشخص مي شود و زباله دان تاريخ انباشته از اين افراد است،هياهو وجنجال وبر هم زدن متينگها وسخنرانيها ،كار شعبان بي مخها (البته از نوع جديد وتكامل يافته آن كه نام حاجيها ، سردارها ولشكريهاي با كرم.،با نمك،عسكر.)وبدستور محفل نشينها وعاليجنابان رنگارنگ است،بخصوص آنهائي كه دستگيري افراد مترقي را دليلي براي كم كردن آنها توجيح ميكنند(مانند دكتر سحابيها).البته براي رفع تكليف اطلاعيه هائي در محكوميت اين اعمال صادر مي كنند،كه مصداق دزدي را مي ماند كه به هنگام فرار از دست تعقيب كنندگان چاره يا مصلحت را در اين مي بيند كه همراه مردم فرياد بزند،آي دزد ،آي دزد،دزد را بگيريد،فقط براي فرارو رد گم كردن است.بيانه پنجاه (50)عضو هيئت موُسس علمي واساتيد مؤسسه ٌآموزش وپژوهش امام خميني كه توسط مصباح يزدي اداره ميشود،در مجكوميت اخلال گران 15 خرداد (سخنراني شما)قم.روزنامه جمهوري اسلامي چهارشنبه24/3 /85 . آقا،متآسفانه سير تكاملي تاريخ بشريت،وبخصوص ايران ،براي جنايتكاران وخيانتكاران ضد بشريت درس عبر تي نشده است،چون كور وكر وخر هستند.خصلتهاي بد تاريخي، وثمره اين تكرار تاريخ ،عقب ماندگيها مادي ومعنوي كه ناشي از تضادهاي طبقاتي كه نمود عيني آن بر روي زمين ،در ايران وديگر نقاط جهان ، مليونها متر مكعب خون،ميليونهالاشه در مقياس تناژ، گوشت آدمها،در مقياس متر ،هكتار،كيلومتر،زمينهاي سوخته بوده است.اما آقا ي هاشمي بهرماني خوب مي دانيدكه اين توده ايها بودند كه شما را به به اوج قدرت رساندند.شما با دروغ به كشورهاي انقلابي سفر كرديدوبا دروغ و ريا، ژست انقلابي گرفتيد،اما در نهايت موضعگيريهاي شما در برابر مسائل اجتماعي ،سياسي ،ماهيت طبقاتي شما را در برابر توده ها وتاريخ روشن كرد،قضاوت مردم را در مورد خود ديديدكه تسليم شدن در برابر خدايان زر ،زور وستم ،وخود سنمگر شدن ،اين چنين رسوائي در پي دارد.خوب مي دانيدكه توده ايها ورهبران حزب توده ايران شريفترين وصادقترين حافظين دستاوردهاي انقلاب بهمن 57 بوده اند،وخوب به خاطر داريد كه حتي در شكنجه گاه ها ساوك منشانه و آموزش ديده توسط ارتشبد فربديها ،آنها ،كيانوريها ،مريم فيروزها ،احسان طبريها ،به آ ذين ها ، شلتوكيها نيك آئينها ،صرافپورها ،جوانشيرها...وهزاران توده اي ديگر ،از دستاوردهاي انقلاب بهمن 57 دفاع وپشتيباني كرده وهنگام مرگ بدست شما ونطفه هاي نا مشروع شما كه امروز يا رسوايند،يا بي آبرو وخانه نشين وطرد شده ، رسوايند،مانند كشميريها سعيد امامي ها ..،خانه نشين مانند خلخاليها ..و آنهائي كه سيماي جديدي به خود گرفتهاند،مانندرفيقدوستها ،سيروس ناصريها، نماينده ايران در سازمان انرژي هسته اي وپناهنده شده فعلي ودلال شركتهاي نفتي هاليبرتون ديگ چيني ،در مواد مخدر مانند نداف ها كه نماينده وليان فقيه در مباره با مواد مخدر ،كه البته با مافياي مواد مخدردر اروپا وجهان همكاري مي كرده، يا اسماعيل افتخاري معروف به تيغ زن ،رئيس يگان ويژه رهبري كه داير كننده فحشاومواد مخدر در تهران وسراسر ايران بودوامروز به همين جرم دراوين است، البته در زندان با همين ابزار به كار خود ادامه مي دهد،چون انحصار پخش مواد مخدر را از عاليجنابان ووليها گرفته است.يا بثروت اندوزي وحيف وميل اموال عمومي مشغولند،مانند خانواده شما ،سردار محصولي كه كانديد وزارت نفت شده بود،حاج آقا ثمره ها ...ودولت مردان نظامي كه معروف به ميلياردرها هستند.بله توده ايها از انقلاب بهمن 57 ودستاوردهاي نابود شده توسط شما ،پشتيباني كرده اندوهنوز براي حفظ دستاوردهاي مثله شده توسط نوليبراليزمو بورژوازي سنتي ارتجاعي وابسته به امپرياليسم مبارزه ميكند،با وجود اينكه توسط دژخيمان قتل و عام شده اند ،توسط نادانان وچپ روها متهم به پشتيباني وروي كار آوردن امسال شما مي شويم..اما ما توده ايها در طول تاريخ مبارزات اجتماعي ثابت كرده ايم كه وطن ومردم وطن را دوست داريموحتي در بدترين شرايط پشت به ستمگران ونيروهاي ارتجاع داخلي كرده ودر برابر دشمن خارجي وامپرياليسم كه چشم طمع به تماميت ارضي كشورمان داشته جنگيده ومي جنگيم .ما براي صلح مي جنگيم،چون صلح مظهرعدالت وسلامتي است.تنها آرزوي ماصلح ،عدالت اجتماعي وآزاديهاي دمكراتيك براي مردم ايران وحفظ تماميت ارضي آن ،و براي اين مهم،جان خود را فدا مي كنيم،حتي اگر ستمگران ومستبديني چون شما بر اين مرز وبوم حكمراني كنند..ما براي رسيدن به شريفترين هدف ،از شريفترين وسايل استفاده مي كنيم.البته شما وحاكمين در اين 27 سال ،تمام معيار هاي اخلاقي را بهم ريخته ايد، اخلاق حاكم بر جامعه ،اخلاق هيئت حاكمه است كه باعث بي حرمتي وبي هويتي مردم ايران شده ،واين بي هويتي در نسل جديد نمود عيني دارد ،حتي با اعمال پليد خود،مردم را به دين وباورهاي انساني بدبين كرده ايد.حتي اين بدبيني در قشر روشنفكر نفوذ كرده ،امروز بعضي ازباصطلاح زندانيان سياسي بخصوص درزندان اوين در اثر خيانتها وجنايتهاي شما كه ثمره فرمان بري خواسته يا ناخوا سته از امپرياليسم وخصوصاٌامريكا ،تنها راه رهائي از دست شما را ،پناه بردن به امريكاو همكاران ناتوئي آنها، وراهكار را حمله نظامي واشغال ايران ،ودر نهايت بقدرت رساندن بر پستهاي كليدي مي دانند.شما با اعمال ارتجاعي وفاشيست منشانه خود به امپرياليسم واستعمار كمك كرده ايد بدون هزينه كردن يك دلار ،مردم وبخصوص جوانان را سياست زده ،وبه فساد ومواد مخدر بكشانيد. شهيد احمد كسروي كه بدست امثال عبده خدائي اين ضارب دكترفاطمي كشته شده بود ،در كتاب تاريخ مشروطيت مي گويد، اين خامي مختص ايرانيان است كه در طول تاريخ جنبش وانقلاب مي كنند،ووقتي فيروز شدند،همان ظالمين ومرتجعين وجنايتكارانلباس عوض كرده وبين مردم مي آيند،ومردم دودستي قدرت را به آنها تحويل مي دهند.(نقل وقول) بقول امامي كاشاني در يكي از نماز جمعه ها :ساواكيهاي سابق صف اول نماز جمعه مي نشينند.آفتابه دزذها را ميگيريد،آما دانه درشتهاي دزد را با سفارش آزادوبه مقامات بالامي نشانيد(نقل وقول).بله اقاي هاشمي نمونه محسن رفيق دوست كه شما از وزير دزد،به رياست بنياد به اصطلاح جانبازان ودر اصل بنياد غارتگران ،همان فدك رهبري رسانديد...... بله مردم ايران انقلاب بهمن 57 ودستاوردهاي آنرا بدست شما دادند،تا از آن نگهداري وبهينه سازي كنيد ،البته تصور نمي كردند كه آنجه را كه داشته اند از دست بدهند،و بقائيها وآيت ها و...اين قاتلين افشارطوسها در نهضت ملي براي آنها با تصويب قوانين ارتجاعي ،اسطوره سازي كنند. ولي ما توده ايها ،هنوز هم حتي در زندانهاي با ديگران فرق داريم،ما ارتجاع حاكم بر ايران را وابسته به بورژوزاي سنتي وارتجاعي بازار ونوكر امپرياليستهاي امريكائي ،انگليسي وديگر ياران آنها مي دانيم .حال بنام مسيحيت،اسلام ،يهوديت،زرتشتي ،اصلاح طلب وهر مذهب وديني كه باشند ،اصل ماهيت طبقاتي وموضعگيري سياسي آنها مهم است.ما توده ايها معتقديم كه تمام اديان ومذاهب در طول تاريخ ،با توجه به شرايط اجتماعي وجغرافيائي براي سلامتي بشربوده اند، وهيچ ديني براي آزار واذيت بشريت نبوده است.وداشتن دين ومذهب يك امر وجداني است،وهيچكس را نمي توان بداشتن ويا نداشتن دين ومذهبي وادار كرد.اما انحراف در اديان زماني رخ دادكه طبقه ظالم در شرايط مختلف تكامل اجتماعي ،از آن بعنوان وسيله اي براي استثمار واستعمار بشريت ونفي تضاد طبقاتي وسرپوشي براي چپاول وغارت ثروتهاي ملي ملتها بكار برد.مصداق عيني آن در جهان ،تاريخ تفنيش عقايد كليسا وجنگهاي صليبي كليسا بر عليه ملل مسلمانان براي مستعمره كردن سرزمينهاي آنها توسط استعمارگران اروپائي بود.جنگهاي شيعه وسني توسط صفويه در ايران وجنگهاي شيعه وسني توسط حاكمين شيعه اسلامي ايران بود. شما با سلاح مذهب ثروتهاي ملي را غارت وتوده مردم ايران را استثمار وقتل وعام كرده ايد.بهترين سند براي تاريخ وآيندگان حكومت بورژوازي سنتي و ارتجاعي وضد توليد ملي وابسته به بورژوازي وامپرياليسم وحكومت ديني ايران است. اين حكومت ديني شيعه ادعاي هفته وحدت با تسنن را داريد.اما اين يك دروغ آشكار است ،چون در همان انتخابات دوره .............،بخاطر يك نماينده اهل تسنن بعنوان عضوي از هيئت رئيسه مجلس ،،يكي از اين آقايان كه گويا خزعلي ويا يكي از باند مؤتلفه ويا حجتيه فرياد زدند،اين انتخاب مصداق نشستن معاويه بر صندلي مجلس است.حتي قتل وعام كردها در اوايل انقلاب بر ا ساس همين تفكر،همان سني بودن آنها بود.شما وهمكاران شما با سلاح مذهب به اهداف پليد خود ادامه مي دهيد..ما توده ايها با شناخت تاريخ تكامل اجتماعي وتحليل مشخص از شرايط مشخص ، انقلاب بهمن 1357 را انقلابي ملي و دمكراتيك،خلقي وضد امپرياليسم ارزيابي كرده ايم،چون معتقديم كه تمام اقشار مردم زحمتكش (كارگران ،كشاورزان ،كارمندان ،فرهنگيان،دانشجويان ،دانش آموزان ،كسبه وروحانيت) و حتي بورژوازي ملي در آن شركت داشته اند،وهيچكس حق ندارد آنرا به طبقه وقشري خاص نسبت بدهد.اما حمايت مااز امثال شما كه كه از نظر طبقاتي خرده بورژوا واز نظر سياسي، دمكرات انقلابي ،بخاطر اين بود كه شما از اهداف خلقي وضد امپرياليستي انقلاب بهمن كه خواست اكثريت مردم بود ،منحرف نشويد ،ومردم ايران را به اين فلاكت و بدبختي نرسانيد .دفاع حزب توده ايران از خط امام ،همان اهداف خلقي وضد امپرياليستي براي حفظ دستاوردهاي انقلاب بهمن 57 وگستر ش دستاوردهاي آن براي ايجاد استقلال ،صلح ،عدالت اجتماعي و آزاديها ي دمكراتيك بود،وتلاش ما اين بود كه انقلاب بهمن 57 به اين حال وروزامروز وخصوصاً15/ خرداد 85 گرفبار نشود.تجربه تاريخ ،روند تكامل اجتماعي وتجربه جنبشها وانقلابات ثابت كرده كه خرده بورژوازي يك طبقه بينا بين طبقه كارگر،كشاورز و سرمايه وداران است .وبايد مانند يك نوزاد شير خواره مراقب رشد او بود.چونكه هر نوع تند روي ،چه چپ وچه راست ،باعث انحراف او از دمكرات انقلابي بودن مي شود.چونكه وقتي اين خرده بورژوا دمكرات انقلابي از اهداف خلقي وضد امپرياليستي خود منحرف مي شود ،ديگر در غلتيدن به راست بدون ترمز مي شودوخيانت را به حد اعلا انجام مي دهد.وقتي هم خيانت مي كند،در جنايت وقتل ،از فاشيستهاي كلاسيك ،فاشيست تر ودر وطن فروشي وتاراج ثروتهاي ملي از بورژوازي كمپرادور وبورژوازي وطن فروشتر ،ودر توده مردم منفورتر مي شود .چنانكه اين حاكميت وبخصوص شما وخانواده ات از نظر مردم از خانواده پهلوي هم منفورتر هستيد.آيا اين رسوائي شما تجربه اي از تاريخ تكامل اجتماعي بشرنيست؟اما براي ما توده ايها بقول زنده ياد رفيق كيانوري :سرمايه ما كمونيستها ،صداقت ما است،كه به ما نيرو مي مي بخشدتا با ثبات واستوار بمانيم و تا پايان راه برويم ،وعلاوه بر اين صداقت ،دو ويژگي ديگر هم دارد.يكي آن كه مسري است وديگران را مبتلا ميكند،ديگر آن كه مردم آنرا خوب وسريع تشخيص مي دهند.افزون بر اين هيچ به اصطلاح ديپلماسي نيست كه در طول زمان از پرده بدر نيفتدورسوا نشود؟؟).آقاي هاشمي ، بهترين پاداش براي ما توده ايها ،خدمت به بشريت،سير تكامل تاريخ وآشكار شدن تضادهاي طبقاتي نفي شده وانكار شده از طرف شما واين حكومت ديني است.شما مي گوئيد ،مردم براي دين قيام كرده اندو مانند ماده پرستها براي شكم قيام نكرده اند.اما چرا خود ناقص اين گفته هستيد،روزگار گذشته خود را ببينيد،وامروز خودتان .آقازاده ها ورانت خوران را ببينيد.نمي خواهم اسم ببرم،چون چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است. اما مي توان گفت شما قوم اسپارتاكوس هستيد،كه بر عليه برده دار كه همان پهلوي باشد قيام كرديد ،اما نه اينكه برده داري ونظام سلطنت را از بين ببريد،بلكه بخاطر اينكه خود برده نباشيدو كسي از قماش خود را به جاي شاه آنهم با نام مستعارامام وولي فقيه را بر تخت بنشانيد تا بعنوان عروسك خيمه شب بازي از آن استفاده كنيد.ما توده ايها خواهان پاداش دنيوي وآخروي نيستيم ،ما از گذشته تاريخ تكامل اجتماعي وجبر تاريخ گزار از كمون اوليه به برداري ، برده داري به فئودالي ، فئودالي به سرمايه داري،فاشيست و سرمايه داري به امپرياليسم،تاسوسياليسم را ،وامروز بهترين پاداش ما ، تلاش در راه بدست آوردن و گسترش صلح ، عدالت و رفاه اجتماعي ،آزاديهاي دمكراتيك براي تمام بشريت است،بدون در نظر گرفتن اعتقاد به دين ومذهب ،رنگ ،زبان ،مليت وجنسيت است.و اما آگاه كردن شما وامثال شما جزعي از حركت تاريخ است ،وآنهائي كه با وجود صادق بودن ،بر اساس ذهنيات موضعگيري مي كنند،فقط چوب لاي حر كت آن مي اندازند،اما نمي توانند حركت منطقي تاريخ را سد كنند.راجع به آنهائي كه براي رسيدن به شريفترين هدف از شريفترين وسايل استفاده مي كنند،آيندگان قضاوت مي كنند.اما براي آنهائي كه مانند شما براي رسيدن به قدرت ا ز دست رفته ومنفورشده در برابر توده ها، از كثيف ترين وسايل ستفاده مي كنندچنانكه از سلاح سكس ودختران زيبا رو در كارناوالها واتوبوسها بعنوان حربه اي براي جلب آراي جوانان تشنه شهوت ومردم استفاده كرديد،وگفته ماكياول را كه هدف ،وسيله را توجيح مي كندپس براي رسيدن به هدف ،بايد از كثيف ترين وسايل، حتي جنايت استفاده كرد ، اين وسايل را بمانند قبله وكعبه قرار داده بوديد،تاريخ چه قضاوتي مي كند؟البته اگرچون شما در قيد حيات با چشم باز و حال وحاضر، قضاوت تاريخ را ديده باشيد.بله قضاوت تاريخ را ديده ايد،آنهم از نوع سخت،كه شما و خانواده ات را منفورترين در ايران وجهان نشان داد. بقول خودتان خدا دير گير است،اما شير گير است. شما از نظر تاريخ ومردم ،منفور ،مرده ومهره اي سوخته بيش نيستيد، انتخابات چند ساله ثابت كرد،كه شما آلت دستي براي ترقي ديگران واستتاري براي پنهان كردن جنايات وغارتگري آنها بوده ايد.امروز تنها بوسيله تبصره وبندها در قوانين تحميلي و زوري مانند بختك به مردم ،وخاك ماتم زده ايران چسبيده ايد.امروز نه تنها مردم ،بلكه نطفه هاي مشروع ويا نا مشروع خودتان ،شما وخانواده ات را خائن ،دزد ،وطن فروش ،ثروت اندوز ،عامل بيگانه ،عامل تعطيلي كارخانه ها وبيكاري ميليونها كارگر،فساد ومواد مخدر ،امريكائي،وعامل قتل وعام هزاران زنداني سياسي ،خصوصاقتل وعام 67 مي دانند.اگر آن خصلت را نداشته باشيد،مانند شاه مي گوئيدصداي ملت را شنيدم،با وجود اينكه اين سه خصلت مخصوص ديكتاتورها ست،خوب مي دانيدكه شما وخانواده ات منفور و قرباني هستيد.اگر قرار باشد مردم كسي كه عامل عقب ماندگيهاي اقتصادي،اجتماعي ،فرهنگي ايران است،محاكمه كنند ،شما وخانواده ات هستيد.سير تكامل تاريخ ايران وظيفه اين محاكمه را به حاكمين جديد،يا بقول شما دولت در سايه و پنهان ،اين ميلياردرهاي نظامي ،اين اسطوره ها ،اين نطفه هاي نا مشروع وببار نشسته شما سپرده است.اگر قرار باشد براي فريب مردم در زمان تسليم وسرسپردگي به امپرياليسم، بخصوص امريكا ،براي بقآوبر مسند قدرت ماندن،كسي را قرباني كنند،چاقتر،فربه تر،مقصرترومنفورتر از شما وخانواده ات پيدا نمي شود.واين بهترين گزيته وخوشايند مردم خشمگين وداغديده است.مردم دوست دارندعامل اصلي تمام بدبختيهاي خود را قرباني وخانه نشين ببينند.اسناد ومدارك در مورد عقب ماندگيهاوويراني اقتصاد ملي ،شكست در جبهه هاي جنگ وكشته شدن نزديك به يك ميليون نفر، وخسارات صدها ميليار دلاري در اين 27 سال، بهترين گواه براي اين قضاوت است.بدان اين سرنوشت شما وخانواده ات است.امروز نطفه هاي نا مشروع ببار نشسته ورشد كرده اند و مانند زالو به همه جا چسبيده اند .شايد عده اي از روي ناداني وعدم شناخت، و عده اي از روي دانائي وآگاها نه، خطر سلطه اين محافل ارتجاعي بورژوازي سنتي وضد توليد ملي وابسته به امپرياليسم امريكا وانگليس، كه در نيم قرن گدشته توسط حزب توده ايران هشدار داده شده بود ، توهم وخيال مي دانستند..البته امروز به واقعيت تبديل شده است .منظور باند حجتيه،مؤتلفه ومصباح يزدي هستندكه گفته بوديد ،اگر در انتخابات شركت كنند ،شما قهر مي كنيد.شرليط عيني حاكم بر جامعه ايران ،بهترين مصداق اين تحليل منطقي وعلمي حزب توده ايران است.بقول ماركس تاريخ دوبار تكرار مي شود،بار اول كمدي وبار دوم به شكل تراژديك. اشتباهات وتخلفات شما در زمينه مسائل اجتماعي، كه پيامد آن عميق تر شدن تضادهاي طبقاتي ،فاصله گرفتن بين فقير وغني كه در اثر تقسيم نا عادلانه ثروت ومخدوش شدن نقش فرد در جامعه بر اثر روابط ،رانت ووراثت ،صرفنظر از ظوابط ،ودر نهايت برخورداري يك طبقه جديد در ايران كه كمتر از ده درصد كل جامعه را تشكيل مي دهد،ولي از 90 /.نود درصد امكانات مادي ورفاهي استفاده مي كند .فساد ،ترويج مواد مخدر ،بيكاري ،غارت بيت المال (400 ميليارد دلار سرمايه ملي پول از در آمد نفت وحيف وميل آن در طول جنگ توسط شما وفرماندهان ديروز ووزيران امروز دولت ا حمدي نژاد كه طبق مصاحبه با ويژه نامه جنگ همشهري در شهريور 1385 كه حتي آقاي خميني را فريب داده بودندوآقاي خميني خواهان اعدام آنها شده بود،به جرم خيانت وفريب مردم وخودش.البته نزديك يك ميليون نفر كشته وصدها هزاروشايد ميليونها نفر زخمي، ونابودي اقتصاد وسرمايه هاي ملي كه به چندين صد ميليارد دلار مي رسد)،در نظر توده هاي آگاه ونا آگاه ،آنقدر زياد است،كه مي تواند بهترين سند براي خيانت وجنايات وعقب ماندگيهاي مادي ومعنوي ودر نهايت محاكمه واعدام شما تلقي شود.شما خود عاملي بوده ايدكه خيلي از افراد وشخصيتهاي عادي وسياسي را باهمين حربه ها خانه نشين وروانه گورستان كرده ايد.اما بخاطر همان سه خصلت خاص ديكتاتورها فراموش كرده ايدكه اين چاه را براي آينده خود حفر كرده ايد،كه خود در آن سقوط كنيد.امروز شرايط ايران بغرنج است، ونبود امنيت داخلي و امكان نقض تماميت ارضي ايران ، سقوط شما را نزديك مي كند ،اين خطر توسط نظاميان بوروكرات وزير شده در دولت احمدي نژاد بوجود آمده وهنوز ادامه دارد.نظاميان رنگ وبوي جا ومقام را حس كرده اند،فاشيست ديگر متحدي نمي خواهد،بلكه براي فريب مردم به گوشت و خون ، وقرباني چاق وچله احتياج دارد،وشما وخانواده ات بهترين وفربه ترين گوشت براي قرباني هستيد.چون هدف امپرياليسم امريكا در اين صده تجزيه ايران وتغيرات جغرافيائي در كل منطقه است.تجزيه شوروي ،يوگسلاوي،يمن ،اتيوپي ،افغانستان،عراق ،بهترين نمونه است.تجزيه ايران طبق طرح شوم برنارد لوئيز صهيونيست است.(افشاگري اين طرح توسط حزب كمونيست هندوچاپ آن توسط حزب توده ايران در نامه مردم ارگان مركزي حزب ،چند روز قبل از حمله عراق به خاك ايران بود،البته اين حمله قسمتي از اين طرح بود.حزب توده ايران اين حمله را هشدار داده بود،ولي كسي توجه نكرد)طبق اين طرح سه كشور جديد در منطقه بوجود مي آيد،عربستان،كردستان ،بلوچستان.كشور عربستان از تمام كشورهاي عربي وخوزستان ايران( البته شما زمان اشغال خوزستان فرموديداشكالي ندارد خوزستان از ايران جدا شود،ما جنگ را ادامه مي دهيم)-گشور كردستان كه از كردستان ايران ،عراق ،سوريه،تركيه وقسمتي از آسياي ميانه شوروي،كه البته تا به امروز حزب دمكرات ايران با اين طرح مخالفت كرده وگفته ما خودمختاري را در چارچوب تماميت ارضي ايران مي خواهيم،ما كرد هستيم،؟اما كرد ايران .-كشور بلوچستان كه از سيستان وبلوچستان ايران ،كشور پاكستان ،افغانستان،،ازبگستان وتاجيكستانتشكيل مي شود.تمام معادن ومراكز نفتي وگازي پاكستان در بلوچستان هستند.مي دانيد كه كشور ايران داراي خلقها ومليتهاي گوناگون ويا بقول معروف كثيرالملل است،وآنقدر اختلافهاي قومي وملي ناشي از ستم ملي ويا ستم مضاعف توسط گذشتگان وخصوصاٌشما بر اين خلقها زياد استكه شرايط اين حادثه تاريخي را فراهم مي كند،مگر تحولي نوين ومردمي بنفع تمام خلقهاي ايران بوجود آيد .اذهان عمومي ايران وجهان آمادگي پذيرش اين تغيرات جغرافيائي رادارد.خدشه به تماميت ارضي ايران به بهانه غني سازي براي بدست آوردن سلاحهاي هسته اي ،و نداشتن درايت سياسي ودر دام امپرياليسم افتادن در اين موش وگربه بازي خطر ناك است. هدف دراز مدت امپرياليسم ،يك آزمايش عملي از انفجارات مواد اتمي انبار شده در زير زمين است.آنها دوكشور ليبس وايران را انتخاب كرده بودند.انفجار تآسيسات زير زميني وانبارهاي حاوي مواد اتمي وبمب هايي كه توسط امپرياليستها وعواملل خودشان به ما فروخته بودند.بعد بمباران وفاجعه ملي كشتار چند ميليوني اينطور توجيح مي كنندما با سلاحهاي معمولي ايران را بمباران كرده ايم ،واگر فاجغه اي براي مردم رخ داده است،بخاطر سهل انگاري وانفجار مواد اتمي وسلاحهاي مخفي شده در زير زمين بوده، كه ما پسشگيري كرده ايم.ما گفتيم ايران سلاح وبمب اتمي دارد ،ولي كسي باور نكرد،ودر نهايت تحسين امريكا وناتوبعنوان ناجي بشريت است. رمان تخيلي سقوط 79، كه توسط يك مآمور سابق سازمان سازمان سيا نوشته شده ،بهترين سند براي اين فرضيه است.در اين رمان ،خانواده سلطنتي پهلوي به كمك نظاميان وابسته به در بارويك دانشمند سويسي در آبادان مخفيگاههاي زير زميني براي درست كردن بمب اتمي ساخته اند، ومخفيانه اورانيوم غني شده كه از نظر آژانس با درجه پائين براي نيروگاههاي برق ، كه زير نظر سازمان انرژي اتمي وابسته به سازمان ملل توليد مي شود ، به محل ساخت بمب اتمي در آبادان مي برندودر آنجا غني وبا كيفيت بالا در ساخت بمب استفاده مي شود.ايران در همين زمان با آمريكا اختلاف داردوصدور نفت به امريكا واروپا به خطر افتاده ،ايران ذخاير ارزي خود را از بانكهاي اروپا وامريكا خارج كرده وبه ارزهائي ديگر تبديل كرده وبه بانكهاي كشورهايي مانند سويس وژاپن مي سپارد. ....در اين رمان يك خبر نگاريا مهندس امريكائي در يك جريان عاشقانه بكمك دختر دانشمند سويسي به اين نقشه پي مي برند كه ايران قصد حمله اتمي به كشورهاي عربي واز جمله اشغال چاههاي نفت عربستان سعودي رادارد .چند ساعت قبل از اينكه هواپيماهاي حامل بمب هاي اتمي از فرودگاه آبادان به پرواز در آيند،با كمك امريكا وناتو وناوگان هوائي آنها فرودگاه آبادان را بمب باران مي كنند،ودر اين حادثه تمام خانواده سلطنتي واز جمله شاه ونظاميان وتمام منطقه خوزستان نابود مي شود.البته تصور امريكا وشركا اين بود كه بمبهاي اتمي ساخته شده در ايران ،داراي آلودگي با زمان محدود هستند،ولي اشتباه مي كردند،چون مواد گازي واورانيوم استفاده شده در اين بمب ها ، با عث آلودگي منطقه،و تا سالها ادامه خواهد داشت وساليان زيادي نمي توان از چاههاي نفت استفاده كرد.امريكا براي اين آزمايش نظامي سالها ست كه نقشه مي كشد ،وامروز شمانظاميان رانت خوار ،خصوصاٌ اين دولت نظامي ،شرايط خوكچه هاي آزما يشگاهي را داريد ،خودخواه،مغرور ،تازه به دوران رسيده ،حسود ،خائن وخيانت به طبقه خود ،شهوتران ،انحصارطلب وتماميتخواه،وآلت دست آنجور زنها شدن، امپرياليستهاي امريكائي ،انگليسي اروپائي ،همان ميلياتريسم نظامي ،مالي به كمك مافياي روسيه ،چين ،پاكستان،....قطعات موشك وبمب ،مواد اوليه وحتي بمب هاي اتمي كوچك را به ما فروخته اند،حتي مي دانند كه كجا مخفي ،ودر كدام سنگر ها وتا چه عمقي در زمين پنهان كرده ايم.هدف اصلي ،آنها مي خواهندبمب هاي سنگر كوب (يونكر هاستر )خود را امتحان ،وقدرت تخريب سلاحهاي مخفي ايران درزير زمين و شعاع آلودگي ولاشه هاي گوشت بجا مانده را بر رسي كنند.در برابر اين فاجعه وجنايت هيچ كشور و يا سازماني از آنها سؤال نمي كند.چون بعد از بر رسي آثار بجا مانده از اين سلاحهاي مخفي در محل فاجعه ،اعلام مي شود كه امريكا وناتو از وقوع يك حمله تروريستي با سلاحهاي اتمي از طرف ايران به ملل جهان جلوگيري كرده ايم.تجربه بمباران كارخانه هاي داروسازي ليبي وسودان بهترين گواه است.بعد از بمباران ليبي وسودان توسط امريكا،گروههاي تحقيق ثابت كردندكه اين مراكز غير نظامي ،وهيچ آثاري از سلاحهاي شيميائي وسمي وغير متعارف وجود نداشته است.يا اشغال عراق براي پيشگيري از حمله شيميائي واتمي صدام،بعد از اشغال عراق مشخص شد كه در عراق هيچگونه سلاح غير متعارف پيدا نشده است.آيا امريكائيها آنقدر احمق بودندكه به چنين حمله اي دست بزنندوبعد سلاح پيدا نكنند؟آياعراق سلاح هاي شيميائي وغير متعارف نداشته ويا اگر داشته چه كساني آنها را پنهان كرده اند،آيا امريكائيها در اين توطئه مخفيكاري دست داشته اند،يا هدف ترغيب ايران براي ادامه غني سازي وخريدمواد وسلاحهاي غير متعارف، وبدام افتادن كامل براي نابودي خود است،ويا قدرت تبليغاتي امريكا ومتحدان آنقدر قوي است كه يك توهم را به واقعيت تبديل كنند؟ اينجا درايت سياسي مطرح است،كه با توجه به تجربه سه دهه گذشته وخصوصاٌدوران جنگ وپس از آن،با توجه به خصوصيات مقامات ايراني ،بخصوص دولت احمدي نژاد،بايد آنها راخالي از درايت دانست.اما شما اگر يك ذره درايت سياسي مانند رهبران نيكاراگوئه مي داشتيد،هيچوقت عراق به ايران حمله نمي كرد،واز ادامه دادن جنگ قبل از شكست وپذيرش قطعنامه در سال 1361 (البته با توجه به اينكه طبق گفته خودتان شما وفرماندهان نظامي جنگ كه امروز وزراي احمدي نژاد هستندآقاي خميني را فريب داده بوديد) از كشته شدن بيش از يك ميليون نفروبه هدر رفتن صدها ميليارد دلارپول نفت (چهارصد ميليارد دلار پول ذخيره)،اقتصادملي ،صنايع وشهرها را با سر بلندي جلوگيري مي كرديد .آقاي هاشمي ،شما فريب همين نظاميان وزير شده فعلي را خورده ايد،كه قول فتح بصره در چند روز ، واستفاده از چاههاي نفت را به شما داده بودند ،البته خودشان از طريق رانت مشغول ثروت اندوزي وانتقال آنها به كشورهاي منطه بودند،كه البته با خون مردم امضا مي شدند،وامروز قدرت حكومتي را در دست دارند،ودر آينده نزديك حاكميت وتماميت ارضي كشور را براي حفظ بقآخود ،به امپرياليسم تحويل مي دهندو لقب ژنرال مشرفي به خود مي دهند.شما حتي از سلطن محمد خدابنده صفوي كمتر هستيد،كه ايران را به مغولها تحويل داد،لااقل او خرافاتي وپايبند اعتقادات خود بود.متآسفانه شما اعتقاد او را نداريد.درايت سياسي را از ساندنيستهاو دولت نيكاراگوئه ياد مي گرفتيد،كه با وجود اينكه امريكا چند كشور همسايه را تحريك به جنگ با آنها مي كرد ،ولي دولت ملي براي اينكه مردم صدمه نبينند،با اين دولتها مذاكره كرد،حتي به آنها امتياز دادندودر برابر آن، امتياز گرفتند،حاكميت ملي وتماميت ارضي كشور خود را حفظ كردند ،ودر اين مدت قوانيني مترقي بسود مردم وبراي آينده فعاليت خود تصويب كردند،وزماني كه احساس كردندممكن است كشور تجزيه وهزاران نفر كشته شوند،با وجود تقلب در انتخابات توسط عوامل امريكا ، براي نجات جان مردم، شكست در انتخابات را پذيرفتندوكنار رفتند.شعار گروههاي مخالف در زمان انتخابات اين بود،اگر مي خواهيد نوزادان داخل گهواره شما كشته نشوند،به ساندنيستها راي ندهيد.امروزبعد از گذشت چند سال ،مردم به ماهيت اين گروههاي امريكائي پي برده اندودر آينده نزديك در يك انتخابات قانوني به ساندونيستها راي مي دهند.درايت سياسي شما در اين زمان چه بوده است؟ جنگ را بدون دليل ادامه داده ايد،ثروتهاي ملي (مادي ومعنوي) وانسانهاي شريف را نابود كرده ايد،قوانين ارتجاعي وضد مردمي را تصويب كرده ايد،مخالفين سياسي را قتل وعام كرده ايد،واز آن بالاتر، لكه ننگ ايران گيت ويا ايران كنترا (خريد اسلحه از اسرائيل در طول جنگ)را بر تاريخ ايران ثبت كرديد . شما در زمان رسوائي ايران گيت ،يا ايران كنترايا ارتباطمخفي با امريكائيها وخريد اسلحه از اسرائيل گفته بوديد:اگر مي دانستيم كه اين اسلحه ها از اسرائيل وتوسط هواپيما هاي اسرائيل بدست ما مي رسد،هرگز در جنگ با عراق از آنها استفاده نمي كرديم.آقاي هاشمي ،شما با اسلحه هاي اسرائيلي با عراق كه دشمن اسرائيل بود،مي جنگيديد،وعراقيها هم مانند شما در دام امريكا افتاده بودند،طبق مصاحبه با ويژه نامه همشهري2/مهر/85:پول اين اسلحه ها را اسرائيل و امريكا به ضد انقلابيون نيكاراگوئه پول مي رسانديد،يعني گروه ضد انقلابي وجنايتكار كنتراها ،كه حتي از نظر سياست امريكائيهاومحافل بين المللي غير قانوني ،خرابكاروجاني ،وحق ارتباط ورساندن ارز واسلحه به اين گروه غير قانوني را نداشتند،.(مصاحبه :موضوع چگونه لو رفت؟به نظرم موضوع اينطور لو رفت كه اينها يك مقداري از اقلامي را كه به ما دادندگران فروختند،براي اينكه پول اضافه اش را به نيكاراگوئه ببرند.چون در آنجا خرج داشتند... ).البته نگفتيد كه رابط شما با اسرائيل فرزند كاشاني بوده .كسي هم كه خبر را به روزنامه الشرا ع رسانده واين افتضاه را افشا كرد،مهدي هاشمي از اقوام آقاي منظري بوده ،كه بعد شما با يك دسيسه او را اعدام كرديد.شما شهامت اين را نداشتيدكه بگوئيد،اين پول توسط كنترا در نيكارگوئه براي انفجار و نابودي مدارس ،بيمارستانها ومراكز اقتصادي و قتل كودكان داخل گهواره وزنان ومردان استفاده مي شده است.شما درايت سياسي نداشتيد،كه اميدوارم براي نجات ايران وجلوگيري از يك جنگ وفاجعه ملي ،آنرا بدست آوريد،براي تجربه درايت سياسي را ا ز دولت خلقي افغانستان در گذشته وبخصوص دكتر نجيب كه بد ست نوكران شما زنده زنده مثله وقصابي شد،ياد بگيريد.زماني كه دكتر تجيب به عنوان رئيس جمهوردولت دمكراتيك افغانستان راس كاربود، نگذاشت گلوله اي به كابل شليك شود.اما وقتي نيروهاي ارتجاع و طالبان طرفدار انحصار وصدور مواد مخدر به كمك سلاحها ومستشاران امريكائي اروپائي ايراني وپولهاي وهابيهاي عربستاني، ايراني وسازمانهاي نظامي ،اطلاعاتي ايراني وپاكستاني قصد حمله به كابل را داشتند،با وجود اينكه دكتر نجيب وطرفداران حزب خلق مي توانستند مقاومت كنند،ولي به خاطر اينكه به شهركابل ومردم آسيب وصدمه اي نرسد،دولت را تحويل اين جنايتكاران داد،شما در آن زمان چه كرديد.طبق گفته خودتان بعداز قطعنامه پايان جنگ:ما حق نداريم براي مردم عراق تعين سرنوشت كنيم،مردم عراق خود بايد حكومت خود را انتخاب كنند،ما تمام نيرو را براي پيروزي انقلاب اسلامي در افغانستان صرف مي كنيم،وبراي اقتصاد ،تمام تلاش رسيدن به رشد اقتصادي سال55-56 قبل از انقلاب است). شما به تمام آن گروه هاي ارتجاعي كمك كرديد،كلبدين حكمتيار اين مآمور سازمان سيا (طبق نوشته روزنامه جمهوري اسلامي)ودارنده كارخانه هاي متعدد توليد هروئين وصادر كننده مواد مخدر به اروپا وجهان وترانزيت آنها از ايران توسط سازمانهاي اطلاعاتي ايران(غلامحسين نداف دزفولي نماينده وليان فقيه و عضو بالا مقام اطلاعات در ستاد بين المللي مواد مخدر كه در ارتباط با ترانزيت مواد مخدر به اروپا دستگير ومدتي در اوين زنداني بود ،تا عفو رهبري شامل حالش شد ،وامروز در دزفول نخود ولوبيا مي فروشد).وديگر رهبران رتجاعي را در دامان خود پرورانديد،حكمتيار بهترين جايگاه را درشمال تهران وحضور مرتب با مقام رهبري را داشت.شما امكانات نظامي ،مالي به اين گروها ي تروريست رسانديد،ترانزيت 90 درصد مواد مخدر از خاك ايران به اروپا را تضمين كرديد،در قتل وحشيانه دكتر نجيب شركت كرديد،افغانستان را ويران كرديد. و در نهايت هارتلند ،اين قلب زمين را بعنوان زمين سوخته ،تحويل امريكا داديد.اسرائيليها وارد آنجا وامريكا يك دلال شركت نفتي بنام حامد كرزاي يا پرويز مشرف بدون درجه نظامي و ستاره را بعنوان رئيس جمهور به مردم افغانستان تحميل كردند.شما بعد ازشكست در جنگ و پذيرش قطعنامه بجاي دلجوئي از مردم ايران واقرار به خيانت وفريب رهبر ومردم ايران (مصاحبه : دو سه نفر را به من معرفي كردندوپيشنهاد دادند كه آنها را اعدام كنيم،ولي من نپذيرفتم....در اواخر جنگ امام چند نفر را مامور كردندكه براي برخورد با اين مسئله دادگاه تشكيل بدهند.....2/مهر/85 همشهري)، قوانين ظالمانه تصويب وبراي سر پوش گذاشتن بر اين خيانت وجنايت ،هزاران نفر را قرباني كرديد ،به غارت وحيف وميل ثروتهاي ملي پرداختيد،براي تسكين اين شكست وضربه زدن به مخالفين ادامه جنگ وافشا كنندگان اين خيانتها به قتل وعام زندانيان سياسي واز جمله رهبران حزب توده ايران پرداختيدوفاجعه قتل وعام زندانيان ومبارزين سياسي سال 1367 را بر تاريخ خونين ايران ثبت كرديد.مردم ايران ،عراق وافغانستان نابود شدند. باز درايت سياسي را ياد نگرفتيد،حال درايت سياسي را از دولت خلق ليبي ورهبرش سرهنگ قذافي ياد بگيريد،كه براي حفظ تماميت ارضي ليبي ،نجات مردم ووطن از نابودي چه سياستي به كار برد،البته خود اطلاع داريد،اما چون براي حفظ تماميت ارضي ونجات مردم بود،وشما چنين خصلت وشهامتي را نداريدوخصلت شما غارتگري بيت المال وقتل وعام مردم است،اين سياست را خائنانه، ورهبري ليبي را خائن ، سازشكار با امريكا معرفي كرديد.يا كشور سوسياليستي كوبا:كاسترو بغل گوش امريكائيها قرار دارد،با درايت سياسي حزب كمونيست به رهبري كاسترو، وبا تكيه بر پشتيباني مردم ،حافظ حاكميت ملي وتماميت ارضي ،ورفاه وسلامتي را براي مردم كوبا به ارمغان آورد.كوبا توانست با همين سياست صلح ، كه تكيه بر قدرت ورضايت مردم بود ،امريكا را در تمام مجامع سياسي ،رسوا ومنزوي كند،وامروز مي بينيم ،با وجود تمام دسيسه ها ي امريكا ،اين كوبا است كه ثابت كرده ،با حفظ استقلال ومنافع ملي ،خواهان روابط صلح آميز با تمام دنيا ،حتي كشور امريكاست،ومي بينيم بعد از چند سال تمام دنيا وبخصوص امريكاي لاتين به حقانيت كوبا پي برده ودر راه اهداف كوبا ،وپذيرش اقتصاد سوسياليستي گام بر مي دارندونزولا،بوليوي ،مكزيك ،........كوبا بدون استفاده از سلاح وبمب اتمي وفقط با تكيه بر قدرت وكار مردم توانسته يك رفاه نسبي براي اكثريت مردم فراهم كند،اما شما در زمينه رفاه اجتماعي چه كرده ايد،ايران از نظر منابع گاز ونفت در مقام اول تاتعداد انگشتان يك دست است ،كوبا بجز قدرت ونيروي كار مردم ،هيچ ندارد.اما داستان اين درايت قذافي چه بود؟ رهبريت ليبي اطلاع يافت كه سالهاست كه سازمان سيا C I A امريكا با كمك ديگر امپرياليستها وارتجاعيون پاكستاني ومافياي روسيه ،سنگاپور وپدر بمب اتمي پاكستان (خان)،تجهيزات واطلاعات ساختن بمب وسلاحهاي اتمي را به ليبي مي رسانند،در ايجاد سنگرها ومخفيگاههابه آنها ياري مي رسانند.هدف ، بمباران اين تآسيسات وبرآورد تخريب ،كشتارو آلودگي محيط زيست توسط اين سلاحهاي مخفي شده بود ،وپيامد اين آزمايش ،استفاده وفروش سلاحهاي جديدونابودي تماميت ارضي وحاكميت دولت خلقي ليبي بود درايت سياسي رهبريت ليبي بر اين منطق بودكه حال كه اتحاد شوروي وكشورهاي سوسياليستي وجنبش رهائي بخش وجنبش صلح قدرتمند وجود نداردكه از ليبي حمايت كنند،واذهان جهاني توسط تبليغات امپرياليستي بر عليه ليبي ،آماده است،پس بخاطر شرايط جديد حاكم برجهان بايد توطئه را خنثي كرد.مخفيانه با امريكا وتمام دول جهان تماس مي گيرندوتمام نقشه ها ومخفيگاهها موجود در اين زمينه ها را به آنها تحويل ،وخواهان بازديد وسر كشي از اين مراكز وتاسيسات مي شوند.تمام اسناد ومدارك وتجهيزات فروخته شده توسط اين شياطين به ليبي را به امريكائيها تحويل وبا چندين هواپيما از ليبي خارج مي كنند.دولت ليبي مي گويد ،ما نفت ومنابع سر شار از ثروت داريم ،وتمام اينها در اختيار مردم ليبي هستند،پس هركس استقلال وتماميت ارضي ليبي را به رسميت بشناسد،ما هم با آنها رابطه بر قرار مي كنيم.حالا حتي امريكائيها با ليبي براي تجهيز وخريد نفت ليبي قرار داد بستند.با اين درايت نه تنها دولت ليبي توطئه امريكا را خنثي ،بلكه مخالف تروريسم وحامي صلح شناخته شد.اما شما خواهان ايجاد تشنج در كشور ومنطقه ودنيا هستيد.بقول اين آقايان وزيران دولت احمدي نژاد كه قبلا فرمانده سپاه، اطلاعاتي وزندانبان بودند:ما با اسامي جعلي به حج مي رويم كه بتوانيم با اين افريقائيان تماس بگيريم ومفاتيحي ،قرآني وپولي براي فعاليت به آنها برسانيم .چون با وجود تشنج وبحران ،مردم نمي توانندخواهان رفاه اجتماعي و صلح باشند،وشما به راحتي با سوار برموج به غارتگري ثروتهاي ملي مي پردازيد.آيا شما در اين 27 سال بجزكشتارمردم ،ترويج فساد ،مواد مخدر، غارت سرمايه هاي ملي وتقسيم آنها بين خانواده ودوستان خودي ،كاري ديگر داشته ايد،خود وفرزندان همراه با برادر خانمها چند شركت داروئي وصنعتي را بالا كشيديد؟ از سودها ورشوه هاي فرزندان شما در مترو، وپورسانتهاي غير قانوني با شركتهاي نفتي خارجي ،بوي خون وكثافت به مشام مي رسد. بقول خودتان قبل از سال 57 پول براي خريد ماشين قسطي را نداشتيد.مگر امام علي نگفته :اگر بدانم پول بيت المال به غارت رفته ،حتي اگر شده از كابين زنان آنها بيرون مي كشم،هنوز جوهر رشوه گيري پسرتان از يك شركت نروژي خشك نشده است.البته شما آلت دست اين گروهيد (حجتيه ومؤتلفه وابسته به ارتجاع وبورژوازي سنتي ضد توليدملي وطرفدار واردات كالاهاي بنجول براي نابودي اقتصاد ملي،)كه در سيماي دولت احمدي نژاد ظاهر شده اند،علاوه برغارت ،قصد نابودي ايران را دارند.اين نمايندگان ارتجاع بورژوازي سنتي تحت حمايت حجتيه ومؤتلفه وابسته به امپرياليسم ،كه با فريب اذهان عمومي وسؤاستفاده از احساسات ديني مردم ،خودرا نماينده خدا ،رسول خدا وآقا امام زمان مي دانند، و اخيراٌچاه پر شده جمكران را خالي وويتريني با پارچه ومهتابي سبز در آن محوطه گذاشته اندوبا مخارج ميليوني مردم را فريب مي دهند،البته اينها همان نطفه هاي نا مشروع شما هستندكه امروز محصوليها ،حاج آقا ثمره ها و.....،را بوجود آورده اندو با شعار مرگ برامريكا زير عباي آل امريكا ودولت فخيمه انگليس ،تمام مناقصه هاي نفتي را به امريكا ،البته به قول شما به بخش خصوصي مستقل ديك چيني وخانم رايس در كنسرسيوم شوران توسط سيروس ناصري يها نماينده ايران درسازمان انرژي اتمي وپناهنده جديد به دولتهاي فخيمه داده اند.راستي راستي، مرگ بر امريكا،كه در اصل مي گوئيد: مرگ برجد وآباد مردم ايران ،بقول آقاي قرائتي وقتي سوار شديد ،ديگر پياده نمي شويد.بوي تعفن اين خيانتها وجنايتها آنقدر زياد ه،كه اشغالها وكثافتها در تاريخ از بوي شما شرمنده مي شوند. شما زباله نيستيد،بلكه هرزه ايد،و زباله دان تاريخ جاي اشغاله ،نه هرزگان. دولت ليبي به تمام جهانيان اعلام كرد كه ما مخفيانه تحقيقات هسته اي داشته ايم ،وحال بيائيد واز مراكز مخفي وكارخانه هاي اسلحه سازي بازديد كنيد،با اين سياست تمام نقشه هاي شوم امپرياليسم براي نابودي استقلال وتماميت ارضي ليبي نقش برآب شد.دارايت سياسي رهبريت ليبي از شرايط جهاني وتناسب قوا ، باعث حفظ استقلال و تماميت ارضي ،وجلب توجه دنيا بعنوان يك كشور صلحدوست ،واستفاده از امكانت بالقوه وبالفعل جهان براي رفاه وتآمين اجتماعي مردم بود.اگر اين درايت نبود ،امپرياليسم امريكا با جلب متحدان ناتوئي وارتجاع عرب وافريقا ،با بمباران اين تآسيسات ،فاجعه اي ملي با كشتار ميليوني بوجود مي آوردند.وبعد از تحقيق وكشف اين قطعات و سلاحها،مردم دنيا ليبي را سرزش ومستحق چنين تنبيه،وامريكا ومتحدان را حق مي دادند كه چنين پيشگيري، براي نجات بشريت انجام داده است.،در گذشته ها مي گفتند،هنكام درگيري دو نفر با چاقو،اگر چاقو را كشف مي كردند،جرمش بيشتر از زدن وزخمي كردن در حين دعوا بود،چون مي گفتند ممكن بود با چاقو يك نفر كشته شود.پس پيدا شدن اين سلاحها ،تآئيدي بر تنبيه بيشتراز اين چند ميليون كشته بود .مسئولين ليبي بر عكس حاكميت كور،كر وخر نادان ايران هستند،كه مست قدرت پوشالي وعنكوبتي، وتحسين شده از طرف دشمنان مردم ايران هستند.آنها ثروتهاي ملي را براي رفاه مردم ليبي ،واين شعار ركن اصلي سياست ملي ليبي كه براساس هركشوري منافع ملي ما را نظر بگيرد،ما با آن رابطه بر قرار مي كنيم.اما مسئولين مملكتي ما مانند كپك سر زير برف كرده اندوفكر مي كنندكسي آنها را نمي بيند،چون فقط منافع شخصي وجيب گشاد خود را در نظر دارند،وبه منافع ملي مردم ايران كار ندارندالبته هر زماني كه در چاله مي افتند،از لاشه هاي مردم ايران نردباني براي بالا آمدن مي سازند،مانند دوران جنگ كه ازلاشه هاي مردم ايران سپر بلا مي ساختندكه خود به ثروت اندوزي ،غارت وسرمايه گذاري در كشورهاي عربي وجهان ادامه بدهند.امپرياليسم امريكا بعد از اشغال عراق ،با مخفي كردن ابزار وسلاحهاي غير متعارف ،شيميائي و هسته اي،با يك ترفند ،يعني بي آبرو كردن خود،مسئولين ونظاميان حاكم ،بخصوص دارودسته نظامي،تاجر وپادگاني احمدي نژاد رابا توجه به خصلتها ي غير انساني ،وبيماريهاي روحي ورواني ،فريب وترغيب به خريدوگسترش تحقيقات براي بدست آوردن سلاحهاي اتمي وشيميائي كرده است(حتي مي گويندسلاحهاي غير متعارف موجود در عراق به ايران منتقل شده اندتا در زمان شروع توطئه وحمله به ايران از آنها استفاده كنند).شما در دام نقشه امريكا افتاده ايد،ومي خواهيد براي خود ومردم ايران اينگونه توجيح كنيدكه چون امريكا وانگليس در مورد وجود سلاحهاي شيميائي واتمي در عراق به جهانيان دروغ گفته اند،پس اگر در مورد ايران وداشتن سلاحهاي اتمي وشيميائي بگويند،جهانيان باور نمي كنند.پس در دامي مي افتند كه امريكا طراحي كرده است.خريد مواد اوليه،اطلاعات ،قطعات بمب وحتي بمبهاي كوچك از واسطه ها ،همانكساني كه بدستور مستقيم وغير مستقيم امريكا ومتحدان در چين،پاكستان ،سنگاپور،اروپا ،ومافياي سلاح روس براي توطئه وآزمايش با ارقام نجومي به ما مي فروشند و ما انبار مي كنيم،براي روز موعود كه امريكا فاجعه ملي وكشتار چند ده ميليوني را بوجود آورد. 1. هدف اصلي توطئه وجنايت تاريخي اين است:امريكا و اروپا ،كه همان اليگارشي مالي ،نظامي وصاحبان انحصارات و كارخانه هاي اسلحه سازي مي خواهند بدانندكه قدرت تخريب وآلودگي زيست محيطي اين سلاحها ومواد فروخته شده به ايران كه زير زمين پنهان شده ،چقدر است.امريكا سالهاست كه مي خواهدبطور عيني وعملي اين آزمايش را انجام دهد،ولي جائي را نتوانسته پيدا كند،ولي اين قرعه بنام ليبي و ايران خورد،البته با آگاه شدن رهبريت ليبي از اين توطئه ودرايت سياسي اين نقشه شوم را خنثي كرد.اما حاكميت ايران با داشتن سه خصلت ونداشتن شعور سياسي وانساني ،تمام شرايط عيني وذهني را براي اين عمليات وجنايت جهاني آماده كرده است.امريكا و متحدين با استفاده از بمباران هوائي واستفاده از بمب هاي سنگر كوب يونكر هوس كه صدها متر دراعماق زمين و صخره هاي مرجاني فرو مي رودبه انبارها وسلاحهاي مخفي ومشخص شده ازقبل زير زمين حمله خواهد كرد،نظر من از پنجسال گذشته اين استكه سه منطقه اصفهان ،كاشان واراك ونطنز تماماٌ نابود خواهند شد و ميليونها نفركشته مي شوند.توجيه امريكاوشركاي ناتوئي ،كشف اسنادومدارك و تجهيزات بجا مانده از آثار مواد اتمي وشيميائي بجا مانده در محل فاجعه ،وگفته هاي احمقانه مسئولين كشوري وبخصوص اين رئيس جمهور نادان فعلي است،كه خواهان نابودي اسرائيل ،كه گويا كاسه داغتر از فلسطينيان شده ،كه خواهان صلح ومذاكره با اسرائيل هستند.همه دنياي صلحدوست وترقيخواه خواهان نابودي صهيونيست در اسرائيل هستند كه بعنوان يك سلاح تبعيض نژادي حتي عليه نيروهاي مترقي و صلحدوست اسرائيل توطئه مي كنند .البته همه مي دانند كه صهيونيست ورژيم ولايت فقيه انجمن حجتيه وهيئت مؤتلفه وباند مصباح يزدي وابسته به بورژوازي سنتي وضد توليد ملي يك وجه اشتراك دارند،وآن نژاد پرستي وتبعيض نژادي،ديني ،خودي غير خودي در كشور است.كساني كه توسط خانواده كاشاني به عنوان رابط با اسرائيل ،اسلحه وارد مي كنندوروابط مخفي دارند،ونژاد پرستان كوكلس كلان ضد سياه پوست در امريكا ونئونازيها را دعوت مي كنند كه در كنفرانس هولوكاست شركت كنند.البته دم خروس پيداست.بله امريكا توجيه مي كند كه من از وقوع يك حمله با اين سلاحها پيشگيري كرده ام ومورد تشويق دنيا قرار مي گيرد.همه دنيا از انرژي اتمي براي استفاده در توليد نيروي برق وعلم وصنعت استفاده مي كنند،اما در نهايت خواهان نابودي تمامي زرادخانه ها وسلاحها اتمي هستند.دنيا سياست ايران را ايجاد كننده تنش وبحران ،وكشورهاي منطقه اين سياستها را براي خودشان خطرناك مي دانند.البته اين اعمال باعث خوشحالي امريكا مي شود،چون به اهداف خود نزديك وايران بيشتر در چاله حفر شده توسط امريكا فرو مي رود.امريكائيها فقط شرايطي براي آزمايش سلاحها وانفجارهاي زير زميني مي خواهند،كه بتوانند برآورد كنندچند ميليون آدم كشته ،وچند سال منطقه آلوده مي ماند.زماني كه امريكا با بمب هاي اتم به ژاپن حمله كرد،تمام شرايط چهاني ،خصوصاُ تنفر وانزجار از ژاپنيها فراهم بود.هنوز همسايگانش، چين وكره، كثافتكاريهاي فاشيستهاي ژاپني را فراموش نكرده اند،پس اگر تمام ژاپن را نابود مي كرد ،بجز اتحاد شوروي ،كشوري اعتراض نمي كرد.بدنبال سياستهاي اتمي غير شفاف و جنگ افروزانه ايران، واستفاده تبليغاتي امريكا براي ترساندن ملل جهان، در يك نظر سنجي بي نظير تاريخي ازمردم صلحدوست آلمان درمورد پيشگيري از يك حمله تروريستي به آلمان سوآلي مطرح ،كه چه بايد كرد؟،در صد زيادي از مردم آلمان اعلام كرده اند،كه اگر دولت احساس مي كندكه ممكن است آلمان مورد حمله سلاحهاي غير متعارفويا اتمي قرار بگيرد،ميتواندبا پيشدستي ،پيشگيري كند.همين نظر سنجي در امريكا صورت گرفته است.امريكا سالهاست براي چنين آزمايشي نقشه مي كشد. اما بدنبال پيش در آمد براي اجراي اين توطئه ننگين است.جريان چاپ كاريكاتور توهين به اعتقادات مسلمانان در روزنامه دانماركي ، توسط عوامل راست افراطي از قماش حجتيه،مصباح،موئتلفه ،كه دولت فعلي دانمارك را تشكيل مي دهند ،صورت گرفته است ،وگسترش اين موج توسط اين جريان در ايران وديگر كشورهاي ارتجاعي منطقه، زمينه چيني براي اين آزمايش نهائي است.با توجه به بازتاب خشونتهاي ناشي از اين جريان ،مردم بعضي از كشورها حتي در افريقائي اعلام كرده اند،مسلمانان خصوصاٌايرانيان كه اينطور از خشونت وغارت وكشتار براي اعتراض استفاده مي كنند،حالا اگربمب وسلاح اتمي داشته باشند،مي توانند براي يك جريان كوچك عقيدتي ،همه دنيا را نابود كنند. سياستهاي حا كميت جنگ افروز ايران ، دست و پاي نيروهاي صلحدوست امريكا و جهان را براي جلوگيري از يك جنگ، براي نابودي ايران بسته اند،چون به اين نيروهاي صلحدوست مي گويند،شما از كشوري دفاع مي كنيد كه ياغي وسركش شده است،در زماني كه مردم فلسطين واسرائيل مي خواهند،صلح كنند،رژيم ولايت فقيه ايران با ايجاد تفرقه ومانعي براي صلح ،ميخواهد اسرائيل را از روي زمين محو ونابود كند.البته با پرتاب بمب به اسرائيل،فلسطينيان را نابود خواهد كرد.شايد مانند زمان انقلاب كه شعار مي دادند ،شاه مسلمان كش ،سلاحي درست كرده اند ،كه وقتي به اسرائيل حمله كند،بمبش فقط يهوديها را بكشد.البته آگر يهوديان مخالف اسرائيل ،كمونيست وطرفدار صلح باشند،اشكال ندارد.ا ين بي خردي احمقانه در مسئولين مملكت ما باعث شده كه امريكا از آب گل آلود ماهي بگيرد.امپرياليسم امريكا خواهان اين آزمايش در ايران است،چه بخواهيم وچه نخواهيم،فقط درايت سياسي مي خواهد كه شما نداريد.زنده ياد برژنف رهبر فقيد شوروي در زمان جنگ ايران وعراق مي گفت:صد سال پشت ميز مذاكره نشستن،بهتر از يك روز جنگ است.اما باز راجع به انرژي هسته اي براي استفاده در نيروگاهاي توليدبرق ،اين حق قانوني ما است كه ازآن برخوردار شويم،اما نه با اين شعارهاي تشنج آفرين وجنگ طلبانه وبيشتر توخالي كه بنفع اهداف امريكا در منطقه است.نيروگاه اتمي بوشهر با توجه به اين سياست معضلي براي ما وكشورهاي منطقه شده است،شما و فرزندان در گذشته، واين حاكميت فعلي آنقدر دلاروتومان با ارقام نجومي از بابت ساخت اين نيروگاه به جيب زده ايد،كه بدتان نمي آيد يك كشور متجاوز خارجي ، با يك حمله موشكي يا هوائي آنرا نابود وآثارجرم، فساد وحيف وميل شما را پاك كنند،چون تا به امروز هيچ حسابرسي در مورد هزينه ها صورت نگرفته است.البته اينبار قرعه بنام اسرائيل خورده است كه مانندد گذشته كه نيروگاه اتمي عراق را بمب باران كرد،نيروگاه اتمي بوشهر را منهدم كند.در زمان اشغال كويت ، عراق اسرائيل را موشك باران كرد،ولي به در خواست كشورهاي عربي وامريكا ، با وجود اينكه حق قانوني خود مي دانست كه مقابله به مثل كند،اينكار را نكرد.با اين دسيسه خود را بعنوان يك كشور صلحدوست معرفي، ودر نهايت برنده جايزه صلح نوبل شد.امروز امريكا با تبليغات ،خطر نيروگاه اتمي بوشهر را براي ترساندن همسايه ها، بزرگ جلوه داده ،كه اعراب بدنبال يك ناجي هستند،كه نيروگاه اتمي بوشهر راكه باعث وحشت آنها ست، قبل از بهره برداري نابود كند.اسرائيل با كمك لابي ومافياي روسيه ،راه اندازي نيروگاه را به تاخير انداخته تابتوانددر زمان مقرر،آنرا نابود كند.با اينكارهم شما غارتگران را در داخلايران از حسابرسي مردم نجات مي دهد،هم به افسانه خطر نيروگاه براي منطقه وكشورهاي عربي پايان مي دهدو در نهايت اسرائيل كشور صلحدوست،و ناجي اعراب معرفي وبچاپ وبچاپ ثروتها ،وزندگي شيرين مي شود.هرچند امروز مشخص شده است كه انفجار در نيروگاه برق چرنويل در اوكراين ،كه باعث يك فاجعه زيست محيطي در جهان شده ،در يك بازديد غير منتظره توسط آژانس بين المللي وخرابكاري عمدي توسط عوامل امپرياليستي رخنه كننده در آژانس بوده است.البته امپرياليست خبري توانست بر روي اين توطئه جنايتكارانه سر پوش بگذارد.حالا همه شرايط در ايران براي اين توطئه آماده است.انتخاب دولت احمدي نژادبا كادر نظامي واطلاعاتي كه معروف به وزراي ميلياردر، وابسته به شركتهاي چند مليتي وپورسانتاژبرها ،همان فريب دهندگان آقاي خميني ومردم در طول جنگ ايران وعراق ، آخرين حربه امريكا براي نابودي ايران است. وظيفه اين دولت سوژه سازي وسوار موج شدن براي نابودي مردم وتماميت ارضي ايران است .آماده كردن شرايط جنگ، وبعد از يك فاجعه ملي ،با اعلام شرايط ويژه ومصلحت نظام ،براي ماندن بر اريكه قدرت ،با امريكائيها مذاكره ذلت بار مي كنند.البته امريكا براي كسب وجهه سياسي در جهان وپاك كردن كثافتكاريها در عراق وافغانستان با توجيه عوامفريبانه احتياج به قرباني دارد،واين دولت براي ماندن ذلت بارخود،بايد تعدادي، منظور چند ميليون نفر از مردم ايران را قرباني كند.بايد هواداران سنتي وساده ،منظور،كودكان مدارس ابتذائي ،نوجواناني كه تا به حال از شكم مادر خورده اند،اما حالا بدون اينكه كار ومسئوليتي داشته باشند،از جيب پدروبيت المال مي خورند، چماقداران وچندكاره هارا ، فريب دهند.چون اين هواداران را بعنوان پيش قراول براي فرونشاندن خشم مردم لازم دارند.بايد يك شرايط ويژه بوجود آورند كه براي به اصطلاح حفظ مصلحت نظام ،اينبار در يك نمايش خيمه شب بازي ،مانند پذيرش قطعنامه پايان جنگ ، رهبر را وادار به نوشيدن جام زهر كنند.در جنگ با عراق، ما با كمك مردم، دشمن بعثي را از خاك كشور بيرون انداختيم ،ولي خودخواهي ،برتري جوئي وحس كشور كشائي بعنوان رهبر جهاني اسلام ، با فريب مردم و آقاي خميني توسط فرماندهان نظامي دوران جنگ ،كه البته امروز رهبر،رئيس جمهور ،وزير،وكيل مجلس وتاجر شده اند،براي ادامه جنگ و ورود به خاك عراق واشغال چاههاي نفت وايجاد حكومت اسلامي در بصره،در دام امپرياليسم امريكا گرفتار شديم وتمام حقوق قانوني خود را بعد از فرار نيروها وعقب نشيني تا كرخه در خوزستان وپناه بردن سربازها به خانه هاي مردم ،براي اينكه دستگير نشوند.من به چشم خود ديدم كه چگونه نيروهاي فراري را با ضرب وشتم از ماشينهاي حمل ونقل عمومي پياده مي كردند.حمله عراق به ايران،بدستور امپرياليسم امريكابا توجه به تضادها ي موجود بين دوكشور كه بيشتر از جانب شما بود،اين قسمتي از طرح برنارد لوئيز صهيونيست بود،كه هدفش تجزيه ايران به سه كشور جديد،كردستان ،بلوچستان وعربستان بود. تمام نيروهاي مترقي صرفنظر از عقايد سياسي اين جنگ را يك نبرد ملي وآزاديبخش عليه اشغالگران خارجي مي دانستندوبا تمام نيرو عليه اشغالگران جنگيدند،اما بعد از شكست دشمن واخراج آن از خاك ايران ،ديگر دليلي براي ادامه جنگ نبود،اما چون هدف امپرياليسم امريكا نابودي قدرت نظامي واقتصادي دو كشور ايران وعراق، وتنها مانع ورود به خليج فارس،با استفاده از خصلتهاي غير انساني شما ونداشتن درايت سياسي،با رساندن اسلحه و اطلاعات دروغين شما را به يك جنگ فرسايشي وادار كرد.جنگي كه باعث نابودي زير ساختهاي اقتصادي ،قدرت نظامي وكشتار يك ميليوني نيروهاي بلقوه وبلفعل شد،تمام خسارات مالي وجاني بعد از ورود به خاك عراق بود.شما ووزراي فعلي ،خصلت يك جنگ ملي ورهائي بخش عليه متجاوز خارجي و ضد امپرياليستي را تبديل به يك جنگ، تجاوزگران به يك كشور خارجي، ودر نهايت با فرار نيروها از خط مقدم، و شكستي مفتضحانه به پايان رسانديد. بقول امريكا اين جنگ برنده اي نداشت،فقط بازنده داشت.من وشما فرار نيروها از مرز در خوزستان ،دزفول را به خاطر داريم.هنوز اسلحه هاي سربازان فراري در رودخانه كرخه موجود است .مردم خسته از جنگ ،بخصوص دزفول به سربازان فراري لباس مي دادند،كه از منطقه خارج شوند.واگر كمك امريكا به دولت شما براي ماندن نبود ،بايد همان زمان صحنه را ترك مي كرديد،از خامي وناداني رهبريت سازمان مجاهدين خلق استفاده كردوآنها روانه خاك ايران كرد،وشما هم نيروهاي عراقي موجود در ايران را روانه خاك عراق كرديد،تا همه قتل وعام شوند. ما قطعنامه را پذيرفتيم ،اما با ذلت.قطعنامه را بخاطر مصلحت نظام و شرايط ويژه پذيرفتيم.حال همين فرماندهان نابود دكننده ايران در گذشته ووزراي جديد،كه تا به امروز ثروت اندوزي كرده اند،بعد از بمباران ايران ،وانفجارهاي هسته اي در مركز ايران ،اراك ،كاشان واصفهان ،با كشته شدن ميليونها آدم وموجودات زنده ،جاري شدن ميليونها متر مكعب خون ولاشه هاي غير قابل شناسائي ،ودر نهايت محكوميت ايران از طرف مجامع بين المللي بخاطر انبار كردن اين مواد در مخفيگاههاي زير زميني ،وتبريك به امپرياليست هاي امريكايي ،وناتوئي براي پيشگيري از يك حمله تروريستي توسط ايران به جهان،وتوجيح وانتقاد امريكا از مجامع بين المللي ومردم جهان بخاطر اينكه در برابر اتهامات ما به ايران مبني بر داشتن سلاحهاي غير متعارف كشتار جمعي ،مواد شيميائي و بمبهاي كوچك اتمي ،سكوت كرده ايد،وما را درغگو بحساب ميآورديد.اينجاست كه بايد يك نفر جام زهر را بنوشد، وبراي تسكين درد مردم شما وخانواده ات را قرباني كنند.شما شمشير دومولكس را بر سر داريد.سكوت شما در برابر اين توطئه وتلاش نكردن براي جلوگيري از يك جنگ وفاجعه ملي ،باعث منفور شدن شما دربرابر مردم ،وافشاگري شما در برابر اين فاجعه ،هردو باعث مرگ شما مي شود.مگر اينكه قبل از وقوع اين فاجعه يك دولت وحدت ملي تشكيل شود،وبا مذاكره مستقيم وشفاف با امريكا زير نظر سازمان ملل، وبركناري دولت پادگاني سايه وجنگ طلب شرايط را تغير داد.بجز اين در دوحالت شما وخانواده ات چاقترين قربانيان اين توطئه هستيد،حالا تا كدام شرايط را انتخاب كنيد؟شايد تاريخ بار گناهان وجنايتهاي شما را ببخشد. زماني كه ما در جبهه هاي جنگ، عراق را تا مرزهاي بين المللي عقب رانديم ،حزب توده ايران با وجود اينكه تمام ارگانهاي آنرا تعطيل كرده بوديد،در يك اعلاميه هشدار داد كه به خاك عراق وارد نشويد،چون اين باتلاقي است كه امپرياليسم امريكا براي ايران درست كرده است،ولي به خاطر داشتن سه خصلت فوق كه مخصوص ديكتاتورها ست ،وارد خاك عراق شديد،واينبار سربازان عراقيوكساني كه مخالف جنگ بودند، بخاطر وطن مي جنگيدند.حتي پيامهاي رهبر نتوانست مردم عراق را وادار به خيانت به وطن كند.شما با اين كار ثابت كرديد،كه عراق متجاوز نيست،وبه امريكا كمك كرديدبه هدف بزرگش ،يعني نابودي ارتشها واقتصاد ملي دوكشوردست يابد.اسناد وارقام نشان مي دهد كه نود درصد تلفات جاني ومالي كشور ،بعد از ورود به خاك عراق بوده است.همانطور كه گفته بودم امريكا در پايان جنگ اعلام كرد ،ما به هر دو طرف اطلاعات و سلاح داده ايم،وهدف نابودي اقتصاد ونيروي انساني دو كشور بوده است ،در آن زمان كه قطعنامه را پذيرفته بوديم مردم خوشحال بودند،اما قيافه شما وسرداران ديدني بود.بقول بچه ها وراننده هاي ستاد دعا ،همان ماشينهائي را مي گويم كه كارت سبز داشتندوبدون توقف به هر كجاي ايران مي رفتند.بچه هاي راننده مي گفتند ،در چند روز بعد از پذيرش قطعنامه روحانيان وسرداران داخل اتاقها مانده ،حتي براي قضاي حاجت هم بيرون نمي آمدند.سخنراني شما بعد از پذيرش قطعنامه : وظيفه ما نيست كه براي آينده ونوع حكومت مردم عراق تصميم يگيريم ،اين مردم عراق هستند كه بايد انتخاب كنند،ما همه نيروي خود را به انقلاب اسلامي در افغانستان معطوف مي كنيم.البته بعد از خروج ارتش شوروي از افغانستان ،تيرتان به سنگ خورد.تنفر مردم ازشخص شما وحاكميت باعث وحشت شما شده بود ،واينجا بود كه كه امپرياليسم امريكا براي پيشبر د اهداف دراز مدت خود در منطقه با كمك شما واين سرداران ، براي جلوگيري از سقوط وسرنگوني بخاطر تنفر وخشم مردم ، به كمك شماشتافت.بودن اين دولت خودخواه بنفع منافع امريكا د ر منطقه وجهان بودغارت ثروتهاي ملي توسط شما وشركتهاي امپرياليستي دست ساخته ايرانيان ، ايحاد رعب ووحشت در منطقه ووابسته شدن سران منطقه وجهان به امريكا،به اعتياد كشاندن جوانان و فرار مغزها وگسترش فساد در ايران ،قتل وعام مخالفين شاه وامريكا ،بهترين سند در كارنامه سياه سياسي شما بود.پس شركتها اسلحه سازي كه از دولت وجنگ شخصي شما سودهاي كلان افسانه اي برده بودند،بايد بخاطر اين خوشخدمتي شما را پاداش، حفظ و نجات مي دادند .حاكميت جمهوري اسلامي ايران گاو صد من شيرده وخروس تخم طلاست،بدون اينكه به علوفه ودانه احتياج داشته باشد.آنها از رهبري نادان وخائن سازمان مجاهدين خلق استفاده كرده و با دادن اطلاعات نا درست و از پيش آماده شده ،آنها را به خندق مرصاد فرستادند،تا همه قتل وعام شوند تجاوز گروهي به زنان ودختران اسير شده مجاهدين ،كه از طرف فقها مباح اعلام شده بود، وبعد نارنجك گذاشتن در آلت تناسلي اين زنان ومنفجر كردن آنها ،بهترين هديه براي ا مپرياليسم امريكا وسنتيهاي حجتيه ،مؤتلفه وباند مصباخ ضد توليد ملي بود،امذيكائيها شما را از اين حمله آگاه كرده بودند. شما قبل از پئيرش قطعنامه خبر فرار ارتش وديگر نيروهاي مسلح از مرزها ،فروش اسلحه براي خريد ساندويچ ولباس و ريختن اسلحه ها رابه رودخانه هاي دز وكرخه ،نوشيدن جام زهر براي مصلحت نظام را يا ديده ،ويا شنيده ايد،يا خبر نداريد؟من فرار اين نيروها وپناه بردن به مردم دزفول را به چشم خود ديده ام، حكومت نظامي وراه بندان براي دستگيري سربازان فراري در دزفول را مشاهده كرد ه ام،من ميدان جنگ وكشتن بخاطر صلح ،مرگ برادر، دوستان وفاميل را با گوشت وخون خود حس كرده ام .مي كشتم ،اما براي صلح وبيرون راندن متجاوز مي كشتم،شما غرش موشك وانفجار وتوپ وخنپاره را در فيلم ديده ايد،ولي من ديده ام كه چگونه دستهايم داخل خاك ، گوشتهاي پخته شده همرزمان ،همشهريان را چنگ ميزد.شما از جنگ چه مي دانستيد؟همان بهتر كه سر منبر مي رفتيد،وخمس وذكاتي از مردم در يافت مي كرديد،واينطور مردم را به روز سياه نمي نشانديد.شما بعد از اعلاميه حزب توده ايران مبني بر پايان جنگ،بدستور مستقيم امريكا وانگليس وبا كمك كفتار پير بازار ورهبر مؤتلفه وابسته به انجمن حجتيه،عسكر اولادي به اصطلاح مسلمان،البته مي گويند،يك صهيونيست قديمياست، با عنوان كودتاي حزب توده ايران ،رهبران وهواداران حزب توده ايران را دستگير ودر نهايت قتل وعام كرديد.(هاشمي رفسنجاني:اگر برخورد با حزب توده ايران نمي كرديم بهتر بود ،ما حزب توده ايران را زير نظر داشتيم ،من براي اين حرف كه آنها به فكر كودتا بودند،دليلي پيدا نكردم ،البته بنفع شوروي فعاليت داشتند،ويژه نامه همشهري 2/مهر/1385 ).بعد از پذيرش قطعنامه ،براي تسكين درد وشرمندگي خودتان ،قتل وعام زندانيان سياسي در سال 1367 را انجام داديد وامپريا ليستها وبخصوص امريكا با سرمستي در برابر اين جنايات شما سكوت كرد.اما اينبار فاجعه بزرگتر ووحشت انگيز تر است.بعد از بمباران تآسيسات مخفي وزير زميني ودر نهايت انفجارات اتمي وكشته شدن ميليونخا نفر ،براي اينكه امپرياليسم را به اين سازش راضي كنيم،بايد از هرآنچه تا به حال داشته ايم ،دست بكشيم،ديگر كلمه منافع ملي ،راهي موزه مي شود،غني سازي طبق دستور آنها انجام مي گيردالبته خودتان مي دانيد كه از واژه هاي استقلال ،آزادي وعدالت چيزي در ايران نمانده است،آنقدر كشته وويراني به جا مي ماندكه تا سالها نمي توان آنها را جمع آوري وحساب كرد.بعد براي سرپوش گذاشتن بر اين جنايت ،خيانت هاو بي درايتي وتسكين درد مردم بايد فكري كرد ،بايد قرباني بزرگ پيدا كرد،وبهترين ومنفورترين قربانيان روحانيت هستند. شرايط ايران براي اين قربانيان آماده است،از نظر مردم ستمديده واستثمار شده ،تمام بدبختيها در ايران بعلت خرابكاري وخيانت روحانيان است،پس بخاطر مردم بايد قتل وعام شوند.نظاميان وابسته به دولت احمدي نژاد يا شما را اعدام،يا به زندان و يا خانه نشين مي كنند. حتماُبه فكر اين مسئله بوده ايد؟پس فربه ترين آنها را انتخاب مي كنند،و شما به عنوان منفور ترين روحاني ،صاحب باغهاي پسته وكارخانه واملاك،وخانواده بخصوص پسرها ودختر خانمها كه در تجارت نفت وگاز،دارو،مترو،كارخانه واز شير گنجشك تا جان آدمي زاددست دارند،بهترين هستند.شما به عينيت ديده وتجربه تاريخ را هم داريدكه امپرياليسم امريكا چگونه نوكران خود،همچون صدام حسين،ملا عمر،بن لادن وپينوشه را قرباني مي كنند؟روز 15/ خردادساعت 10 صبح همان طلبه ها كه از نطفه وحمايت مالي شما زاده شده بودند،چگونه در قم به شما مي گفتند،خائن امريكائي طرفدار ماهواره وامريكا ،من يقين دارم كه چه با مردم ويا دور از مردم قرباني مي شويد، شما مسكني براي تسكين درد مردم ،و مصلحتي براي اين رابطه ننگين با امريكا هستيد كه قرباني شويد.مردم هم تا مدتها با وجود رنجها وفشارهاي حاكميت وابسته به امريكا ،قرباني شدن شما را به فال نيك مي گيرند.اخباري از معاملات پنهاني ا ين دولت نظامي با امريكا در دست است ،آيا شما هم با آنها هستيد؟ آنهاحتي دولت بعد از بمباران و فاجعه ملي كشتار ميليوني را با تآئيد امريكا ومقامات الهي آماه كرده اند،حال شما مي توانيد نام ننگ را بر دوش بكشيد،يا اينكه مورد انتقاد قرار بگيريد،يا اينكه قبل از وقوع حادثه با تمام امكانات در برابراين نظاميان مستبد و خود سر بايستيد،وبا انتقاد از خود واقرار به اشتباهات وجنايات ،و بعهده گرفتن عقب ماندگيهادر تمام زمينه ها، از ملت ايران پوزش بخواهيد،شايد تاريخ شما را ببخشد،اين وظيفه شماست كه اين زمينه سازي را بوجود آوريد.بخاطر اينكه امپرياليسم امريكا كمر به نابودي وتجزيه ايران نموده است،با درايت سياسي ،با امريكا و متحدان زير نظر سازمان ملل وسازمانهاي صلحدوست جهاني،به مذاكره علني ومستقيم بپردازيد،ويك پارچگي وتماميت ارضي ايران را حفظ كنيم وتوطئه ارتجاع وفاشيست را در يك مذاكره شفاف خونثا كنيم. من سالهاست كه مي خواهم اين مطالب را براي شما بنويسم،ولي حادثه 15/ خردادبراي شما بهترين فرصت بود،چون امروز مطلبي را خواندم كه جالب بود ،وحس قرباني شدن ،شما به يقين تبديل شد.شما جايگاهي بين مردم ونيروهاي سنتي نداريد،بچه هاي بسيجي امروز كه هنوز دهانشان بوي شير مي دهد،و از پول تو جيبي ، و شيشه پستانك پدر ومادرشان رفع ورجوع مي كنند، البته وعده دانشگاه رفتن بدون كنكوربه آنها وبعد يك كار خوب با چندين حقوق ماهيانه را داده اند ،آنها شما را خائن وامريكائي وعامل بدبختيهاو عقب ماندگيهاي ايران مي دانند.البته شما هم از خطر فاشيست ،حتي از نوع ديني در دولت سايه ،پادگاني وحشت داريد، وجرآت اقرار به آن را نداريد،چون مي ترسيد.من وجدان بيدار شما هستم.اقرار به گناه بار شما را سبك مي كندوباخيال راحت مي توانيد مانور بدهيد.آقاي عطريانفرمي گويد:هاشمي رفسنجاني خواستار تضمين براي شركت در انتخابات خبرگان شد ،و تضمين در سلامت انتخابات را، خواستار شد.اگر عدم شركت آقاي هاشمي رفسنجاني در انتخابات خبرگان به معناي روياروئي ايشان با نظلم تلقي نشود،آقاي هاشمي ترجيح مي دهند كه در انتخابات خبرگان نامزد نشوند.اگر قرار برادامه مسير گذشته مجلس خبرگان باشد ،بهتر است هاشمي نامزد نشود.در صورتي كه انتخابات دوقطبي شود ويك قطب آن مصباح يزدي ( .رئيس مافياي شكر،ومرجع تقليد آقاي احمدي نژادو دولت سايه ،باند حجتيه ،مؤتلفه ،بورژوازي سنتي ،همان بازاريان ضد توليد ملي .استفاده كننده ازدلارهاي نفتي)وشاگردانش(منظور نوزادان بزرگ شده ازنطفه شما با آنها)قرار گيرند ،احتمال كناره گيري هاشمي از انتخابات وجود داردبه اصولگرايان سنتي اتكا خواهند كردواحتمالاُطلاب جوان غير اصلاح طلب رودر روي او قرار خواهند گرفت.مصاحبه عطريانفر با خبرگذاري :خبرنگار فارس (صبح كارون شنبه 7 /تير1385 . آقاي هاشمي بهتر است اين مصاحبه را بدقت بخوانيد كه يك فاجعه ملي براي مردم ايران است.چون هزاردستان در پيچ وخم دستان حجتيه،مؤتلفه وباند مصباح يزدي گرفتار شده است.آقاي هاشمي حزب توده ايران در شصت وپنج سال گذشته ،بخصوص در اين 29 سال بعد از انقلاب بهمن 1357 خطر اين گروه حجتيه را براي نابودي ايران هشدار داده است.حتي خميني از قدرت گرفتن اين باند وحشت داشت .خطر طالباني شدن ايران ،خطر انجمن حجتيه ومؤتلفه ،خطر مار در آستين پرورش دادن توسط شما،خطر بوروازي سنتي ،خطر كساني را كه كلمه كارگروكشاورز، ملي ،توليد ملي ، خلق ،توده ،حزب سنديكاواتحاديه را كمونيستي مي خوانند.اينها نطفه هاي نا مشروع شما هستند كه از پيوند وآميزش شما با اين محافل متولد شده اند.اينها كساني هستند كه به كمك سياستهاي شما كارخانه ها رابه قيمت صفر خريده ،وبا رقمهاي نجومي فروخته ،ودست آخر تعطيل ،وسايل ولوازم آنرا همراه با زمين سوخته فروخته اند.كارگران را هم اخراج كرده اند.البته از شرايط بحران استفاده، ووامهاي كلاني هم نوش جان كردند. حالا هم با دلارهاي نفتي تجارت و كالاهاي قانوني وغير قانوني وارد مي كنند..(آقاي كلانتري وزير كشاورزي سابق در يك ديدار كه از اسكله هاي قانوني داشتند.،حا لا صدها اسكله غير قانوني را كار نداريم ،يك كشتي حامل شكر را مشاهده مي كنند،مي پرسند اين كشتي مال چه كسي است؟ مسئولين بندر صاحب كشتي را نمي شناسند،و مي گويند اطلاع نداريم.،بعد آقاي كلانتري تحقيق مي كنندومتوجه مي شوند كه باراين كشتي ،شكر وارداتي ، مال آقاي مصباح يزدي ،بگو باند مدرسه حقاني است. آقاي هاشمي ،آقايان آيت الله مصباح يزدي ، آيت الله واعظ طبسي نماينده وليان وسلطان خراسان و آيت الله مكارم شيرازي زير عباي شما كارخانه هاي قند وشكر (قند وشكر دزفول و...) را بقيمت هيچ خريده اند،وبعد از دست به دست كردن،وبردن سودهاي ميلياردي ،آنها را ويرانكرده اند ،بعدبا استفاده از وامهاي كميته بحران،آنرا تعطيل ،و صدها كارگر متخصص را اخراج ،وهزاران كشاورز چغندر كار،با خانواده را به روز سياه نشانده ا ند،بعد شروع به وارد كردن قند وشكر از خارج پرداختند.چند سال پيش صحبت از مافياي شكرو واردات يازده ميلياردلار ي آن بود.حزب توده ايران 65 سال است كه خطر اين دولت سايه پادگاني را هشدار مي داده است،اما شما چه كرديد؟ با نقشه امريكا وانگليس و اجرا از طرف اين باند ،رهبران حزب توده ايران را قتل وعام كرديد.البته شما جاده صاف كن حجتيه ومؤتلفه براي رسيدن به اين حاكميت فاشيستي بوده ايد.امروز كه تمام رقبا نابود شده اند،نوبت شماست كه بدست اين دولت سايه وتماميت خواه نابود شويدچشم باز كنيدواز خواب خرگوشي بيدار شويد،كساني كه امروز راس كار هستند،همين دولت احمدي نژادووزراي ايشان ،همان كساني كه با همكاري شما ،مردم ايران وآقاي خميني را با وعده تا كربلا راهي نيست،فتح عراق ،واستفاده از چاههاي نفت فريب داده بودند.(طبق مصاحبه با همشهري، كساني كه آقاي خميني خواهان اعدام آنها بوده است).حال بناپارتيسم و نئو نازيسم سلطه خود را بر ايران گسترانده ،وشما در جاي جاي سلولهاي بدنتان آنرا حس مي كنيد. در نهايت ديكتاتوري نظامي از نوع پرويز مشرفي كه نوكر امريكا ، انحصارات ووشركتهاي چند مليتي، كه بدون اجازه آنها آب نمي خورند،تمام معيارهاي اخلاقي را زير پا مي گذارند،فقط بخاطر اينكه در قدرت وحكومت بمانند.همين سياست را يلسين ودولت مردان پوتيني در روسيه انجام مي دهند. اقتدار ملي وفرهنگ ملي را زير پا مي گذارند تا امپرياليسم از آنها را ضي ،وچند صباحي بر مسند قدرت براي غارتگري وخون آشامي بمانند..البته اين نظاميان تازه به دوران رسيده ،وقوم اسپارتاكوس كه به مردم خيانت كرده ،ابتذال و هرزه گي را به آنجا رسانده اندكه بزرگترين افتخار خود را ، نوكري براي شيخ نشين هاي منطقه وامارات متحده عربي بدانند،حالا براي اربابهاي اين شيخ نشينها چه خوش رقصيها كه نمي كنند.،نمونه كوچك آن، آقاي محصولي دوست جان جاني وهمسنگر آقاي احمدي نژاد ،براي تصدي وزارت نفت بود،كه البته آبروي او بخاطر مناقصه هاي دولتي،ثروت اندوزي وحتي معامله زيبارويان با ... در مجلس بر باد رفت،وبا گفتن من غلط كردم ونمي خواهم وزير بشوم،از آبرو ريزي بيشتر جلوگيري كرد.. اين رئيس جمهور احمد نژاد كه آلت دست اين نظاميان دولت سايه ،كه با اين توهمات،خواب نمايندگي امام زمان را مي بيند،كم مانده ادعاي خدائي هم بكند.بقول آقاي رحيمي نامي : در كشور سوريه مي گويند اگر قرار بود بعد از پيامبر اسلام ،رسولي فرستاد شود،او آقاي احمدي نژاد بود،مي گوينداين پيامبر جديد در زماني كه شهردار تهران بود ،صدها ميليارد تومان بي حساب وكتاب توسط ايشان ،دوستان وبرادر مناقصه كارش حيف وميل ودر نهايت به غيبت كبرا رفته اند.احمدي نژاد بعنوان عروسك خيمه شب بازي ،وبهترين آلت براي سازش با امپرياليسم، توسط اين نظاميان با تجربه به رقص در آمده است،اينها از نطفه نامشروع كساني بوجود آمده اندكه با كارد شكم دكتر فاطمي را پاره كرده بودند،اينها شعبان بي مخهايي براي بدار زدن شما تحت سلطه دارند كه با مافياي بين المللي جنايتكاران در ارتباط هستند،همانطور كه امير كبيرها را در حمام فين كاشان كشتند،شما را هم مي كشنداين نظاميان فريبكار ميلياردر ،بجز به منافع شخصي وجيب خود ،به هيچ چيز ديگري اهميت نمي دهند،وبراي اينكه بر اريكه قدرت وسلطنت بمانندونوكري خود را به امپرياليسم وبخصوص امريكا و انگليس ثابت كنند،وطن وناموس ما را مي فروشند،وحتي شما را قرباني مي كنند..باز مي گويم آنقدر توده هاي ميليوني در ايران ازروحانيت و ،بخصوص خانواده رفسنجاني متنفر هستند،كه هنگام قرباني هاشمي وخانواده براي اربابان شما وتسكين درد خود ، شور وشعف مي كنند.همه شرايط براي خيانت وجنايت آماده است .ترس به اندام شما افتاده است،وقتي مردم عادي مي گويندرفسنجاني وخانواده اش دزد وخائنند،پس خودشان طناب دار را به گردن شما مي اندازند.البته فيض وثوابي مي برند،چون كشتن وشلاق زدن از نظر شما ثواب دارد،هزاران زنداني سياسي را به همين ترفند شلاق زديدوقتل وعام كرديد.در روز 15/خرداددر قم ،طلبه ها ي نان خور شما ودست پرورده مصباح يزدي فرياد مي زدندتو خائن امريكائي ،دزدوفاسد هستي.البته تا نباشد چيزكي ،مردم نگويند،چيزها،وخيلي جالب كه مصباح يزدي وطرفدارانش ،ملاعمر ،بن لادن خود را ضد امريكائي مي دانند.حال چه چيزي اين حوادث تداعي مي شود؟ تكرار تاريخ يك بار به شكل كمدي ويك بار به شكل ترلژدي است.سوسيال دمكراتها،اين اجدادسوسيال دمكراتهاي جديددر دوران نازيسم آلمان،براي اينكه جلو رشد حزب كمونيست ،جنبش كارگري و نيروهاي مترقي را سد كنند،بقول برنشتاين:ترجيح مي دهيم فاشيستها پيروز شوند ،ولي كمونيستها به قدرت نرسند،پس با فاشيستها متحد شدندودر سركوب جنبش چپ شركت كردند.چون اگر در جنايات فاشيستها شركت نمي كردند،خود قرباني مي شدند .اما بعد از تسبيت قدرت فاشيستها ،اولين قربانيان بعد از جنبش چپ ، خود آنها يعني سوسيال دمكراتها بودند.امروز همان شرايط ظهور فاشيست آلمان در ايران ،البته با تفاوتهاي اجتماعي ،فرهنگي تكرار مي شود.حال شما آقاي رفسنجاني يا قرباني مي شويد و يا رسوائي وننگ در سوراختان مي كند.چون نئو فاشيست ها به متحد منفور وشكست خورده ،چون شما در برابر توده ها، احتياجي ندارند.من در مورد وضعيت اقتصادي ايران چيزي ننوشته ام،اسناد وواقعيات عيني جامعه بهترين گواه است ، مشت نمونه خروار است.حالا كمي راجع به پيدايش فاشيسم براي شما مي نويسم. آخرين توطئه اين مثلث شومآدمخوار -نفتخوار حجتيه، مؤئلفه،مصباح يزدي(بورژوازي سنتي ضد توليد ملي) علم كردن عروسك خيمه شب بازي بنام احمدي نژادووزراي نظامي تازه به دوران رسيده او(دولت پرويز مشرفي ) به كمك شخص آقاي خامنه اي، پدر همان پسري كه كه ظرف چند ساعت ،آمار راي دو،سه ميليوني احمدي نژاد را با علم غيب به 17تا18 ميليون تغير داد،همان چيزي كه شما وآقاي كروبي به آن معترض بوديد،ولي با مصلحت وبي مصلحت مجبور به خفه خون گرفتن شديد. آقاي هاشمي مدير سابق راديو وتلويزيون(فكر كنم جاي آقاي قطب زاده امريكائي آمده بود،همان كه شما وآقاي خميني مي گفتيد ،ما او را بزگ كرده ايم،وحزب توده ايران مي گفت در بستر ارتجاع وامپرياليسم امريكانطفه گذاري شضده است،همان كه قرار بود آقاي خميني را گروگان بگيرد،وبعد با ريختن روغن ،برنج ،گوشت،مرغ ،چاي شكر بين مردم،جاي خميني را پر كنند،)فاميل يا برادر ،عضوكارگزاران در گفتگو با خبر گزاري دانشجويان گفته بود: وضعيتي كه در انتخابات نهم رياست جمهوري رخ دادغير عادي بود.در اين انتخابات شاهد بوديم جناحي كه تنها 7/5 ميليون راي داشت ،يكباره 17 ونيم ميليون راي را به نام خود ثبت كرد.از اين رو نمي توان(مدعي شد)كه انتخابات نهم در يك وضع عادي برگزار شده است.روزنامه جمهوري اسلامي 12/4/1385 فتنه از عمامه خيزد،ني ز خم.خيانت بزرگ :ابلاغ سياستهاي راهبردي نظام در باره بند (ج)اصل 44 قانون اساسي (همان بندها يي كه به توده ايها نسبت داده بودند) براي شتاب گرفتن رشد اقتصادي در كشور(بگو شتاب براي غارت اقتصادي) بنام علي خامنه اي :در پرتو اين سياستها ،نقش دولت از مالكيت ومديريت مستقيم به سياستگزاري ،هدايت و نظام تغيزر مي يابد،در ضمن سرمايه انساني متخصص ،بخشهاي مختلف اقتصادي كشور براي هدايت هوشمندانه با قواعد تجارت جهاني در يك فرآيند تدريجي هدايت مي شود. بايد هورا كشيدبه اين درايت رهبري كه زير سايه خيانتكاران به مردم وآقاي خميتي در دوران جنگ، يك شبه ناجي مردم ايران ،براي برون رفت از مشكلات اقتصادي شده اند،چون در 29 سال گذشته تمام كساني كه پستهاي رئيس جمهوري ،نخست وزيري ،وزيري ونمايندگي مجلس را داشته اند،احمق ونادان تشريف داشته اند،كه شامل رفسنجاني هم مي شود آقاي هاشمي مردم نمي گويند علي خامنه اي اينكار را كرده است،بلكه آغاز ويراني مملكت رابه شما نسبت مي دهند.شعار اول ماه مه كارگران در سال 1385 اين بود ،ما گرسنه ايم.باز هم زمان بدار آويختن شما نزديكتر مي شود.،شما سوپاپ ويرانگري هستيد،منتظر تظاهرات كارگرن در روز 25/4/85 باشيد كه چگونه نفرين ابدي را بر شما وخاندانت ،وديگر مسئولين وبخصوص آقاي جهرمي وزير كار وهمزاد احمد توكلي وزير كار سابق وتازه دكتر شده از دانشگاه اجدادخود در انگليس ،وزير كار جديد،مباشر ا ملاك خانواده جنتي در فارس است. خيلي جالب است ،كسي از قوم خيانت كرده به اسپارتاكوس وزير كار شده ،كه شخصاُ نمي خواهد برده باشد،اما ازبرده دار ،وارباب بودن خوشش مي آيد،كسي كه از نام كارگر مانند جن از بسم الله مي ترسد.اما دستش درد نكند ،از قديم گفتند،نوكر مآب از ارباب زور مي بيند،وبه زير دست خودبزرگي نشان مي دهد.واقعاٌحركات اين مسئولين ،بخصوص باند احمدي نژادو مصباح يزدي ،كه شما زياد از آنها مي ترسيد،واين نطاميان ميليادر وتازه وزير شده ،مصداق لات ولمپن هاي همچمن شعبان بي مخ هستندكه چون در اجتماع انگل وار زندگي ،وجايگاه اجتماعي ندارند،ونمي توانند توده مردم را به خود جلب كنند، به اعمالي دست مي زنند،تا توجه مردم رابه خود جذب كنند،كه دور از شآن آدميان است .شوخي هاي بي مورد وبي مزه مثل رجز خواني وانگلك دادن به خودورهگذاران،حالا شما لاتهاي تازه به دوران رسيده ، بعنوان حاكمين، با اكثريت مردم در گير هستيد،وچون هيچ برنامه وهدفي براي رفع معضلات اجتماعي جامعه نداريد،چون اعتقادي به رفاه اجتماعي وپيشرفت مردم نداريد،ومانند انگلها از سفره مردم،ثروتهاي ملي ،امورات خود را مي گذرانيد،تازه از داخل تخم مرغ سرخكرده ،سنگ ريزه پيدا مي كنيد،ودر داخل كشور براي انحراف اذهان عمومي از اين لات بازي به پائين آوردن شورت و بالا بردن دامن مردم گير مي دهيد،قيمت شورت را پائين وقيمت دامن را با لا مي بريد.،محارب با خدا ورهبرو دوستان رهبر،آستين كوتاه ،آستين بلند . آنهائي كه در خارج هستند،يا رد ،ويا تآئيد مي كنند.اخيراٌآقاي احمدي نژادكه مرتب احساس مي كندتمام نورافكنهاي آسمان بر او مي تابدوهميشه خود را پيچيده در نور خورشيد مي بيند،مانند فيلمهاي تلويزيون،مبارزه با يهوديان ونفي هولوكاست را مطرح كرده اند.حالا ما به كم وزياد كشته ها كار نداريم،البته نمايندگان نئوفاشيستها ،كوكلاس كلانها وراستهاي همنوع اين آقايان ، از خارجه هورا كشان وتجليل گويان به پا بوس احمدي نژاد در ايران آمدند.البته اينكه يكنفر ،يا جند ميليون نفر بدست فاشيستها كشته شده،كار نداريم،اما يك واقعيت وجود دارد،يكنفر به خاطر اعتقادات ديني ،كشته شده است.پس جنايتي صورت گرفته است،نفي اين جنايت بنفع چه كساني است؟ حالا مي گويند در ايران 15 ميليون معتاد وصدها هزار زن فاحشه وجود دارد،ميليونها كارگر بيكار شده اند،چون هزاران كارخانه را به آقازاده ها وخانواده شما فروخته ،كه البته پولي واريز نشده ، وبعد دزدي وحيف وميل ابزار آلات، ورشكست،ودر نهايت تعطيل شده اند.شما قبول ،يا رد مي كنيد؟ مردم مي گويند خانواده رفسنجاني امريكائي ،دزد ،غارتگر،خائن وجنايتكار هستند،شما قبول داريد،يانه؟ ولي نطفه هاي مشروع ونامشروع و طلبه هاي مصباح يزدي روز 15 خرداددر قم فرياد زدند،رفسنجاني وخانواده اش،دزد،خائن وفاسد امريكائي است ودنبال سوراخ موش مي گردد كه فراركند،حالا اگر ماننددسيروس ناصري به امريكا وانگليس پناهنده شود. من مطلب پيدايش فاشيست را براي تمام نشريات وشخصيتهاي پيش از سالهاي 1376 نوشته ام.چون سرنوشت شما وخانواده ،با اين افراد گره خورده ،و مانند ديگران آلت دست كشندگان خود شده ايد.،براي شما هم مي نويسم.از دور مي بينم كه تابوتي بردوش عده اي حمل مي شود،وقتي نزديك مي شوم ،ميبينم ،علي خامنه اي ،محمد يزدي ،هاشمي شاهرودي ،محمد خاتمي ،هاشمي رفسنجاني ،احمدي نژادودارودسته نظاميان تازه به دوران رسيده وباند مصباح يزدي زير تابوت قرار گرفته اند،بر روي تابوت نوشته شده است،اين جسد عدالت وآزادي است ،تابوت به طرف گورستان حمل مي شد ،زمين سوخته وخشك زير پاي حمل كنندگان تابوت خش خش مي كند.از دور عده اي گوركن هلهله كنان منتظر دفن تابوت عدالت وآزادي هستند،براستي مگر مرگي اتفاق نيفتاده است؟ چرا شيون وزاري نمي كنند وگوركنان خوشحال هستند،چرا با عجله گورستان را ترك مي كنند؟ اما صبح گوركنان وحمل كنندگان سياه شب،چون قاتلين عثمان ،پيراهن خونين او را بر نيزه مي گذارندوشيون كنان فرياد مي زنندكه عدالت وآزادي بر باد رفت،پس بگيريد آناني را كه از عدالت وآزادي كشته شده ،حرف مي زنند،به سياهچال وزندان ببريدوبكشيداما با طلوع فجر از درون خاكي كه تابوت عدالت وآزادي را دفن شده بود،گلي سرخ با شاخه وپرهاي سبز از درون خاك سر بيرون آورد وفرياد زد،من سنبل عدالت وآزاديم ،وبه جه دليل او را دفن كرده اند. پيدايش فاشيست : با بسته شدن نطفه فاشيست در نظام سرمايه داري ،ناآگاهان وآگاهان مغرض ودير باوران ساده انديش ومعترض فكر مي كردندكه ديگر مي توانندبا كمك اين متحد ،حركت رو به پيش نيروهاي مترقي طرفدار كارگران و ديگر زحمتكشان (ببخشيد،بقول شما مستضعفان وكوخ نشينها )را سد كنند،چون در خيال خود متحد نوظهوري پيدا كرده بودند،اما هرگز تصور نمي كردندكه اين نطفه حرام نظام سرمايه داري ،حريص وطماع ،همه چيز را براي خودش مي خواهد.زيرا اين نطفه حرام سرمايه داري ،متحدان بي خطر را ،درآينده خطرناك مي داند.وقتي نيروهاي فاشيست به دفاتر احزاب ،نشريات ،سازمانهاوروزنامه هاي مخالف فاشيست حمله مي كردند،آن كج خيالان ساده انديش ،دير باورونزديك بين با سر مستي قهقه سر مي دادند(جوانان پيام دانشجو،نشريه سلام خوئيني ها ،سحابيها ،بازرگانها ،محتشمي ها ،مهاجرانيها،خاتمي ها ،منتظريها ،و....(حال شما 85 ها)خوشحال از اينكه مجبور نيستيد قدرت را با آنها تقسيم كنند..واما در آنزمان هرگز فكر نمي كردندكه روزي خنده ها با گريه وافسوس جهاني تمام شود.چون بعد از نابودي نيروهاي مترقي وكمونيستها به سراغ خودشان رفتند.(دفاتر پيام دانشجو،دفاتر تبليغاتي آقاي خاتمي ،دفاتر منتظري ،دفاتر روزنام سلام خوئيني ها،ملي مذهبيها ايران فردا، نهضتيها،دوم خرداديها (وامروز در 15 خردادرفسنجاني وشركايش ). اما اين غفلت تاريخي به چه قيمتي تمام شد ؟ عدالت ،آزادي و رفاه اجتماعي را زير خاك دفن كردند،وميليونها(85ميليون) كشته وزخمي بروي خاك وزير خاك بجا گذاشتند.همانها در سال 1945 واينها د ر سال 74 -76 و امروز شما آقاي رفسنجاني در سال 1385 فرياد زد ند،نگهبانان حريم قانون (كجايند)وبيدار باشيد . نشريه پيام دانشجوقبل از توقيف وزنداني شدن حشمت الله دكتر طبرزدي. باز تكرار تاريخ :جنبش وانقلاب بهمن 1357 را بايد يك تحول عظيم در منظقه وجهان بحساب آورد .جنبشي كه تكامل يافته تر از مشروطيت ضروع شد،و مي توانست ادامه داشته باشد،جنبشي كه مي توانست دگرگونيهاي عظيمي بنفع مردم ايران وجهان در پي داشته باشد.اما متاُسفانه با تمام عظمتش ،توسط عوامل ارتجاع داخلي نوكرامپرياليسم ،همان بورژوازي سنتي كه در سيماي حجتيه،مؤتلفه مصباح يزدي،وبعضي نادانان كه آلت دست عقربهاي جراره ضد صلح ،عدالت اجتماعي ودمكراسي ،جلد ورام شده اند،وامروز مانند يك رباط ويا يك ماشين از پيش تنظيم شده (برنامه ريزي شده به خاطر خصلت طبقاتي در تاريخ) حركت كرده وميكند،وبه نظر مي رسد اين حركت ودگرگوني در منطقه وجهان ،تماماً به نفع ارتجاع وامپرياليسم باشد.اين مسائل وحوادث شروع وادامه جنبش را زير سواُ ل مي برد،كه چرا اين چنين شد،وادامه اين روند را مي توان پيش بيني كرد؟ سال دو هزار در پيش روي ماست .امپرياليسم براي سرپوش گذاشتن بر روي تضادهاي دروني خود به حربه هاي جديد ي دست يافته است.سلاحي كه سالها بر روي چگونگي استفاده از آن توسط بزرگترين روانشناسان،جامع شناسان،دانشمندان ،قلم زنان دانا ونادان......تحقيق شده است.آن سلاح ، نفوذ در تاريكترين ابعاد وجود آدمي ،كه همانا نفوذ بر اعتقادات وباورهاي ديني ،همان سنتها ي خوابيده در درون آنهاست.با نفوذ بر اين باورهاي ذهني وتكيه بر اعتقادات ديني ،خواهد توانست تا مدتها ي طولاني به سلطه گزي (استعمارواستثمار ) آدمها ادامه دهد. تغيرات جغرافيائي در مرزهاي بين المللي ،اشغال كشورها ي عراق ،افغانستان،يوگسلاوي وآسياي ميانه در 1386 است. شروع توطئه:امپزياليسم توانست با مطرح كردن پان اسلاميست ،تمام احزاب كمونيست دنيا را فريب بدهد،و اولين وبزرگترين نسخه اش ايران بود.اين باورها ي ذهني تا آنجا پيش مي رود،كه حتي فكر يك آدم با سواد را مسخ مي كند،چنانكه حتي به اسطلاح تحصيل كرده هاي دانشگاهي در باورشان كسي را (آقاي خميني )را در ماه مي بينند.خواب يك كشاورز وآينده چاه ومسجد جمكران براي ظهور آقا،درچين صورت كودكي رابعنوان برگشت روح يكي از قديسين مطرح مي كنند(طرفداران تجزيه خاك چين) .تجويز دو باره اين نسخه ها براي اروپا،آسيا ،افريقا،امريكا،كشورهاي افغانستان،عراق ،سودان،يوگسلاوي ،آسياي ميانه ،آذربايجان وارمنستان،حتي ايالان متحده امريكا،با شعار توبه لوئس فراخوان،وباز حركت ادامه دارد.ظهور امام زمان وحكومت امام زمان در ايران،سربازان امام زمان براي فتح عراق وجهان.نمايندگان امام زمان ،احمدي نژاد ودولتش كه توسطامام زمان زمان برگزيده شده اند،تا با ويراني وفساد وفلاكت ايران را فرش كنند،تا آقا ظهور كند،آقاي خزعلي هم بعد از آقاي خميني يكي از رابطين امام زمان شده است،واما شما آقاي رفسنجاني وخانواده خود را برگزيده وسرباز امام زمان مي دانيد؟ نتيجه اين نسخه ها ،جنگهاي داخلي در ايران ، ،افغانستان ،سودان، سومالي ،فرانسه،يوگسلاوي، آسياي ميانه....وعراق 1385 ، فرار مغزها از ايران ،جمهوريهاي شوروي ،يوگسلاوي و......عراق 85 و امريكاي لاتين نابودي فرهنگ ملي،موضوعي كه مهاجراني وخاتمي گفته بودند.آقاي مهاجراني در سه شنبه/12.آبان /1366در مورد جوانان گفته بودند:نابودي اقتصادوسرمايه هاي ملي وبعد وابستگي پولي به كشورهاي امپرياليستي ،صندوق بين المللي پول،بانك جهاني ،سازمان تجارت جهاني (ايران ،يوگسلاوي،عرلق،روسيه ،افريقا،امريكاي لاتين. هنوز هيچ كشوري در دنيا وجود ندارد كه توانسته باشد از زير بار بدهي سود وامهاي گرفته شده،نه اصل پول از امپرياليسم وسازمانهاي وابسته به آن رهائي يافته باشد.البته همين وابستگيها ي مالي ،منجربه تغيزات سياسي ،اجتماعي وفرهنگي مي شود.. لهستان ،برزيل ،مكزيك ،كانادا وايران و....... مزه اش را چشيده اند .ما توده ايها وديگر نيروهاي مترقي با گوشت وخون ، تمام اين مصيبتها را حس كرده ايم. امروز با اين شرايط جامعه ايران صحبت راجعع به حقوق بشر ،آزادي احزاب ،بيان وقلم ،چاپ كتاب ونشريات وشركت در انتخابات با توجه به اين فاشيستها خنده آور است.البته امروز در سال 1385 آقاي رفسنجاني اين عاليجناب همه رنگه كه دهها سال در اعمال ضد حقوق بشري با اين فاشيستهاي تازه وزير شده همكاري داشته ،همراه با متحدين كارگزار خود فرياد مي زنندكه حقوق بشر وآزادي بيان و شرايط شركت در انتخابات توسط دولت سايه كه نطفه نا مشروع خودشان است،نقص شده است،وخواهان رعايت حقوق بشر توسط نئوفاشيستهاي دولت سايه هستند .آقاي هاشمي رفسنجاني بايد مصاحبه عطريانفرومحمد هاشمي را با روزنامه جمهوري اسلامي 11و12/4/1385را فراموش كنيد،چونكه در اين مملكت اول بايد راجع به قانون اساسي حرف بزنيدكه مضحكه شما در گذشته ودولت سايه نظاميان قرار گرفته ، با زير پا گذاشتن همين قانوني نيم بند ،مليونها نفر را در جنگ وزندانها، نابود كرده ايد. ديروز استناد به همين قانون، توسط مردم، وامروز توسط شما وياران كارگزار، جرم، ومورد تمسخر دولت سايه قرار مي گيرد.بايد الفباي اجراي قانون را از صفر شروع ،و در مورد حقوق اوليه فرد در جامعه صحبت كرد، شما هم به اصول قانون اساسي استناد كنيد،حق آزادي بيان و سخنراني،حق شركت در انتخابات ،حق شركت در يك سالن براي سخنراني وجلوگيري كردن از چماقداران،حتي اگر چماقداران بسيجي ،يا با لباس روحانيت ،واز مدرسه آقاي مصباح يزدي باشند.آقاي هاشمي شايد فراموش كرده ايد كه نوع لباس تن مارا، ديگران تعيين مي كنند،دولت سايه مي خواهد در سال 85 لباس متحدالشكل تن مردم كند.در دانشگاهها لباس آستين كوتاه براي مردان ومانتو كوتاه براي زنان ممنوع است، ممكن است روزي هم اين لباس را از تن شما بيرون بياورندوبگويند لايق شما نيست،همانطور كه شما مي خواستيد لباس آقاي آيت الله منتظري و ديگران را از تنشان بيرون بياوريد.البته امپرياليسم همين نسخه ها را براي كشورهاي ديگر جهان پيچيده ،وارتجاع داخلي آن كشورها با زبانهاورنگهاي گوناگون ،البته با باطن شما ، اجرا مي كنند.با همين نسخه ها ي رنگارنگ زنان ،مردان،دختران وپسران را از حقوق اوليه ،يعني انتخاب نوع شغل وتحصيل محروم مي كنند،افغانستان،پاكستان،مالزي،،عراق ،كويت و...... در كشور مالزي بنام دين،در هنگام غروب ،نواختن موسيقي براي مردم مالزي ،وتمام فرهنگهاي ديگر ممنوع است. امروز گروههائي از آدمها ي ناآگاه جامعه ،صرفنظر از وابستگي طبقاتي ،بعنوان پتكي در دست حاكمان داناي طماع چون شما ،بر سر انسانهائي كوبيده مي شوندكه از خود گذشته وبا شعار صلح ودوستي ،عدالت اجتماعي وآزاديهاي دمكراتيك براي همه مردم وطن وجهان ،فكر وتلاش مي كنند.اين پتك عظيم ميتواند مصداق كساني باشد كه در آموزشهاي كلاسيك در سطح بالائي ،اما در زمينه تكامل شعور اجتماعي در سطح لمپني مانندشعبان بي مخ مي باشند،ولي آلت دست آگاهان ظالمي قرار گرفته اندكه زندگي را براي خوخواستن وخوب زيستن مي خواهند،وبراي رسيدن به اين هدف كثيف از هيچ جنايت وخيانتي رو گردان نيستند،حتي متحد جنايتهاي گذشته خود چون رفسنجاني را قرباني مي كنند. اينجا مسئله خيانت وجنايت به طبقه خود مطرح است. آقاي رفسنجاني شما در گذشته براي زير پا گذاشتن دمكراسي و برهم زدن متينگها از طلاب وبسيجيها استفاده مي كرده ايد،وامروز دارودسته مصباح يزدي و نئو فاشيستهاي دولت نظامي سايه از همين نيروها بعنوان پتكي بر عليه خودتان استفاده مي كند . حال شما مي خواهيد جزو كدام يك از اين توده عظيم باشيد؟ در سال 6/4/1376،قبل از تعطيل غير قانوني نشريه پيام دانشجو25/9/74،نشريه سلام6/4/76 ،نشريه توس مشهد،سال 76 آقاي مهاجراني 6/5/79 ،تعطيلي تمام روزنامه ها ونشريات توسط قاضي مرتضوي معروف به جلاد مطبوعات ،وسال 1385 برهم زدن سخنراني آقاي رفسنجاني در قم توسط شاگردان مصباح يزدي،بسيجي ،امت حزب الله ،يا اوباش ؟ براي نشريه پيام دانشجو نوشتم ،شما ادعاي حمايت حزب الله،خانواده شهدا وبسيج بيست ميليوني را داريد،يكبار گفته بودم وباز هم مي گويم:اين يك خواب است،چون اين ٌآقايان (منظورم باندهاي مافياي قدرت در دستگاه است،كه حتي در دوران انتخابات،آقاي خاتمي چوب افتراعات وضرب وشتم آنها را چشيده اند)نطفه هاي نا مشروع شما هستند،كه در زمان شما زائيده شده ،وحال بزرگ شده ،واهرمهاي اقتصادي ،وسياسي را دست گرفته ،وبلاي جان شما شده اند ،وبزودي شما را يا زنداني، ودر نهايت دار مي زنند، شما آقاي رفسنجاني تا سال 1385 همين ادعاي دوستان بالا را داشتيد. بچه هاي پيام دانشجو ادعاي خود را اينطور ادامه مي دادند،ضامن وپشتيبان ما خانواده شهدا ،بسيجي هاو حزب الله هستندوباتكيه برآنها وبراي آنها حكومت مي كنيم.من سوال كردم حال چه كساني راست مي گويند،شما يا مافياي قدرت؟من جواب آنها را دادم ،بنظرم آنكه پول وقدرت واسلحه دارد.پس دوم خرداديها وپيام دانشجو نتيجه اش را ديدند،وشما هم آقاي رفسنجاني در سال 85 ديديد،كه چگونه با تهمت هاي گوناگون كه هميشه در آستين دارند،نشريات آنها را تعطيل كردند،چگونه به دفاتر انتخاباتي آقاي خاتمي ووجلسه سخنراني شما در قم حمله كردند. آيا نشريت سلام ،پيام دانشجو،توس ،آفتاب خوزستان،آسيا ي اقتصادي، .....ارگانهاي احزاب حزب كمونيست،ويا سخنراني شما بعنوان متينگي وابسته به حزب توده ايران بوده است؟ آيا خاتمي كمونيست وخائن بوده ،كه اينطور در مشهد با او برخورد شد؟ هنگام بازديد خاتمي از خوزستان تمام مساجد(خانه خدا) را قفل كرده بودند،كه خاتمي سخنراني نكند،البته با خواهش يكي از مساجد را باز كردند.چه اعلاميه هائي بنام حزب اله بر عليه خانمي چاپ شد،همانطور كه در قم 15/3/1385 وديگر نقاط ايران بنام رفسنجاني چاپ شده است. آيا اينها نشريات كمونيستها هستند كه به كتابخانه هاي عمومي يا ملي راه نمي دهند؟ آيا اينها ارگان سلطنت طلبان است ،كه اجازه فروش آنها در كيوسك فروش نشريات وجود ندارد؟ شما آقاي مهاجراني وهاشمي رفسنجاني سال 1385 مانند ،هم پيمانان سابق خود چون بچه هاي پيام دانشجو ،،سلام خوئينيها،،توس ،خاتمي ....در حمله به دفاتر احزاب ونشريات وابسته به آنها وقتل وعام زندانيان سياسي،رهبران و هواداران حزب توده ايران ، مستقيم،يا غير مستقيم دست داشته ايد،يا اينكه سركوب وقتل وعام نيروهاي مترقي وبخصوص چپ ،حزب توده ايران،سازمان فدائيان اكثريت،كه دوران فاشيستي سالهاي 61 تا 67 ،وكشتار دسته جمعي زندانيان سياسي را با قهقهه وسرمستي پشت سر گذاشته ايد،منتظريها ،خوئيني ها،محتشمي ها وخاتمي ها ،اما روزي ديگرچنان به زمينتان كوبيدند،كه جمع شدني نبوديد. منتظريها،مهاجرانيها،خاتمي ها،خوئينيها وهاشمي رفسنجانيها،به جرم خيانت .اما اين گروه بووازي سنتي ضد توليد ملي وعدالت اجتماعي وابسته به حجتيه ،مؤتلفه عسكراولادي ونظاميان خيانتكار سابق وزير شده در هيبت احمدي نژادهمان مقلدان مصباح يزدي،در دوحالت سازش با امپرياليسم،ويا ايجاد فاجعه ملي يعني بمباران ايران وقتل وعام ميليوني ،قبل از مذاكره خيانتكارانه، براي ماندن بر اريكه قدرت،شما را جلو پاي آنها قرباني وآقاي رفسنجاني را دار خواهند زد.آنهم توسط نطفه هاي نامشروعي مانند امثال محسن رفيقدوستي كه شما از منجلاب بيرون كشيديدوبه ارش رسانديد.همان فرماندهاني كه در جنگ به مردم ورهبر خيانت كرده بودندوبدستور آقاي خميني محكوم به اعدام شده بودند،وشما آنها را از مرگ نجات داه بوديد،وامروز همان اعداميها شما را اعدام مي كنند،بله از ماست كه برماست. آقاي امامي كاشاني در يكي از نماز جمعه ها بعد از اختلاس چندين صد ميليارد توماني خانواده رفيق دوست ،مرتضي وزنش ،مي گويد:شما آفتابه دزدها را مي گيريدومجازات مي كنيد،اما گردن گلفتها را كار نداريد،يا اگر دستگير كرديد،زود آزاد مي شوندوبه پستهاي بالاتري مي نشانيد.البته آقاي امامي كاشاني در زمان بيان اين مفاسد در حالت غير طبيعي بوده واز سلك بعضي روحانيون بدور بوده است. آقاي رفيقدوست در دوران وزارت سپاه ،چه حيف وميل هائي كه با مافياي خريد اسلحه وفروش مواد مخدر در اروپا نداشت،خيانت وجنايت رفيق دوست در وزارت سپاه آنقدر زياد بودكه هنگام استيضاح او در مجلس ،حتي يك نفر راي به صلاحيت او نداد،بلكه همه او را نا صالح وكثيف تلقي كرند،او يكي از اعداميان مورد نظر خميني بود،شما اورا از لجنزار بيرون آورده وبه كثافت تبديل كرديد ،وبه پست بالاتري رسانديد،رئيس بنياد به اصطلاح مستضعفان ودر اصل بنياد دزدان ومستكبران،قبلاًاز خزانه پول مي گرفت،اما امروز خود، خزانه دار شده است. / نود در صد اقتصادوسرمايه هاي ملي كشور تحت سلطه بنياد مستكبران ودر اصل فدك رهبري بوده است،حتي از موقوفه هم بالاتر است.بعداز گند كاري وفساد مالي در وزارت سپاه وبنياد مستكبران،اوخود بچه بنيادچي شد،و با برادرش مرتضي وزن داداش در اختلاسهاي كلان شركت كرد،ودر نهايت از رسوائي در خانه هدايت كرج سر در آورد، دختران وزناني كه از مشكلات ومعضلات اجتماعي ايجاد شده توسط شما در جامعه فرار كرده وبه اين خانه پناه مي بردند،به جاي اينكه حافظ جان وناموس آنها باشيد،چون بردگان براي رفع نيازهاي شهواني خود وبعضي آقايان كه معتقدبه چند زني ،صيغه وازدواج موقت هستند، با زور سر نيزه در پنجشنبه شبها در حرامسراهاي مخفي استفاده مي كرديد ،وفروش دختران زيبا رو به شيخ نشينها رسوائي ديگر آنهاست،كه البته با كمك آقاي خاتمي وسازمان اطلاعات مردمي افشا و متلاشي شد،البته حاكم شرع كرج فقط خلع درجه يا لباس شد،حالا شما بدست همين نطفه ها كثافتكار به دار كشيده مي شويد. آقاي يزدي رئيس قوه قضائيه كه به فرمايش شاهرودي ،اين نهاد را به ويرانه اي تبديل كرده بود،در يكي از نمازجمعه ها به تاريخ 3/ 5/1376 بعد از موضوع ثروتهاي باد آورده مي فرمايند:كساني هستندكه بعد از دستگيري بيست تا پنجاه ميليارد تومان وثيقه و سند مي گذارند و آزاد مي شوند. شما وهم كيشان شما سالهاست كه مي خواهيد ثروتهاي نامشروع وحرام را مانند سنبلها از كابين زنانشان بيرون بكشيد،البته اول از كابين زنان خود بيرون بكشيد،بقيه غارتگران پيشكش شما باشند .يكنفر مي گفت ،اينها ميگويند، ما پيرو علي وحسين و...هستيم ، و در كارهاي مملكت از آنها تقليد مي كنيم،وتا به حال هم قدم اول آنها را برداشته ايم.راستي اين همه دزدي ،فساد، قتل وعام ،بگير ببندوسياهچال توسط اين حاكمين جمهوري اسلامي، قدم اول در تقليد از سنبلها است، واي به روزي كه قدمهاي بعدي را بردارند.پس سنبلها در قدمهاي بعدي خود چه فجايحي را بوجود آورده اند،امابا اين همه يا اين سران ديني اسلامي ايران دروغ مي گويند،يا سنبلها هم مانند اينها بوده اند. حال آقاي رفسنجاني شما مي خواهيد ثروتهاي حرام ونامشروع را از كابين زنان چه كساني بيرون آوريد،زنان خودتان،يا زنان اين باند فاسد حاكم ،يا آفتابه دزدها؟ شما امروز وديگران در گذشته خوب مدانيدكه 90/0 مردم ايران در تآمين شكم خود وخانواده خود نا توان هستند. تمام اين مطالب را سالها قبل ودر سال 5/7/76 براي محمد خاتمي ،مهاجراني وتمام نشريات وشخصيتهاي سياسي ،وامروز در سال 1385 براي شخص شما هاشمي رفسنجاني مي نويسم. آقاي هاشمي فاشيستهاي جنگ افروز ،همين نظامياني كه ديروز به مردم وخميني خيانت كرده وامروز وزير ،مجلسي ، ورئيس جمهور شده اند ، به مهره سوخته و ُمنفوري چون هاشمي كه ديروز بعنوان متحد ووپلي براي رسيدن به اهداف شومشان استفاده كرده اند،احتياج ندارند .فاشيست به متحد منفور وترد شده از طرف مردم ايران احتياج ندارند،وبراي رسيدن به اهداف وطن فروشي وتسكين درد مردم ،بعد از بمباران و انفجارهاي اتمي وكشته شدن ميليونها نفر خصوصاُدر اراك،اصفهان،كاشان ،انفجار مواد وبمبهاي خريداري شده مخفي در اعماق زمين،تورا دار خواهند زد. پس آگاه باشيد،كه من بعنوان يك توده اي، ايران را دوست دارم،من توده اي با شما وهركسي كه ايران را دوست دارد،حرف مي زنم.بيائيد با شعار صلح ،فقط و فقط براي حفظ تماميت ارضي ايران،براي حفظ مرزهاي جغرافيائي رسم شده در پرچم سه رنگ گربه نشان ،ايران را از بمباران وجنگ نجات دهيم .در پايان اين را مي نويسم:اگر خيانت يك صد ساله حاكميت ايران نبود،ايران مي توانست بزرگترين دمكراسي آسيايي را ،پس از هندوستان داشته باشد.........اما اين ارزيابي درست را با تآسفي تاريخي وبسيار دردناك بايد تكامل كرد:اگر نظامي كه از دل انقلاب 1357بيرون آمدنيز چنان سرنوشتي نمي يافتكه اكنون است،ايران باز مي توانست هندوستان خاورميانه باشد.غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران . سه شنبه 13 /4/85

نوشته شده توسط سيامك در شنبه 6 بهمن1386
|
هشدار مادران صلح ایران مادران صلح ایران با انتشار بیانیه ای نسبت به خطر جنگ و تحریم ها هشدار داده و نوشته اند...
http://www.sedayemardom.net/
هشدار مادران صلح ایران
ما جمعی از مادران این سرزمین، با توجّه به وضعیّت مخاطرهآمیز و پر تنشی که کشورمان و منطقه درآن بسر میبرد و با توجّه به بیکاری، تورّم و گرانی ناشی از سیاستهای ناکارآمدی که آسیبهای اجتماعی در پی دارد، بر آن شدیم تا با مرور تجربه مشترکمان، همگان را به چارهاندیشی فراخوانیم.
متأسّفانه باردیگر مسئله تحریم و سیاست نهجنگ و نهصلح گریبان ملّت ایران را گرفته است و انرژی و اندوخته آنان را به تاراج میبرد. همان تحریمهایی که پیش و پس از جنگ ٨ ساله شاهد خسارت های مادی و معنوی آن بودیم و تأثیر آن را در عقب ماندن از غافله توسعه و پیشرفت دیدیم.
ما بر این باوریم که خطرها و خسارتهای تحریم اقتصادی در دراز مدّت کمتر از حمله نظامی نیست. تحریمها موجب برباد رفتن سرمایه این ملّت در باج دادن به کشورهای دلاّل و دستیابی پرهزینهتر به کالاهای اساسی همچون دارو، شیرخشک، موادّ بهداشتی، کشاورزی، صنعتی و عمرانی میشود. تحریمها آرام آرام زندگی مردم را فلج میکند.
فرار مغزها و سرمایهها، ورشکستگی کارخانهها، بیکاری، کاهش تولید، گرانی و فقر و در پیآن اعتیاد و فساد، از عوارض این تحریمها میتواند باشد. فقر و فساد بستر ساز و گسترشدهنده خشونت و درگیری درونی میان خود مردم میگردد. ترس و نگرانی از آینده مانع از اعتماد مردم به یکدیگر میشود و ما را از تمرکز و همکاری برای تحقّق آرمانها و خواستههای مشترک و مهمّی که بهخاطر آنها انقلاب کردهایم همچون عدالتخواهی، آزادی، استقلال و ترقّی و…. باز میدارد.
تحریمها خواستههای ملّی را فردی میکند. در آشفتهبازار تحریم، هرکس سعی دارد کلاه خود را دودستی چسبیده، بیاعتنا به دیگری، درگیر حلّ بحرانهای معیشتی و عاطفی روزمرّه خویش باشد. در حالیکه در بحرانهای فراگیر، مردم بیش از پیش به اتّحاد و خرد جمعی نیاز دارند.
ما امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند همبستگی و همکاری و حضور اجتماعی هستیم. بیاییم از دمغنیمتشمردن، بی اعتنایی به منافع ملّی، کنارکشیدن از مسائل اجتماعی و تماشاچی ناکارآمد بودن دوری کنیم. از مسئولان بخواهیم در تصمیمگیریهای سرنوشتساز به مردم اعتماد کرده، آنها را مشارکت دهند. از مسئولان بخواهیم که اطّلاعات و اخبار را بهطور شفّاف در اختیار مردم بگذارند تا آنها بتوانند با دلسوزی بیشتر منافع ملّی را پاس بدارند. ما باور داریم که بیخبری و جهل هرگز نمیتواند ضامن امنیّت و ثبات کشور باشد.
چارهای بیندیشیم، فردا شاید فرصتی نباشد!
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمیشود....
مادران صلح ایران
مادران صلح ایران، در سایت خود، خود را چنین معرفی کرده اند:
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت و مذاهب مختلف؛
مادرانی که جوانیمان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد؛
مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم؛
مادرانی که در دوران ٨ سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان هایمان میهنمان هزینه های فراوانی متحمل شدیم؛
مادرانی که سختترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صفهای طویل را صبورانه تاب آوردیم، تا قوت روزانه خانواده را فراهم کنیم؛
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالتخواهی و آزادیخواهی و استقلال و صلح را در رگهای فرزندانمان جاری ساخته ایم؛
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان، همپیمان شده ایم تا در حد توانمان از میهن و آرمانهای مردممان در مقابل تهدیدها، حفاظت کنیم؛
آرمانهایی که برای تحقق آنها جوانیمان را هزینه کردهایم و اینک آرزو داریم که جوانانمان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آنکه شاهد هزینه شدن آنان باشیم؛
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیدهایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را میطلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانانمان را تهدید کند اعتراض داریم؛
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب، جنگ و در زندانها از دست دادهایم و نمیخواهیم که تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانهای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانه دموکراسی به ایران تجاوز کند و باور داریم که مردم ایران خود عدالت و دموکراسی را برقرار خواهند کرد؛
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامهنگاران، نویسندگان، روحانیان، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانه نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسههای بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریمهای گوناگون میکشاند؛
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت آزادی و عدالت،که همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندانمان تلاش خواهیم کرد. برای رسیدن به این اهداف بهسوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز میکنیم.
منابع لبنانی: احتمال حمله نظامی به ایران در ماه آوریل وجود دارد
يک منبع وابسته به جريان حاکم[دولست سنیوره] در لبنان به نقل از مسئولان آمريکايي گفت احتمال حمله به ايران درماه آوريل وجود دارد .بر اساس این گزارش ، روزنامه لبناني الاخبار شماره روز دوشنبه نوشت يکي از سران جريان حاکم فاش ساخته که اليوت آبرامز از مسئولان دولت آمريکا در سفر اخير خود به لبنان به احتمال حمله آمريکا به ايران در ماه آوريل اشاره کرده است
صداي مردم _ 1386-10-24
www.sedayemardom.net
منابع لبنانی: احتمال حمله نظامی به ایران در ماه آوریل وجود دارد
يک منبع وابسته به جريان حاکم[دولست سنیوره] در لبنان به نقل از مسئولان آمريکايي گفت احتمال حمله به ايران درماه آوريل وجود دارد .
بر اساس این گزارش ، روزنامه لبناني الاخبار شماره روز دوشنبه نوشت يکي از سران جريان حاکم فاش ساخته که اليوت آبرامز از مسئولان دولت آمريکا در سفر اخير خود به لبنان به احتمال حمله آمريکا به ايران در ماه آوريل اشاره کرده است .
اين منبع اضافه کرد آمريکا يا اسرائيل در ماه آوريل به سوريه و ايران حمله خواهند کرد .
الاخبار توضيح بيشتر دراين باره نداد. اما رسانه های اسرائیلی و عرب اخبار دیگری دائر بر خرید تسلیحات نظامی پیشرفته از سوی اسرائیل را منتشر کردند. در همین حال رسانه های صهیونیست دیروز در حرکتی تبلیغاتی سعی کردند که موضوع هسته ای ایران و اهداف صلح آمیز آن را به انحراف بکشانند.
از سوی دیگر نخست وزير رژيم صهيونيستي تاكيد كرد اسرائيل نمي تواند دستيابي ايران را به سلاح هاي هسته اي بپذيرد.
بر اساس این گزارش به نقل از راديو رژيم صهيونيستي ؛ ايهود اولمرت امروز در جلسه کميسيون امنيت پارلمان اين رژيم افزود تمامي گزينه ها را درباره پرونده هسته اي ايران در نظر مي گيريم و بايد براي جلوگيري از دستيابي اين كشور به توان هسته اي اقدام كرد.
بر اساس اين گزارش؛ وزير جنگ رژيم صهيونيستي هم تاكيد كرد به جاي پرحرفي درباره برنامه هسته اي ايران ، بايد گام هاي عملي برداشت.
ايهود باراک امروز در جلسه فراکسيون هاي پارلمان اين رژيم افزود حرف زدن جلوي موشک ها را نمي گيرد و فعاليت سانترفيوژها را متوقف نمي کند.
وي ادعا كرد پرونده هسته اي ايران چالشي اساسي است که بايد با آن رويارويي کرد و براي اين كار بايد در زمينه هاي مختلف اطلاعاتي ، ديپلماتيک ، تحريم هاي اقتصادي و تقويت قدرت دفاعي اقدام كرد.
این در حالی است که منابعي در رژيم صهيونيستي فاش کردند که دولت امريکا به تازگي بمب هاي هوشمند تر از بمب هايي که قرار است به عربستان سعودي داده شود، به اين رژيم خواهد داد.
بر اساس این گزارش به نقل از الخليج، منابع امنيتي اسرائيل ديروز با فاش کردن اين خبر گفتند که امريکا موافقت اصولي خود را با فروش بمب هاي هوشمند تر و برتر از بمب هاي هوشمندي که قرار است در چارچوب برنامه دفاعي به عربستان بفروشد ، به اسرائيل اعلام کرده است.
دو منبع امنيتي اسراييلي افزودند که دولت امريکا تلاش خود براي برطرف کردن نگراني هاي دولت اولمرت افزايش داده و در اين راستا تفاهم نامه اصولي با اين رژيم امضا کرده که براساس ان اعلام شده که فروش آتي بمب هاي " جي.دي.آي .ام" به اسراييل شامل فناوري پيشرفته اي خواهد شد که در فهرست بمب هايي که قرار است به عربستان داده شود وجود ندارد.
ر/س-ت
خبرگزاري انتخاب
انتخاب شده توسط غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در سه شنبه 25 دی1386
|
یک حکومت عاقل، می اندیشد!
دو رویداد، در 2 هفته گذشته
پس از 20 سال تجربه کج روی
بازگشت باصطلاح ظفرنمون "کاظم دارابی" به ایران
و دستگیری شماری دانشجو بدلیل ادعاهای مارکسیستی
دو رویداد، در هفته، یا در حقیقت، در دو هفته ای که گذشت، نه تنها بی ارتباط با سیاست جنگی نبودند، بلکه با نگاهی عمیق تر به آنها، می توان ریشه های سیاست دوران جنگ 8 ساله عراق را نیز در آن ها جستجو کرد.
نخست دستگیری شماری دانشجوی 20 و چند ساله به این دلیل و بهانه که تمایلات کمونیستی داشته و با هم در ارتباط بوده اند و می خواسته اند در سالروز 16 آذر تظاهراتی مستقل در دانشگاه برپا کنند؛
دوم آزادی از زندان آلمان و بازگشت به ظاهر ظفرمند سازماندهنده یکی از مشهورترین ترورهای خارج از کشور "کاظم دارابی" به ایران.
ارگان های امنیتی که آن دانشجویان را شکار کرده و به اوین برده اند، هر ادعا و اتهامی را می توانند ابتدا در مطبوعات و سایت های تحت کنترل خود طرح کنند و در زندان نیز همان ادعاها و اتهامات را در دهان قربانیان جوان سال گذاشته و به زور انواع شکنجه ها، آنها را در مقابل دوربین تلویزیونی وادار به اعتراف کنند. بازی کهنه ای که همگان در ایران با آشنا هستند.
در مورد رویداد دوم نیز، هر آنچه را کاظم دارابی درجریان محاکمه مشهور "میکونوس" نتوانست ثابت کند، بلکه خلاف آن را دادستان مشهور این پرونده ثابت کرد، حال که پایش به خاک ایران رسیده و زمین جمهوری اسلامی را زیر پایش سفت می بیند می تواند مطرح کند و همان سایت ها و مطبوعات تحت اختیار آقایان امنیتی که در بالا ذکرشان رفت این ادعاها را به سینه چاپ و انتشار بسپارند.
قصد هیچ تکذیب و توضیحی را نداریم، زیرا شیوه و روش غالب در سه دهه گذشته همین بوده است و تا آسیابان آقایان اند، از این آسیاب آردی جز این بیرون نخواهد آمد. به همین دلیل، این دو رویداد را می خواهیم از زاویه دیگری نگاه کنیم و از آنها که هنوز به پایان خط نرسیده اند بخواهیم یکبار در خلوت خود، به این دو رویداد و رویدادهای مشابه اینگونه بیاندیشند:
از روزی که رضاشاه با فرمان 10 ماده ای خود در سال 1310 هر گونه فعالیت و دیدار و گفتگوی دو نفر بیشتر کمونیست ها در ایران را ممنوع اعلام کرده و متعاقب آن بزرگترین جنایات در زندان های وی انجام شد و انسان شریف و نابغه ای مانند دکتر تقی ارانی در گوشه سلول بقتل رسید، لب های شاعر بزرگ و ملی ایران فرخی یزدی با نخ دوخته شد، ترانه سرای بزرگ و ملی ایران "عارف" در تبعید به خرابه های همدان جان سپرد، جلای وطن به شمار بزرگی از آزادیخواهان و میهن دوستان ایران تحمیل شد و... 80 سال می گذرد. ریشه ها نه با فرمان 1310 از زمین بیرون کشیده شد و نه با جنایاتی که در زندان های رضاشاهی مرتکب شدند. رضا شاه سقوط کرد و رژیم استبدادی او نیز با او. آنها که دراین دوران، در زندان جان بدر برده بودند و یا در خفا جان خویش را نجات داده بودند، گرد آمدند و طرحی نو در انداختند و با نیروئی دهها برابر از آن نیروئی که رضا شاه به بند کشیده بود فعالیت جدیدی را با نام "حزب توده ایران" آغاز کردند.
همان راه خطائی را که پدر رفته بود، پسر نیز رفت. محمدرضا شاه نیز بجای تحمل آزادی احزاب و تن دادن به آراء مردم و شکل گیری پارلمانی که کفه ترازوی نفوذ احزاب در جامعه و برآورد توازن نیروها در جامعه باشد، گام به گام راه پدر را برگزید و شد آنچه محتوم بود. دهها انسان شریف و میهن دوست، دانشمند و فرهیخته – چه در لباس نظامی و چه غیر نظامی- یا به چوبه های تیرباران بسته شدند و یا در گوشه زندان ها عمر و شماری جان خود را از کف دادند. صف این قربانیان بسیار پرشمار تر از صفی بود که رضا شاه به آن یورش برده بود. پایگاه نفوذ حزب توده ایران در جامعه نیز قابل مقایسه با زمان صدور فرمان 1310 و نفوذ محفل 53 نفر نبود.
رسیدیم به انقلاب 57 و سقوط با " سر" شاه به دره فرار از میهن و مرگ سریع در دوران دربدری.
این بار، در کنار حزب توده ایران که بار دیگر فرصتی برای فعالیت علنی و قانونی درکشور یافته بود، شماری سازمان ها و گروه های چپ و چپ رو نیز مدعی مارکسیسم و کمونیسم و انقلاب شورائی و... بودند و بخش مهمی از انرژی حزب توده ایران دراین دوران صرف توضیح پایه ای مارکسیسم و پیاده کردن این سازمان ها و گروه ها از اسب سرکش چپ روی شد. حاکمیت جمهوری اسلامی، نه تنها دراین عرصه کمکی نکرد، بلکه خود زیر پای این اسب سرکش ترقه در کرده و پیاپی هیزم در تنور سازمانی گذاشت که هم اندیش و هم مسلک و هم دین و آئین خودش بود. منطق حزب توده ایران برای قانع ساختن آنها به دست کشیدن از چپ روی و ماجراجوئی نمی توانست از دایره استدلال های سیاسی فراتر رود، زیرا بر خلاف سازمان ها و گروه های چپ، با آنها مشترکات ایدئولوژیک نداشت: "سازمان مجاهدین خلق"!
بیش از دو دهه سرکوب و پیگرد توده ای ها و سپس گروه ها و هسته های شکل گرفته چپ و چپ روهای مسلح در دورن شاه، میدان را برای انواع گرایش ها و ادعاهای چپ و مارکسیست در سال انقلاب و پس از سرنگونی رژیم شاه فراهم ساخته بود و از پدیده های مهم پس از انقلاب 57 حضور ناگزیر همین گرایش ها در جامعهً از یوغ اختناق شاه بیرون آمده بود. در تمام محافل و مجامع این گرایش ها حضور داشت. نه تنها حضور داشت بلکه عمل می کرد و بر مسیر منطقی رویدادها تاثیر منفی می گذاشت. شاه فکر کرده بود، ریشه را از زمین بیرون کشیده، اما نه تنها چنین نشده بود و نمی توانست بشود- چرا که پدیده های اجتماعی به اراده حکومت ها نه رشد می کنند و نه متوقف می شوند- بلکه این بار ترکش های چپ و چپ نمائی چنان رها شدند که حزب توده ایران باید همزمان با شنا در امواج خروشان رویدادهای پس از انقلاب، فکری برای این ترکش ها بکند.
این دوران بغایت دشوار، می رفت تا با قبول سیاست "اتحاد و انتقاد" و حرکت گام به گام با جامعه و نه فرسنگ ها جلوتر از جامعه از سوی سازمان فدائیان خلق به دوران سلطه منطق و حضور آرام و قانونی برای فعالیت سیاسی در ایران بیانجامد و چپ روها و ماجراجویان در انزوا قرار گیرند که این بار یورش رضا شاه و محمد رضا شاه را جمهوری اسلامی تکرار و تجربه کرد.
بهانه این یورش که با ورود ایران به خاک عراق، تبدیل به جنگ ایران با عراق برای "فتح کربلا" شده بود، شرایط ویژه و جنگی در کشور و مخالفت حزب توده ایران و سازمان تازه پیوند خورده به حزب ما- سازمان فدائیان اکثریت- با این مرحله از جنگ بود.
فاجعه، هولناک تر از دو یورش رضا شاه و محمد رضا شاه بود و شمار قربانیان بیشتر. جنگ و سیاست جنگی با شعارهای "جنگ جنگ تا دفع فتنه از عالم"، "جنگ جنگ تا فتح کربلا"، "امروز کربلا- فردا قدس" و... 7 سال ادامه یافت. مطبوعات زیر فشار شرایط جنگی و مجلس تابع سیاست جنگی مهر سکوت بر لب زدند. بدین ترتیب، کس ندانست بر سر هزاران زندانی در اوین و گوهر دشت و بند توحید یا " 3 هزار" که همان کمیته ضد خرابکاری دوران شاه بود چه فجایعی گذشت و چه شمار گسترده ای تیرباران شدند، به دار کشیده شدند و یا زیر شکنجه قربانی شدند. سلطنت اسدالله لاجوردی که امثال حسین شریعتمداری شاگردان زیردستش بودند، خونین ترین فصل کتاب انقلاب 1357 است که بی شک نوشته شده و نوشته خواهد شد و آیندگان آن را خواهند خواند.
اوج این یورش و جنایت نیز با سرانجام جنگ با عراق و فروریختن دیوارهای بلند خیال و آرزوها در ذهن رهبران و مدافعان ادامه جنگ با عراق همراه شد. نه کربلا فتح شد و نه فتنه از عالم رخت بربست و "قدس" کعبه شیعیان شد. صدها هزار جوان و نوجوان ایرانی در پای دیوارهای این خیال و آرزوها به خاک افتادند و چند صد هزار نیز علیل و معلول و بی دست و پا از جبهه ها بازگشتند. به شمار معلولین و مفقودین و قربانیان، خانواده های بی شوهر، بی پدر، بی پسر روی دست ایران ماند. شماری از شهرهای ایران- حتی شهرهای بزرگی مانند خرمشهر و مسجد سلیمان- تبدیل به ویرانه شدند و به گفته هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران- که خود جانشین فرمانده کل قوا(آیت الله خمینی) در دوران جنگ بود- یکهزار میلیارد دلار خسارت بر کشور وارد آمد!
آیت الله جنتی در اولین نماز جمعه خود، پس از دومین یورش به حزب توده ایران که به فاصله دو ماه و نیم پس از یورش اول صورت گرفت، به "دَر" گفت که "دیوار" یعنی امریکا بشنود و اسلحه برای پیروزی بر عراق دراختیار جمهوری اسلامی بگذارد: " آن کاری را که شاه پس از کودتا نتوانسته بود تمام کند ما تمام کردیم." پشت این ساده لوحی، خوی جنایت و جنایتکاری خفته بود.
پایان جنگ با عراق و شکست رویاها، با جنایت هولناک دیگری رقم خورد: قتل عام زندانیان سیاسی در سراسر کشور. باز هم با این تصور که ریشه را از خاک بیرون خواهند کشید!
سخن و پرسش ما در این سرمقاله و در ارتباط با یکی از دو خبری که در ابتدا نوشتیم درست همینجاست. آیا ریشه ها از زمین بیرون کشیده شد؟ آیا رشد و بروز پدیده های اجتماعی در عنان و اختیار حکومت هاست؟
تمام تجربه تاریخ و از جمله تجربه 80 سال اخیر ایران و ارثیه خونین دو رژیم رضا شاه و محمد رضا شاه و دو یورش به حزب توده ایران و پشت سر ماندن دهه هولناک 1360 به این سئوال پاسخ منفی می دهد. بنا برهمین تجربه تاریخی، به بهانه شرایط و سیاست جنگی دستگیری شماری دانشجوی مثلا چپ، شماری زن خواهان برابری حقوق با مردان، به بند کشیدن آنها که از سندیکا و کانون های مدافع حقوق مدنی دفاع می کنند و براه انداختن نمایش های تهوع آور دیگر تلویزیونی و... شنا برخلاف مسیر و حرکت زمان است. هیچ شناگری با شنا درجهت خلاف حرکت آب، به ساحل نجات نمی رسد. همانگونه که شاه و پسرش به ساحل نرسیدند، پینوشه در شیلی به ساحل نرسید، دیکتاتورهای امریکای لاتین به ساحل نرسیدند و ....
حتی همین تجربه 15- 20 سال اخیر با هزار زبان می گوید: گشودن فضای سیاسی به روی فعالان سیاسی با گرایش های متفاوت مذهبی و غیر مذهبی- مارکسیستی و غیر مارکسیستی به مراتب منطقی تر و کم هزینه تر از تلاش برای بستن این فضا و میدان گشوده به روی چپ روی هائی است که در شرایطی ویژه می تواند حوادث بزرگ را موجب شود. و چه کسی قبول ندارد که جمهوری اسلامی و ایران در انتظار شرایط ویژه است!
رویداد دوم، یعنی بازگشت ظفرمند دارابی از آلمان به ایران که قطعا بزودی با سفر به مکه حاج آقا دارابی خواهد شد نیز تفسیری تقریبا همینگونه دارد. کمی تعقل، که خوشبختانه در هفته های اخیر از دهان برخی همراهان سیاست جنگی نیز جملاتی به نشانه آن بیرون آمده، می گوید که بجای در بوق تبلیغاتی کردن آزادی دارابی از زندان و اعلام یک پیروزی جهانی دیگر، سر به جیب تفکر فرو بردن و مرور رویدادهای 20 سال اخیر است. آیا ترور عبدالرحمان قاسملو و دکتر شرفکندی – دو دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران- و محروم ساختن حزب دمکرات کردستان ایران از دو سیاستمدار تحصیل کرده و با تجربه که بیش از تفنگ به درایت و سیاست مدارا می اندیشیدند، حزب دمکرات کردستان ایران ریشه کن شد و به تاریخ پیوست؟
پاسخ از روز روشن تر است: نه تنها چنین نشد، بلکه رهبری این حزب بدست کسانی افتاد که بیش از درایت و سیاست، به تفنگ می اندیشند و متاثر از کمی تجربه و دانش سیاسی، سیاست و مواضعی را در حزب دمکرات کردستان ایران حاکم کرده اند که فاصله ای غیر قابل انکار با سیاست و منش قاسملو و شرفکندی دارد. ترور و حذف آن دو و چند عضو دیگری رهبری وقت حزب دمکرات کردستان ایران، میدان را برای چپ روی آماده ساخت، چنان که اکنون در کنار "کومله" و "حزب دمکرات کردستان ایران"، شاهد حضور و مانورهای سازمان های نوخاسته چپ رو و مسلح در کردستان ایران هستیم. در شرایطی ویژه و آنگاه که توپخانه سپاه و هلیکوپترهای شکاری سپاه به نقاط مرکزی ایران برای دفاع از حکومت مرکزی فراخوانده شوند، کار در کردستان به کجا خواهد کشید؟
آنها که ترور میکونوس (شرفکندی و همراهان) و ترور وین(قاسملو) را سازمان دادند، اعم از کاظم دارابی و آنها که نامشان دارابی نیست، برای پاسخ به این سئوال باید بر صندلی و نیمکت بنشینند. این نتیجه از آن ترورها، مانند نتیجه ای که از یورش های خونین دهه 1360 گرفته شد، از نظر تاریخی شاید مهم تر از نابودی جسمی افراد باشد. چرا که این فرد یا آن فرد، این رهبر و یا آن رهبر و حتی رهبران سرانجام بر اثر کهولت سن از صحنه خارج می شدند و یا به مرگ طبیعی از دنیا می رفتند؛ اما نتایج ترور و اعدام و محروم ساختن احزاب و سازمان های سیاسی از افراد با تجربه سیاسی و فهیم، زخمی است بر پیکر جامعه و حتی خود حکومت ها.
میکونوس و وین نیز به بهانه شرایط جنگی در کشور و فلج کردن حزب دمکرات کردستان در غرب کشور صورت گرفت. همچنان که یورش های ادامه دار در ماه های گذشته و در دولت احمدی نژاد نیز حاصل سیاست جنگی حاکم در کشور است. سیاستی که با شعار صلح خواهی و نفرت از جنگ باید به زیر کشیده شده و فضای عادی سیاسی جانشین آن شود.
راه توده 161 17.12.2007
انتخاب غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در سه شنبه 4 دی1386
|
برخی توده ای های داخل کشورمی نویسند:
گزارش CIA
فریب بزرگی
که نباید تسلیم آن شد
دوستان راه توده!
این چند خط را بعنوان نظر شماری از رفقای خود در داخل کشور لطفا منعکس کنید:
گزارش اخير و بدون مقدمه سازمان سيا مبني بر توقف فعاليت اتمي ايران، برخلاف تفسيرها و كف زدن هاي احمدي نژاد و اطرافيان او نه تنها به هيچ عنوان به معناي رفع خطر حمله نيست، بلکه برعكس، نشاندهنده جدي تر شدن و فوري تر شدن آن است. تنها ساده لوحان يا كساني كه مردم را ساده لوح تصور كرده اند مي توانند فكر كنند كه سازمان سيا گزارش خود را بدون همآهنگي با جرج بوش منتشر كرده است. يا كابينه او با اين گزارش ضرر كرده و برای جبران آن قرار است با سودي بسيار بزرگتر در آينده جبران شود.
انتشار اين گزارش در واقع براي تقويت موضع بوش و احمدي نژاد است نه براي تضعيف آن، چرا که هر دو به این ماجراجوئی هولناک نیازمندند. اولی برای کوبیدن مهر خود بر پیشانی جهان کنونی و دومی – در عامیانه ترین برداشت- برای صاف کردن جاده جهت ظهور امام زمان و کوبیدن مهر دوام ابدی خود بر پیشانی ملت ایران و مسلمانان جهان.
آنگونه که اخبار داخل کشور نشان میدهد، نزديك تر شدن و جدي تر شدن خطر جنگ موضع دولت احمدي نژاد را نه تنها در ميان مردم، بلكه در راس جمهوري اسلامي نيز ضعيف كرده است. فراخوان هاي مختلف براي صلح و از جمله تشكيل شوراي ملي صلح نشان داد كه سرعت آگاهي ملي از خطر حمله چه وسعتي گرفته است و نيروي داخلي در ايران چه وزنه مهمي را مي تواند در جلوگيري از خطر جنگ به میدان آورد.
شاید با این تعبیر بتوان گفت که بخشی از نتيجه گزارش سيا مقابله با اين آگاهي و خواب كردن مردم و تضعيف جنبش رشد يابنده صلح در داخل ايران است. از طرف ديگر موضع دولت احمدي نژاد و حاميان وي در راس جمهوري اسلامي نيز بر سر همين مسئله و ادامه تحريم ها و خطر جنگ بشدت ضعيف شده است. اختلاف ها و مقاومت ها به راس جمهوري اسلامي كشيده شده است و گوشه هائی از آن هر روز از پرده بيرون مي افتد. در اين شرايط، می توان تصور کرد که گزارش سيا با هدف جلوگیری از سقوط بيشتر موقعيت دولت احمدي نژاد انتشار یافته است.
اين گزارش چه فايده اي براي بوش دارد؟
تبليغات و جنجالي كه درباره اين گزارش در ايران و جهان صورت گرفته بنحوي است كه گويا گزارش هاي سيا همگي مستند و بدون كمترين پيشداوري سياسي است. ابراز خوشحالي و جنجالي كه حاميان احمدي نژاد در ايران و تبليغي كه بر سر اين گزارش در رسانه هاي خارجي مي كنند بشدت در حال اثبات خطرناک اعتبار بي خدشه گزارش هاي سازمان سيا است.
بدينسان، در لحظه اي كه بوش و دولت امريكا لازم داشته باشد، سازمان با اعتباري كه بدست آورده ناگهان مانند دهها مورد ديگر می تواند اسناد و گزارش هايي را از آستين خود بيرون آورد كه مبين دست يافتن يا قريب الوقوع بودن دست يافتن ايران به سلاح اتمي است و اين زماني است كه ديگر فرصتي براي جنبش صلح و مخالفان سياست جنگي اتمي از جمله در ميان دست اندركاران جمهوري اسلامي براي مقابله با جنگ باقي نمانده است.
راه توده 160 10.12.2007
فریب بازی های سیاسی را نخوریم!
یک گام از صلح خواهی و مخالفت
با سیاست جنگی نباید عقب نشست
|
این جنبش و این جبهه نه یکشبه می تواند تشکیل شود و نه یک روزه می تواند به نتیجه برسد. بنابراین باید گام به گام، با تعمیق آگاهی مردم از یکسو و رسوائی سیاست جنگی حکومت در میان مردم از سوی دیگر پیش رفت و از هر نوع شتابی که بتواند زمینه ساز یورش امنیتی به هسته های اولیه و فعال چنین جبهه ای شود پرهیز کرد. این همان اشتباهی است که برخی تشکل ها و فعالان عرصه های دیگر در چند سال اخیر کردند و چنان جلوتر از آگاهی مردم تاختند که در گرد و غبار جاده، مردم نتوانستند آنها را ببینند! |
سیاست نظامی- اتمی، که ما آن را از ابتدای روی کار آوردن احمدی نژاد "سیاست جنگی" ارزیابی کردیم، نه حمایت و زمینه اجتماعی را درایران دارد و نه حقانیت منطقه ای و جهانی را. در داخل کشور بر شمار تضادهای مردم با حاکمیت افزوده و صف آرائی های سیاسی- نظامی در خود حاکمیت را به همراه آورده و در عرصه جهانی بر فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی افزوده. این نکته که موضع گیری های تبلیغاتی و حتی کمک های مالی و نظامی به سازمان های اسلامی متمایل و یا وابسته به حاکمیت جمهوری اسلامی در منطقه، همدردی توام با حمایت فکری را در افکار عمومی مردم عربی که زخم های اسرائیل را بر پیکر دارند بوجود آورده، واقعیت است، اما چنین واقعیتی – حتی در صورت ادامه آن- هرگز به برج و باروی دفاع از ایران تبدیل نخواهد شد. در صورت غرق شدن ایران در یک حمله نظامی و یا زدوبندهای بزرگ حاکمیت با امریکا و اسرائیل برای حفظ موجودیت نظام، این مجسمه برفی بسرعت آب خواهد شد و متعاقب آن یاس و سرخوردگی تقویت خواهد شد. در بدترین شرایط نیز، واکنش های تروریستی را در داخل ایران به همراه خواهد آورد. هم از سوی دسته بندی هائی که زیر تبلیغات حکومتی به خواب رفته و رویاهای فتح جهان را می پرورانند و هم از سوی آن دسته بندی های غیر ایرانی و عمدتا عربی که نه تنها در منطقه، که در ایران نیز مستقرند. و این، فصل دیگری از زلزله های نا امنی در داخل کشور خواهد بود.
بنابراین، پیش از آنکه به "مرحبا مرحبا"ی مردم عرب منطقه دل سپرده شود، باید فکری برای عبور از بحرانی کرد که به گرداب تبدیل شده است. گردابی که موجودیت ایران را می تواند در خود فروبکشد.
بازی های سیاسی – با افکار عمومی مردم در داخل کشور و یا مردم عرب منطقه- هرگز به معنای چاره ای اساسی برای رهائی ایران از گرداب مورد اشاره نیست، چرا که نیروی مقابل، بیش از رهبران حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی بر این بازی ها تسلط داشته و در این رابطه دارای امکانات بیشتری نیز می باشد. انتشار گزارش سازمان اطلاعات مرکزی امریکا "CIA" می تواند از جمله توپ هائی باشد که هفته گذشته برای ادامه بازی دو طرفه به میدان انداخته شد. طی هفته گذشته ارزیابی های مختلفی در باره انتشار این گزارش منتشر شد- بویژه از سوی ستمدیدگان سیاسی داخل کشور- که هر یک حامل واقعیاتی توام با بیم وهراس از همین بازی ها و حیله ها بود. با آنکه فضائی برای انعکاس نظرات توده ای ها در داخل کشور گشوده نیست، برخی از آنها نیز نگران از حیله های پنهان در پشت انتشار این گزارش، تفسیر کوتاه و موجزی را برای انتشار دراختیار راه توده قرار دادند که در همین شماره راه توده منعکس شده است.
بدین ترتیب و بویژه با انگشت نهادن بر آن بند از گزارش سازمان CIA که روی توقف سمت گیری نظامی فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی در سال 2003 متمرکز شده و می تواند- با این توجیه که این ظرفیت در ایران وجود دارد و اگر هم بصورت پنهان ادامه نیافته باشد، در آینده میتواند ادامه یابد- خود به بهانه ای بزرگ برای حمله نظامی به ایران تبدیل شود. بنابراین ارزیابی، خطر حمله به ایران که دولت نیمه نظامی احمدی نژاد و سیاست جنگی رهبر جمهوری اسلامی بر مبنای آن استوار شده، همچنان به قوت خود باقی است و فاجعه "دفاع نظامی" در برابر حمله که زیربنای سیاست جنگی حاکم است همچنان به موجودیت خود ادامه می دهد. این سیاست، نه بر مبنای وحدت ملی و انسجام اتحاد سیاسی در حاکمیت، بلکه بر مبنای تجهیزات نظامی، تهدید به شلیک موشک و زدن قفل های جدیدتر و محکم تر به درهای بسته شده اتاق های سیاسی، دوختن دهان مطبوعات، ایجاد بندهای جدید در زندان ها و نشان دادن چنگ و دندان امنیتی- انتظامی به مردم تنظیم شده است. شاهدیم که حتی در هفته ای که گذشت همین سیاست با شدت بیشتری دنبال شد و حتی زمزمه تعویق زمان برگزاری انتخابات مجلس به بهانه شرایط فوق العاده و جنگی در کشور آغاز شده است. برمبنای همین سمت گیری حاکمیت در داخل کشور، که پشت شعارهای ضد استکباری و به ادعای حسین شریعتمداری سرپرست بی نیاز از توصیف رونامه کیهان" ضد امپریالیستی" پنهان شده، سیاست جنگی را می خواهند ادامه دهند. از آنسو نیز، امریکا خود را آماده بهره گیری از همین سیاست و همین بهانه می کند. نه تنها آماده می کند، که برای آن آغوش نیز می گشاید.
دو تیغه قیچی جنگی بی وقفه و به بهانه های مختلف همدیگر را تیز می کنند و در میان این دو تیغه مردم ایران قرار گرفته اند؛ که نه طالب جهان گشائی اسلامی اند، نه سودی از غنائم اقتصادی چنین جهانگشائی – بر فرض محال دستیابی حاکمیت نظامی به آن در منطقه- می برند و نه تاب ادامه تحمل حکومت و سیاست جنگی را دارند.
جنبش صلح، شورای ملی صلح، جبهه صلح و یا هر نام و عنوان دیگری که برای جمع کردن مخالفان ادامه این وضع و این سیاست در ایران تشکیل شود، جلوگیری از به هم رسیدن دو تیغه این قیچی را باید در برنامه استراتژیک خود داشته باشد.
این جنبش و این جبهه نه یکشبه می تواند تشکیل شود و نه یک روزه می تواند به نتیجه برسد. بنابراین باید گام به گام، با تعمیق آگاهی مردم از یکسو و رسوائی این سیاست در میان مردم از سوی دیگر پیش رفت و از هر نوع شتابی که بتواند زمینه ساز یورش امنیتی به هسته های اولیه و فعال چنین جبهه ای شود پرهیز کرد. این همان اشتباهی است که برخی تشکل ها و فعالان عرصه های دیگر در چند سال اخیر کردند و چنان جلوتر از آگاهی مردم تاختند که در گرد و غبار جاده مردم نتوانستند آنها را ببینند!
حرکت در کنار مردم و تنها نیم گام جلوتر از آنها، درسی است که از انقلاب 1905 روسیه تاکنون، سر مشق هر جنبش اجتماعی است:
شانه به شانه مردم تا مقابل کاخ تزار روسیه و درعین حال تکرار این هشدار به مردمی که انتظار جلب حمایت و نرم کردن تزار و عقب نشینی مسالمت آمیز او را دارند که این انتظاری بیهوده است.
تا آن دو تیغ قیچی که در بالا به آن اشاره کردیم تیز است و آماده به هم رسیدن، سیاست دفاع از صلح، مخالفت با جنگ، - که در عمل مخالفت با سیاست جنگی حاکم در جمهوری اسلامی با همه تبعات و نشانه های امنیتی آنست- یگانه سیاست و شعار منطقی و قابل درک برای توده های مردم، برای عبور جنبش آزادی خواهی، استقلال طلبی و عدالت جوئی مردم ایران در این مرحله است.
راه توده 160 10.12.2007
انتخاب غلامرضا اعظمی عضو حزب توده ایران

نوشته شده توسط سيامك در چهارشنبه 21 آذر1386
|
- هشدار.هشدار هشدار.خطر حمله امريكا واسرائيل به ايران حتمي است .خطر يك جنگ خانمان سوز و ويرانگر با كشتار ميليوني در ايران نزديك است..متحد شويم فقط براي نجات وطنمان ايران.
مردم از خواب بيدار شويد.حزب توده ايران سال 1361 به مسئولين نادان.غارتگر .جنايتكار وخيانتكار جمهوري اسلامي هشدار داد كه براي نجات ايران جنگ را تمام كنيد.ولي فرماندهان بقال. ديروزي براي غارت وثروت اندوزي. جنگ را ادامه دادند.و اعضا ورهبران حزب توده ايران را قتل وعام كردند. امروز باز حزب توده ايران و ديگر نيروهاي مترقي دمكرات ملي ومذهبي خطر حمله امريكا را هشدار مي دهند.اينبار صحبت از دهها ميليون كشته در ايران وتجزيه كشور مطرح است.مردم براي جلوگيري از يك فاجعه ملي به اين دولت كه در اصل همان فرماندهان سابق ادامه دهنده جنگ هشت ساله هستندوامروز با درجه هاي كيلوئي وزير و يك رئيس جمهور ديوانه دولت آنرا تشكيل مي دهند.اين دولت بعد از كشتار ميليوني مي خواهد با شعار حفظ مصلحت نظام با امريكائيها سر يك سفره بنشيند. همانطور كه آقاي خميني را وادار به خوردن زهر كردند.خميني بخاطر فريب دادنش توسط اين وزرا كه قبلا فرماندهان سپاه بودند.خواهان اعدام آنها شده بود.مردم با شعار ما جنگ نمي خواهيم اين دولت دارولمجانين زده را وادار به مذاكره براي حفظ تماميت ارضي ايران بكنيم. تحريمهاي اقتصادي را ساده نگيريم.افغانستان وعراق بهترين مصداق است.در زماني كه افغانستان تحريم بود زنده ياد محمود بريالي مشاور زنده ياد دكتر نجيب مي گفت:با چمدانهاي دلار نزد شركتهاي مواد غذائي در خارج مي رفتيم ولي حاضر نبودند دانه اي به ما گندم وبرنج بدهند. طبق گزارش سازمان يونيسف 500000 كودك عراقي در اثر تحريمها جان باختند.صد سال پشت ميز مذاكره نشستن .بهتر از يك روز جنگ است..با وجود اينكه امروزد ير شده ا ست.ولي هرزمان جلو ضرر را بگيريد منفعت دارد. با شعار ما جنگ نمي خواهيم جنگ افروزان در كشور ايران رسوا كنيم وبهانه را از دست امپرياليسم امريكا بگيريم كه فقط براي زهر چشم گرفتن از مردم ايران براي انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ازهر بهانه اي براي حمله.كشتار ونابودي ايران استفاده مي كنند.در اين هياهو دوگروه مي خواهند به خيال خام خودشان از آب گل آلود ماهي بگيرند.يكي همين نظاميان تازه به دوران رسيده هستندكه هشت سال با دليل غارت وثروت اندوزي وتجارت در كشورهاي همسايه سر خميني ومردم كلاه گذاشتن وجنگ را ادامه دادند .وامروز حفظ قدرت را براي غارت ثروتهاي ملي مردم ايران وسرپوش گذاشتن بر بي لياقتي خودشان .در آرزوي جنگي هستند. دوم :ذهنيگرايان نادان چپ وراست كه قدرت وشعور تحليل علمي اوضاع ايران وجهان را ندارندوشهامت آگاه كردن مردم ومبارزه سياسي را ندارند.در اصل شهامت اينرا ندارند كه دربين مردم بروند. خواهان حمله امريكا به ايران هستند.اولي براي بر قدرت ماندن .ودوميها براي بدست گرفتن قدرت وقورت دادن شيرني است.البته هردو يك وجه تشابه دارندوآن خيانت اشكار به مردم ايران ودر نهايت نوكري امپرياليسم امريكا است..هموطنان امروز دير است .ولي هر وقت جلو ضرر را بگيري منفعت داردغلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در شنبه 3 آذر1386
|
صداي مردم _ 1386-08-17
http://www.sedayemardom.net/
هشدار : نقشۀ اسرائیل برای بمباران اتمی ایران فاش شد
گلچهره کوشا
گلچهره کوشا ؛ اسرائیل در نقشه ای سری تصمیم دارد تا تاسیسات غنی سازی اورانیوم ایران را با سلاح های اتمی ویران کند.
به گزارش خبرنگار سرویس بین المللی خبرگزاری انتخاب به نقل از تایمز آنلاین، منابع نظامی اسرائیل اعلام کرده اند که دو گردان نیروی هوایی اسرائیل در حال آموزش برای بمباران کردن تاسیسات هسته ای زیر زمینی ایران می باشند.
گفتنی است ، بعد از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسط ایالات متحده در سال 1945 ،این اولین باری خواهد بود که کشوری از بمب اتمی در تقابل با کشوری دیگر استفاده خواهد کرد. هریک از سلاح های اتمی اسرائیل معادل یک پانزدهم بمب هایی است که در هیروشیما ازآن استفاده شد.
بر اساس این نقشه ،بمبهای هدایت شوندۀ لیزری می توانند تونلهایی در اهداف ایجاد کنند. و همچنین بمبهای کوچک اتمی[رقیق شده] موسوم به"mini nuke" در بمباران تاسیسات اتمی نطنز مورد استفاده قرار خواهد گرفت که می توانند در اعماق زمین نفوذ کرده و ریسک انشقاق رادیو اکتیو را کاهش دهند.
بنا به اظهارات یک منابع آگاه؛به محض اینکه نور سبز رنگ مشاهده شد ،اولین ماموریت انجام شده تلقی گشته پروژه اتمی ایران فلج خواهد شد.
این طرح روز یکشنبه هفته گذشته در ساندی تایمز در پی ادعاهای سرویس اطلاعاتی موساد ،مبنی بر اینکه که ایران به اورانیوم غنی سازی شده بسیار نزدیک شده و این مقدار برای ساخت بمب اتمی در عرض دوسال کافی می باشد،منتشر شد
به اعتقاد فرمانده هان نظامی اسرائیل ،این حملات متعارف برای نابود کردن تاسیسات غنی سازی که به خوبی محافظت می شوند کافی نخواهد بود. به گفتۀ این مقامات بسیاری از این تاسیسات در عمق 70 فوتی زمین زیر لایه های بتونی و سنگی قرار دارند.
منابع ارشد نظامی در پنتاگون اینگونه اظهار داشتند؛ در صورتی که دستور چنین حملاتی صادر شود و ایالات متحده مداخله نکند،اسرائیل از بمبهای موسوم به"bunker-busters"[سنگر شکن و نفوذ کننده] که اهداف زیر زمینی را مورد هدف قرار می دهند ،استفاده خواهد کرد.
بر پایۀ این گزارش ،مقامات اسرائیل و امریکا بارها در باره چگونگی عملیات ملاقات هایی داشته اند .یک تحلیلگر نظامی در این باره به تایم گفت:هدف از علنی کردن این طرح تحت فشار قرار دادن تهران برای توقف برنامه های هسته ای آن،ترغیب کردن امریکا برای حمله به ایران و پیش از آن نرم کردن افکار جهانی برای حملات اسرائیل می باشد.
برخی از تحلیلگران هشدار داده اند که عکس العمل ایران در برابر چنین حملاتی از نوسانات شدید در قیمت نفت شروع شده تا حملات تروریستی به پایگاه های یهودیان در سراسر دنیا ادامه خواهد یافت.
اسرائیل حملات خود را از جنوب تهران که به گفتۀ آنها برنامه های هسته ای را در بر گرفته شروع خواهد کرد.بر اساس این گزارش مراکز تاسیسات هسته ای ایران به شرح زیر بیان شده اند:
نطنز جایی که هزاران سانتریفیوژ برای غنی سازی اورانیوم نصب شده است ومرکز غنی سازی اورانیوم نزدیک اصفهان ،جایی که به گفتۀ معاون رئیس جمهوری جمهوری اسلامی ،250تن از گاز مصرفی برای فرآیند غنی سازی از آنجا تامین می شود و دیگری رآکتور آب سنگین در اراک که در اینده می تواند پلوتونیوم کافی برای ساختن بمب را تولید کند.
به گفتۀ مقامات اسرائیلی نابودی هر 3 مرکز هسته ای ایران، برنامۀ هسته ای این کشور را به تعویق خواهد انداخت و اسرائیل را از زندگی زیر سایۀتهدید هالوکاستی دیگر خواهد رهانید.
دولت اسرائیل مکرراً هشدار داده که هرگز اجازۀ ساخت سلاح های اتمی به ایران که رئیس جمهوری آن از محو اسرائیل از نقشه جهان ،سخن می گوید را نخواهد داد.
به گزارش خبر سرویس بین المللی خبرگزاری انتخاب ؛رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده اقدام نظامی بر علیه ایران را اخرین گزینه ذکر کرده و از مقامات اسرائیلی خواسته که تصمیم گیری در این مورد را بعهدۀ امریکا بگذارند.
بر پایۀ این گزارش ؛خلبانان اسرائیلی در هفته های گذشته برای آموزش برای پرواز 2هزار مایلی بر اهداف مورد نظر در ایران به جبل الطارق در حال تمرین پرواز می باشند.
در این گزارش آمده،یکی از سه مسیر هوایی محتمل که برای حملات در نظر گرفته شده ، ترکیه می باشد.
نیروی هوایی هاتزاریم در صحرای نقب در تل نو ،در جنوب تلاویو،در حال آموزشهای تاکتیکی برای استفاده سلاح های اتمی اسرائیل در این عملیات می باشد و نظارت اماده سازی این نیروها بر عهدۀ آلوف [ژنرال] الایذر اشکدی،فرماندۀ نیروی هوایی اسرائیل است.
یک منبع نزدیک به پنتاگون اعلام کرد که بسیار بعید می داند ایالات متحده چنین تاکتیکی را تائید کند. وی در ادامه گفت :منابع ما اعلام کرده اند که اسرائیل مجبور خواهد بودبه دنبال تصویب بعد از وقوع این بمباران ،مشابه انچه در سال 1981 بعد از انهدام تاسیسات اتمی عراق در اسیراک انجام داد، باشد.
بر اساس محاسبات دانشمندان اتمی گرچه الودگی ناشی از انهدام اهداف زیر زمینی ایران محدود خواهدبود اما صدها تن ترکیبات اورانیوم و رادیواکتیو،آزاد خواهد شد.
به باور مقامات اسرائیلی ، ایران در اقدامی تلافی جویانه برای جلوگیری از حملات ثانوی ، موشکهای بالستیک شهاب 3 را به اسرائیل پرتاب خواهد کرد.
بهر حال کارشناسان امریکایی عواقب این اقدام را جدی برشمرده و اعلام کرده اند که چنین اقدامی اعتراضهای گسترده در جهان اسلام را در پی داشته و رابطۀ دوستانۀ کشورهای مسلمان با غرب را خدشه دار خواهد کرد.
سرهنگ سام گاردینر،مشاور ارشد پنتاگون در اینباره به تایم گفت:در صورت وقوع چنین عملیاتی ایران تنگۀ هرمز را خواهد بست و با این اقدام، شاهراه 20 درصد از نفت مصرفی جهان را مسدود خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از تایمز آنلاین، برخی منابع در واشنگتن اظهار داشته اند ؛ما تردید داریم که اسرائیل قدرت حمله به ایران را داشته باشد.گرچه دکتر افراییم اشنه ، معاون وزیر دفاع اسرائیل ماه گذشته اظهار داشت ؛"زمان تصمیم گیری جامعه جهانی و اسرائیل در رابطه با اقدام نظامی بر علیه ایران نزدیک شده است".
گ/ک-الف/رز-ت
خبرگزاري انتخاب
انتخاب شده توسط غلامرضا اعظمی عضو حزب توده ایران

نوشته شده توسط سيامك در یکشنبه 20 آبان1386
|
جلوی سیاست جنگی باید ایستاد
اگر دیروز زود بود، فردا دیراست!
پیکر هول انگیز سیاست نظامی- اتمی حاکم در جمهوری اسلامی، سرانجام پس از نزدیک به 3 سال تا حدود زیادی از زیر سایه سنگین عوامفریبی های حکومتی بیرون آمده و اکنون مردم ایران با نگرانی روز افزون شاهد مجهز شدن این سیاست به کلاهک جنگی اند. در حقیقت نیز، نام این سیاست، همانگونه که ما همزمان با رئیس جمهور شدن احمدی نژاد اعلام داشتیم، سیاست جنگی است. در تمام دوران اخیر کوشش شده بود تا این سیاست زیر سایه تبلیغ و ترویج خرافات، کشیدن جاده اتوبان برای ظهور امام زمان، تبدیل چاه های دو قلوی جمكران به بزرگترین زیارتگاه، استخدام جوانان بیکار و آواره در بسیج، تاکتیک سیاست خارجی طلبکارانه، کوبیدن بر طبل سوخت ملی اتمی، بستن گام به گام اندک فضای باز سیاسی در کشور، سرکوب هر تحرک و جنبش صنفی و سیاسی و دانشجوئی، انواع مانورها و نمایش های نظامی، ایجاد رعب و وحشت در شهرهای بزرگ به بهانه مقابله با اوباش و بد حجابی، هولاکوست بازی و انواع شعبده بازی های احمدی نژاد، تحت هدایت از داخل خیمه رهبری پنهان بماند. ابرها در آسمان سیاست هرگز ثابت نیستند و کنار می روند. چنان که اکنون نیز در ایران ابرهای سیاسی در حال جابجائی و کنار رفتن اند. با کنار رفتن ابرها، اکنون دلایل جابجائی های نظامی، برگماری ها جدید نظامی، برکناری های نظامی، مانورهای نظامی، نمایش تسلیحات نظامی، برخی تحرکات نظامی در افغانستان و عراق و لبنان و تشدید سرکوب های نظامی درکردستان ایران، برپائی همایش ها و سمینارهای ارگان های روحانی و نظامی در ارتش و سپاه پاسداران و ... آشکار تر از آن شده که نیازی به توضیح ما باشد. حاکمیت نظامی در جمهوری اسلامی، خود را آماده جنگ کرده است، بی آنکه مردم از دلائل و انگیزه های آن با اطلاع باشند. محور این سیاست، دستیابی به سلاح اتمی است و نه سوخت اتمی. کوشش برای دستیابی به این سلاح نیز روئین تن ساختن حاکمیت کنونی درجمهوری اسلامی و خیزهای بلند مذهبی و اقتصادی در منطقه است. خیابان های ایران از اتومبیل مونتاژ داخلی فرش شده است و اگر بازار فروش در منطقه یافت نشود، این تولید می خوابد. کارخانه های تولید سلاح و موشک درجستجوی بازار منطقه ایست. آقایان بر این باورند که فرصتی تاریخی برای گسترش شیعه در منطقه یافته اند و مسجدالاقصی و اورشلیم را نه برای فلسطینی ها، بلکه برای تبدیل آن به واتیکان شیعه می خواهند. با غرب و با امریکا درگیرند، اما نه بر سر سیاست های امپریالیستی آنها، بلکه بر سر سهم نظامی – اقتصادی که در منطقه می خواهند و مخالفتی که با فرهنگ غربی و فرهنگ مسیحی دارند. این دو جمله از دهان رهبر و احمدی نژاد که به اشکال مختلف از دهان فرماندهان نظامی نیز در مصاحبه ها و سخنرانی هایشان بیرون آمده جان کلام و بازتاب دهنده اهداف بالاست.
رهبر جمهوری اسلامی در نماز عید فطر: امروز ما در منطقه حرف اول نظامی را می زنیم.
احمدی نژاد: جای ما در کنار 8 قدرت بزرگ جهان است و سهم ما باید در نظر گرفته شود.
زیربنای سیاست اتمی را باید در این جملات و این انگیزه ها جستجو کرد. سرانجام و ابعاد فاجعه بار و شوم این سیاست هنوز معلوم نیست. این احتمال که حاکمیت هدایت کننده این سیاست بر این تصور باشد که سرانجام جهان همان را خواهد پذیرفت که رهبر و احمدی نژاد در جملات بالا گفته اند کم نیست، اما بیش از این احتمال، باید به قطعی بود نتایج فاجعه بار و ویرانگر این سیاست اندیشید و برای تغییر آن چاره ای پیدا کرد.
ما تصور نمی کنیم هیچ نیروی سیاسی ملی و میهن دوستی با تولید ملی سلاح درایران مخالف باشد، با پیشرفت تولید سوخت اتمی در ایران مخالف باشد، با گسترش علم و تکنولوژی در ایران مخالف باشد، با استقلال کشور مخالف باشد .... اما همه آنان با سیاست های ماجراجویانه و جنگی که اهداف جهان گشائی مذهبی و اقتصادی در پشت آن پنهان است، قطعا مخالف اند. با سرکوب سیاسی در داخل کشور مخالف اند. با غارتگری و نظامی شدن و امنیتی شدن این غارتگری مخالف اند. با انتخابات فرمایشی که برای مجلس بعدی تدارک دیده اند و احمدی نژاد نیز برای معرفی وزرای جدید کابینه اش منتظر برپائی آن مجلس یکدست و فرمایشی است مخالف اند. با کشتار و ویرانی مخالف اند. با سپاهی و نظامی مخالف نیستند، اما با آن سپاهی و نظامی که مدافع سیاست جنگی است مخالف اند.
سفر بسیار کوتاه و برق آسای پوتین رئیس جمهور روسیه به تهران و شایعاتی که پیرامون پیام او بر سر زبان هاست، اگر مشابه آخرین سفری باشد که وزیر خارجه وقت روسیه "پریمایکوف" به بغداد کرد تا بلکه صدام حسین را متوجه قطعی بودن خطر اشغال عراق کند، نه تلنگر، بلکه پوتکی است که اگر کسی با ضربه آن بیدار نشود، به خواب ابدی اش باید اندیشید!
به هر شکل ممکن باید مانع ادامه سیاست جنگی حاکم شد، که عملا آب به آسیاب امریکا و اسرائیل برای سلطه بر منطقه و تکه پاره کردن ایران می ریزد. این سیاست، برخلاف ادعاهائی که رهبر و زیر مجموعه نظامی و دولتی او می کنند، سیاستی ملی و در خدمت تمامیت ارضی ایران نیست، بلکه بر خلاف آنست. این که امریکا نمی تواند ایران را اشغال کند و یا فلان مقاومت ها می شود و انبارهای سپاه مملو از موشک است یا نیست و دیگر ادعاها، حتی اگر واقعیت هم داشته باشد، هیچیک نمی تواند و نباید درخدمت آن ویرانی و خساراتی قرارگیرد که در صورت تهاجم نظامی به ایران به بار خواهد آمده و زخمی خواهد شد ابدی بر پیکر ایران.
بسیاری از مخالفان این سیاست درحاکمیت و پیرامون آن، ظاهرا منتظر شکست این سیاست در عمل هستند تا آنگاه در برابر طراحان و مجریان آن بایستند و علاوه بر جابجائی های حکومتی، حتی تغییر ساختار سلطنتی و یکه تازانه جمهوری اسلامی را بنا نهند. ما فکر می کنیم، در چنین لحظه ای نه ازتاک نشانی خواهد ماند و نه ازتاک نشان. ایرانی باقی نخواهد ماند که تغییر ساختار جمهوری اسلامی اش در دستور قرار گیرد. هرکس، هر جریان حکومتی و غیر حکومتی، هر سازمان و حزب سیاسی و هر فردی که به میهن خود علاقمند است، امروز باید در برابر این سیاست بایستد. فردا قطعا دیر است. حتی اگر دیروز زود بود و مردم هنوز نمی دانستند و باور نداشتند به کدام سو برده می شوند، امروز می دانند و باید کوشید بیشتر هم بدانند و به صف مقاومت در برابر این سیاست بپیوندند.
راه توده 153 22.10.2007
انتخاب غلامرضا اعظمی عضو حزب توده ایران

نوشته شده توسط سيامك در چهارشنبه 2 آبان1386
|
اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران
عزیز! هم میهنان
با فرا رسیدن دهم مهرماه 1386، شصت و شش سال از تأسیس حزب توده ایران، کهن ترین سازمان سیاسی کشور، حزب توده های کار و زحمت، حزب زنان، جوانان و دانشجویان مبارز، حزب خلق های دربند و حزب همه میهن دوستان و آزادی خواهان کشور می گذرد. تولد حزب توده ایران در مهرماه 1320، در دورانی که ایران در چنگال عقب ماندگی اجتماعی، مداخلات وسیع قدرت های استعماری و حاکمیت ارتجاع داخلی دست و پا می زد، واقعه یی بزرگ بود که منشاء تحولات مهم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در کشور ما شد.
اگرچه در طول شصت و شش سال گذشته از چپ و راست بر حزب ما تاخته اند، و اگرچه دستگاه های تبلیغاتی حکومت های ارتجاعی، و بلند گوهای امپریالیسم جهانی تلاش کرده اند تا با قلب حوادث تاریخی، ماهیت انقلابی و رزمنده حزب طبقه کارگر و همه زحمتکشان کشور را واژگونه ترسیم کنند، با اینهمه، حزب ما از دشوار ترین آزمون های تاریخی سربلند بیرون آمده است، و با وجود حملات گسترده ارتجاع، دستگیری، شکنجه و اعدام ده ها هزار تن از اعضاء و هواداران حزب همچنان پیگیر به مبارزات خود ادامه داده است.
ارتجاع و امپریالیسم از بنیان های فکری و سیاسی حزب ما و از توان سازمان دهی کارگران و توده های محروم آنچنان هراسان بوده و هست که تنها زمان کوتاهی از حیات شصت و شش ساله حزب ما در شرایط علنی سپری شده است. از مزدوران رژیم وابسته پهلوی گرفته که شمار بزرگی انسان های والا و رزمندگان قهرمان توده ای همچون روزبه، سیامک، مبشری، و کیوان ... را به جوخه های اعدام سپردند تا مزدوران رژیم ولایت فقیه، که در بزرگ ترین کشتار سیاسی تاریخ میهن ما، هزاران زندانی سیاسی را، از جمله شماری از قدیمی ترین زندانیان سیاسی جهان، اسطوره های پایداری زندان های شاه و رژیم ولایت فقیه، که بیش از سه دهه از عمر خود را به خاطر پایبندی به آرمان های طبقه کارگر و آزادی میهن در شکنجه گاه های شاه و رژیم جمهوری اسلامی سپری کرده بودند، قتل عام کردند، تلاش همواره امپریالیسم و ارتجاع داخلی جلوگیری از فعالیت سیاسی و تشکیلاتی حزب توده ایران بوده و هست.
رژیم پهلوی، پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332، و سرکوب خونین جنبش ملی ایران، 25 سال برای نابودی حزب توده ایران تلاش کرد و سرانجام خود به دست توانای انقلاب مردم میهن ما سرنگون شد. رژیم ولایت فقیه نیز خیلی زود کار نیمه تمام رژیم شاه را، در سال های دهه 60، پی گرفت و سران رژیم در سال 1361، سرکوب حزب توده ایران را مهم تر از پیروزی در جبهه های جنگ ایران و عراق اعلام کردند.
هراس ارتجاع و دشمنان مردم و میهن ما از حزب توده ایران به سبب تأثیرات مهم حزب در دگرگون کردن حرکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور است. انتشار صدها کتاب و جزوه علمی، نشریات و مجلات پر محتوای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، نشر گسترده اندیشه های دوران ساز مارکسیسم-لنینیسم در جامعه، سازمان دهی سندیکاهای کارگری و دهقانی، سازمان دهی فعالیت های صنفی دانشجویی و ایجاد تشکل های پیشرو برای رهایی زنان میهن از چنگال واپس گرایی و ستم جنسی و طبقاتی، طرح برنامه های انقلابی و مبارزه برای به رسمیت شناختن حقوق کارگران و تصویب قانون کار، مبارزه برای تحقق اصلاحات ارضی به نفع دهقانان، بهره مند شدن زنان از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، بهداشت و آموزش رایگان برای همه، تقسیم عادلانه ثروت و تحقق عدالت اجتماعی، تحقق حق خودمختاری، در چارچوب ایرانی آزاد، برای همه خلق های کشور و آزادی احزاب و جمعیت های صنفی، از جمله نظرات دوران سازی بودند که برای نخستین بار توسط حزب ما در کشور ما مطرح شد، از سوی گسترده ترین قشرهای جامعه مورد استقبال قرار گرفت، و در راه تحقق آنها هزاران توده ای و نیروهای مترقی مبارزه ای متشکل را سازمان دهی کردند.
هم میهنان آزاده!
شصت و ششمین سالگرد حزب توده ایران در حالی فرا می رسد که میهن ما با دشواری های روز افزون داخلی و خارجی روبه روست. سیاست های مخرب دولت احمدی نژاد، از یک سو وضعیت اقتصادی-اجتماعی کشور را به شدت بحرانی کرده است و از سوی دیگر با از بین بردن ثبات اقتصادی، با وجود درآمد عظیم نفت، اکثریت مردم را با فشارهای کمر شکن اقتصادی رو به رو کرده است. زندگی ده ها میلیون شهروند زیر خط فقر، حتی تعریف شده از سوی دولت، و رشد شدید بیکاری، خصوصا در میان جوانان، تشدید آهنگ ورشکستگی واحدهای تولیدی، گرانی فزاینده و تورم در حال رشد، گسترش بی سابقه ناهنجاری های اجتماعی: اعتیاد و فحشاء، در کنار تشدید جو اختناق و یورش گزمگان امنیتی رژیم به نیروهای دگراندیش، فعالان کارگری و سندیکایی، دانشجویان و زنان آزادی خواه، سیمای واقعی جامعه بحران زده ما را در شرایط ادامه حاکمیت رژیم ولایت فقیه ترسیم می کند.
ادامه وضعیت کنونی، خصوصاً تشنج بین المللی و درگیری های جدید منطقه ای می تواند نتایج فاجعه باری برای ایران و همسایگان آن به همراه داشته باشد. امپریالیسم آمریکا نشان داده است که برای استقرار هژمونی بی چون و چرایش در منطقه استراتژیک خلیج فارس آماده است تا با لشگر کشی و استفاده گسترده از نیروهای نظامی صلح و امنیت مردم منطقه را به نابودی بکشاند. هر گونه بهانه دادن به امپریالیسم و متحدان منطقه ای آن، برای دامن زدن به جو تشنج و آماده کردن اذهان عمومی، برای درگیری نظامی با ایران بی شک مخالف منافع ملی میهن ماست.
حزب توده ایران اعلام کرده است که ضمن دفاع از حق طبیعی ایران برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای، معتقد است که موضوع برنامه هسته ای دولت ایران تنها بهانه یی برای توجیه سیاست های سلطه طلبانه امپریالیسم در منطقه است. درگیری های بسیار خطرناک کنونی منطقه، نه از طریق تهدید سیاسی، اقتصادی و نظامی بلکه تنها از طریق مذاکرات بین المللی قابل حل و فصل است. وجود بیش از صد هزار نیروی نظامی اشغالگر در عراق و افغانستان، در کنار حضور گسترده ناوگان آمریکا و دیگر کشورهای ناتو در خلیج فارس خود از علل اساسی وضعیت حاضر است.
حزب توده ایران در تمامی شصت و شش سال حیاتش همواره منادی همکاری و اتحاد عمل همه نیروهای آزادی خواه و ضد استبداد کشور بوده و در این راه گام های مهمی برداشته است. امروز با وجود خطرات خارجی و داخلی که منافع میهن ما را تهدید می کنند اتحاد عمل آزادی خواهان بیش از پیش ضروری و نیاز فوری جنبش مردمی است. پیروزی ارتجاع در روی کار آوردن دولت گوش به فرمان خود در شرایطی امکان پذیر شد که نیروهای اجتماعی و سیاسی تحول طلب از پراکندگی مزمن و عدم هماهنگی رنج می بردند و نتوانستند در حساس ترین مقطع بر سر شعارهای واحد مبارزاتی به توافق برسند. چیره شدن بر این پراکندگی و اتحاد عمل همه آزادی خواهان حول خواست های اساسی مردم و نه منافع گروهی-فرقه ای راهکار اساسی غلبه بر ارتجاع و گشایش راه به سمت فراهم ساختن زمینه و زیربنای تحولات بنیادین، دموکراتیک و پایدار در میهن ماست.
این اتحاد عمل و همکاری راه گشای جلب قشرهای وسیع اجتماعی و سازماندهی آنان برای مقابله با توطئه ها و ترفندهای ارتجاع است.
رزمندگان توده ای! اعضاء و هواداران حزب
حیات شصت و شش ساله حزب توده ایران بیش از هر چیز مدیون پیکار خستگی ناپذیر و قهرمانانه شماست. شما در شصت و شش سال گذشته در سهمگین ترین آزمون ها، وفادار به آرمان های والا و انسانی حزب طبقه کارگر ایران پرچم حزب ما را در اهتزاز نگاه داشتید و این راز روئین تنی حزب ماست، که بر رغم همه تلاش های غدارانه ارتجاع همچنان استوار و نیرومند در عرصه مبارزات سیاسی کشور حضور دارد.
از بهمن ماه 1361، که یورش وسیع دستگاه های امنیتی رژیم به حزب ما آغاز شد تا به امروز, یعنی نزدیک به 25 سال است که رژیم ولایت فقیه همه امکانات گسترده خود را، از کشاندن قربانیان شکنجه به پای تلویزیون، تا حزب سازی و تلاش برای انشقاق و انفجار حزب از درون، و بی اعتبار کردن رهبری آن، به کار گرفته است و همچنان به این تلاش ها ادامه می دهد. هوشیاری و آگاهی تحسین برانگیز اعضاء و هواداران حزب سد اساسی موفقیت برنامه های رژیم بوده و خواهد بود. در آستانه شصت و ششمین سالگرد تأسیس حزب توده ایران با کاروان انبوه جان باختگان قهرمان حزب و همه جان باختگان راه آزادی تجدید عهد می کنیم و بار دیگر اعتقاد عمیق و خلل ناپذیر خود را به رسالت تاریخی حزب توده های کار و زحمت، برای رهایی ایران از چنگال استبداد و استقرار آزادی، استقلال واقعی و عدالت اجتماعی، اعلام می کنیم.
درود آتشین به خاطره تابناک همه جان باختگان راه آزادی
درود به زندانیان سیاسی قهرمان و همه خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی
پیروز باد مبارزه مشترک همه نیروهای آزادی خواه برای طرد رژیم ولایت فقیه!
کمیته مرکزی حزب توده ایران
2 /7/1386
انتخاب شده توسط غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در دوشنبه 9 مهر1386
|
چرامديريت بلاگفا اجازه چاپ نامه سر گشاده به هاشمي رفسنجاني توسط غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران را نمي دهد؟.........اقاي هاشمي رفسنجاني فراموش نكنيد كه در انتخابات مجلس خبرگان .مردم شما را از زباله دان تاريخ بيرون كشيده وبه اريكه قدرت رساندند.و فراموش نكنيد كه جنس بازيافت شده فقط يكبار قابل مصرف است.غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در جمعه 23 شهریور1386
|
خطر جنگ و تجزيه ايران را باور كنيد.عراق وافغانستان وديگر ملل استعمار واستثمار شده توسط امپرياليسم امريكا را اگر چشم وگوش ودهان داريدو.يا با زبان اشاره چون كر ولال ها باور كنيد.صلح باور كنيد وبراي آن مبارزه كنيم.
در ديده زود باوران ذهني گرا در ايران:
اين جنگ بايد دمكراسي وصلح را در جهان مستقر سازد.آ نان به خود نمي گويند كه شايد عاقلانه تر آن باشد كه ابتدا همين صلح موجود حفظ شود .ولي هيچ شك ندارندكه برهم زنندگان صلح آن كشور هاي عقب مانده اي هستند كه از ديدن وپذيرفتن حقيقت سر باز مي زنند .پس به صلاح دنيا وبه صلاح خود ايشان است كه بدان مجبورشان كنند. رمان جان شيفته اثر رومن رولان با ترجمه زنده ياد استاد به آذين صفحه 532انتخاب توسط غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران
اين بار ايران دستور حمله توسط فاكس نيوز صادر شد:
|
این فیلم سه و نیم دقیقه ای با این جمله آغاز می شود که :" بجای فرصت سوزی کسی باید بر روی ایران بمبی بیاندازد همانطوریکه پرزیدنت نیکسون درمورد ویتنام انجام داد" و در ادامه نیز جملاتی نظیر "القاعده ی ایران قصد کشتن ما را دارد" ، " مردم قادر به درک خطر چنین کشور در دنیا نیستند" و " برای توقف برنامه سلاحهای اتمی ایران بسیار دیر شده است" و ... ادامه می یابد. |

نوشته شده توسط سيامك در جمعه 9 شهریور1386
|
زنده وجاويد باشد سلطنت علي خامنه اي ودولت احمدي نژاد كه توانست اصل ۴۴ قانون اساسي را برچيند ويك روزه مردم را به فلاكت بكشاند.طبقه كارگر ايران و ديگر زحمتكشان بخاطر بيكارشدنشان تمام وقت دعا گوي رهبر هستندومي خواهند بخاطر اين هديه ار عمر خودبكاهند وبه عمر رهبر اضافه كنند تا به اين آباداني ادامه بدهد.با سپاس از مديريت بلاگفا كه اجازه نمي دهدمطالب را چاپ كنيم.غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در جمعه 9 شهریور1386
|
سرمقاله راه توده: شاهد خاموش وقایع نباید بود
اراذل و اوباش حکومتی
در مقابل اراذل و اوباش خیابانی
معركه مبارزه اراذل و اوباش حكومتی با اراذل و اوباش غيرحكومتی در خيابان ها همچنان ادامه دارد. اين اراذل و اوباش حكومتی بخشی از همان نسلی است كه رهبر جمهوری اسلامی معتقد است در دوران رهبری او "رويش" يافته اند. رويش يافتگانی كه بدرستی چهره خود را پوشانده اند زيرا از نسلی است كه نگران شناخته شدن است، زيرا خود بخشی از همين اوباش است، زيرا به آينده خود و حكومت اطمينانی ندارد. رويشی از نوع رويش گياه های هرز و قارچ های سمی بر تنه درخت انقلاب. درختی كه می خواهند از آن جز كنده ای سزاوار آتش بر جای نگذارند.
گردانندگان اين ماجرا بر معركه خود نام مبارزه با اراذل و اوباش گذاشته اند، تا فراموش شود كه اينان قبل از اينكه اراذل و اوباش باشند يا نباشند "زندانی" هستند و "متهم" و مانند هر زندانی و متهم ديگر حقوقی دارند. آنان هر كار كرده باشند از شكنجه گران ساواك كه بدتر نيستند. مگر در زمان انقلاب كسی بر سر شكنجه گران ساواك كلاه بوقی گذاشت يا در خيابان ها آنها را به راه انداخت و كتك زد؟ مانند يك زندانی، يك متهم با آنان برخورد شد. محاكمه و مجازات شدند. اگر قرار باشد كسانی كه مثلا چند تن را كشته اند اينگونه مجازات شوند، فردا كسانی را كه جنگی هفت ساله با صدها هزار كشته و ويرانی و بدون هيچگونه حاصل و نتيجه ای روی دست مردم ايران گذاشته اند چگونه بايد تنبيه كرد؟ و تازه تکلیف آنها که طی نزدیک به سه دهه فاشیستی ترین جنایات را در زندان ها از خود به یادگار گذاشته و در خارج از زندان نیز ربودن و شکنجه کردن و به قتل رساندن را ادامه داده اند چه می شود؟
البته روشن است كه مسئله فراتر از اراذل و اوباش است و برپاكنندگان اين معركه چند هدف را همزمان دنبال می كنند:
1- ايجاد جو رعب و وحشت در جامعه و آماده شدن برای رفتن به مقابله با شورش ها و عصيان های خيابانی.
2- آماده كردن ذهن و روحيه مردم برای قساوت و خشونت بنحوی كه بتوان آنان را ضمنا برای تحمل يك دوران جنگی آماده كرد.
3- قانونی و عادی كردن و علنی كردن شكنجه در خيابان ها. زيرا وقتی در خيابان بتوان علنی زندانيان را شكنجه كرد، چرا در بازداشتگاه و زندان ممنوع باشد؟ و يا برعكس چرا نتوان زندانيان را آورد و وسط خيابان شكنجه كرد؟
4- انتقام گرفتن از دوران اصلاحات كه شعار "قانون و كرامت انسانی" را سرلوحه خود قرار داده بود و پوسيده كردن اين شعار نه فقط در عمل بلكه در عمق ذهن جامعه و مردم.
اين رشته اما سر دراز دارد و قرار نيست همين جا متوقف بماند. فراموش نكرده ايم كه اين معركه در واقع سال گذشته شروع شد. نه با كتك بلكه با چرخاندن عده ای بنام اراذل در خيابان ها و كلاه بوقی سر آنان گذاشتن. امسال يك گام پيش گذاشتند و كتك زدن با چماق و چوب را نيز به آن افزودند. سال آينده تا كجا پيش خواهند رفت؟ تا چشم در آوردن و گوش بريدن و سوراخ سوراخ كردن و اعدام دستجمعی در خيابان ها؟ و سال بعد؟
خوش خيال نباشيم كه بدون هيچ مبارزه ای، بدون هيچ مقاومتی، سطح فرهنگ و تمدن مردم و جامعه ايران بخودی خود اجازه چنين وحشيگری هايی را نخواهد داد. مردم آلمان هم در اروپا به مردمی با فرهنگ، به ستايندگان و سازندگان موسيقی و شعر و هنر و ادبيات و فلسفه معروف بودند. چگونه شد كه از آنان عمله كوره های آدم سوزی و پاسبان های اتاق گاز و شاهدان خونسرد و گاه عاملان تشنج زده فجيع ترين كشتارهای تاريخ بشری بيرون آمد؟ چه شد كه آنان پذيرفتند كه روغن انسانی - در مفهوم واقعی كلمه - در خدمت چرخ ماشين جنگی هيتلری ها قرار گيرد؟ فاشيست ها و هيتلری ها هم از كلاه بوقی بر سر يهوديان شروع كردند تا به كوره های آدم سوزی و اتاق های گاز رسيدند. اين راه يك شبه طی نشد. اما بسيار سريع طی شد.
آری. اين رشته همچنان سر دراز دارد. نه فقط از آن روی كه شكنجه و وحشيگری روزبروز شكل های تازه تر و قسی تری به خود می گيرد. بلكه از آن رو نيز كه هر روز قربانيان تازه تر و تازه تری را می طلبد. ساده لوحی است تصور كنيم برپاكنندگان معركه اراذل و اوباش اين همه ننگ و افتضاح در صحنه بين المللی و داخلی را به خاطر چند اوباش راه انداخته و به جان خريده اند. آنچه با اوباش شروع شده با دانشجويان معترض، با كارگران اعتصابی، با زنان خواهان حقوق برابر و سرانجام با مردم عاصی و شورشی بايد ادامه پيدا كند. و اين چرخ وقتی در سرازيری قرار گرفت در همين جا نيز متوقف نخواهد شد. بحران اقتصادی و فروپاشی اجتماعی را نمی توان تا ابد به گردن اراذل و اوباش يا دانشجوها و كارگران و زنان انداخت. بنابراين دور نيست تصور آن روز كه در ادامه به اصطلاح مبارزه با اراذل و اوباش بخشی از سران حكومت، از حلقه های ضعيف تر قدرت، را در خيابان ها بگردانند و چماق بدست مردم عاصی و جان به لب رسيده دهند كه آنان را به همين شكل شكنجه و تنبيه كنند، تا بدينسان عطش قساوتی كه جامعه را از آن لبريز كرده اند تا حدودی فرو نشانده شود، تا بخشی از درد و اعتراض مردم بدين شكل تسكين يابد و از مبارزه با متوليان واقعی فاجعه منحرف شود.
همه اينها سرانجام يك مسير است كه بايد قبل از آنكه به نقطه بی بازگشت رسد در برابر آن ايستاد و مقاومت كرد. آگاهی مردم و نزديكی همه نيروهای خواهان صلح، قانون، مردمسالاری و عدالت اجتماعی حداقل شرط موفقيت در اين مقاومت است.
قساوت مدام دانه های درشت تر را می طلبد و نوبت به سران حكومت و حلقه های ضعيف تر قدرت كه گناه بحران بايد بر دوش آنان قرار گيرد نیز خواهد رسید.
راه توده 142 30.07.2007
بر گزيده توسط غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در شنبه 13 مرداد1386
|
گورستان خاوران؛ مدفن بی نام و نشان اعداميان
محمد خاکپور
کل گورستانی که اعدام شدگان در آن خفتهاند به محوطهای در ابعاد حدود سی متر در شصت متر خلاصه می شود و در واقع چيزی جز زمينی خاکی نيست، هرچند، بعضی از خانواده ها سنگ قبرهای نمادين و فرضی در جاهايی نصب کردهاند و دو سه سنگ قبر هم هست که میگويند کسانی که آنها را آنجا گذاشتهاند به نحوی اطمينان حاصل کردهاند که اعدامی مورد نظرشان در آنجا مدفون شده است.
از سه راه افسريه در جنوب شرق تهران جاده ای هست به نام بلوار امام رضا که در واقع سرآغاز جاده تهران مشهد است، پانزده شانزده کيلومتر که در اين جاده حرکت کنيد در سمت چپتان چند گورستان می بينيد که به اقليتهای مذهبی تعلق دارد.
گورستان اولی به هنديها تعلق دارد، گورستان بعدی متعلق به مسيحيان است و بعد، گورستانی که به گورستان خاوران معروف شده است.
گورستان خاوران در گذشته ها تنها محل دفن بهائيان بود اما اکنون بخشی از آن به عنوان مدفن کسانی شناخته می شود که طی اعدام دسته جمعی شمار زيادی از زندانيان سياسی در اوت 1988 (تابستان 1367) کشته شده اند و احياناً بخشی از مدفون شدگان نيز اعداميهای سالهای پيش از آن باشند.
آن گونه که زندانيان سياسی بازمانده از آن دوران می گويند، در آن سال کسانی که در پی فعاليت سياسی عليه حکومت جمهوری اسلامی به زندان افتاده و محکوميت حبس قطعی دريافت کرده بودند مورد اين پرسش قرار گرفتند که آيا هنوز بر سر موضع مخالفت خود با رژيم هستند يا نه؟
به گفته آنان، پاسخ به اين سؤال به معنی انتخاب بين مرگ و زندگی بود.
رينالدو گاليندو پل، گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در آن زمان شمار زندانيان سياسی را که مرگ را انتخاب کردند و از گورستان خاوران و گورستانهای مشابه در شهرهای ديگر ايران سردرآوردند، 1879 نفر اعلام کرد هرچند آماری که گروههای سياسی ايرانی منتشر کرده اند بسيار بيش از اين است؛ آيت الله منتظری، قائم مقام وقت رهبر ايران نيز همان زمان با اعتراض به اين اعدامها در واقع رخ دادن چنين اعدامهايی را که مسئولان جمهوری اسلامی هنوز در قبال آن سکوت کرده اند تأييد کرد.
تا سالها محل دفن اعدام شدگان به خانواده های آنها اطلاع داده نشد و آنهايی هم که از وجود اين مدفن به نحوی اطلاع يافتند در سايه محدوديتها يا امکان رفتن به اين گورستان را نمی يافتند يا اينکه پنهانی اين کار را می کردند.
تنها در شش هفت سال اخير بود که محدوديت تردد به اين گورستان رفع شد و خانواده های اعدام شدگان و ديگران امکان يافتند که در گورستان حضور يابند.
از آن هنگام تاکنون، معمولاً جمعه ها صبح، بخصوص صبح آخرين جمعه سال خانواده های اعدام شدگان بنابر سنت ايرانی سر خاک آنان می روند.
اما مناسبت ويژه ای که خانواده ها و نزديکان اعدام شدگان و همچنين ديگر علاقمندان را در گورستان خاوران گرد می آورد، نخستين يا دومين جمعه ماه شهريور به نشانه سالگرد اعدام زندانيان سياسی است.
در اين روز برخی از چهره های سياسی منتقد و مخالف جمهوری اسلامی نيز در جمع خانواده اعدام شدگان حاضر می شوند، خاک گورستان به گل آراسته می شود، اشعار و قطعاتی مرتبط با مدفونان اين گورستان خوانده می شود و حتی راهپيمايی کوتاهی در همان محوطه کوچک گورستان انجام می گيرد.
کل گورستانی که اعدام شدگان در آن خفته اند به محوطه ای در ابعاد حدود سی متر در شصت متر خلاصه می شود و در واقع چيزی جز زمينی خاکی نيست، هرچند، بعضی از خانواده ها سنگ قبرهای نمادين و فرضی در جاهايی نصب کرده اند و دو سه سنگ قبر هم هست که می گويند کسانی که آنها را آنجا گذاشته اند به نحوی اطمينان حاصل کرده اند که اعدامی مورد نظرشان در آنجا مدفون شده است.
غير از اين چند سنگ قبر، چند بوته گل و درختی هم ممکن است ديده شود که معمولاً پس از مدتی به علت مشکل آبياری و غيره خشک می شود.
تنها سامانی که در آن اطراف ديده می شود متعلق به بخشی از گورستان است که بهائيها در آن دفن شده اند.
قبرهای آنها که در شمال مدفن اعدام شدگان قرار دارد و کاملاً از اين بخش جداشده، هرکدام دارای سنگ قبر جداگانه است و همچنين ساختمانی به عنوان غسالخانه و ساختمان ديگری به عنوان دستشويی و محلی برای توقف خودرو دارند.
اخيراً گفته می شود که شهرداری تهران از تعدادی از خانواده های اعدام شدگان اجازه گرفته است که اقدام به ساماندهی گورستان خاوران کند اما شماری ديگر از اين خانواده ها اعلام کرده اند که تنها در صورتی با ساماندهی موافقت خواهند کرد که نام و نشان، چگونگی و زمان اعدام مدفون شدگان، چگونگی و محل دفن تک تک آنها مشخص شود.
***
نوشته محمد خاکپور روزنامه نگار برگزیده از نوید نو -شهید رحمان هاتفی -انتخاب توسط غلامرضا اعظمی عضو حزب توده ایران

نوشته شده توسط سيامك در دوشنبه 1 مرداد1386
|
ازخطر حمله امريكا به ايران جلوگيري كنيم.آتش زير خاكستر خطرناكتر از شعله هاي آتش آشكار است .با شعار صلح .عدالت اجتماعي و دمكراسي براي نمام خلقهاي ايران در برابر حاكمبت ضد ملي وضد توليد ملي وبا افشاءاين حاكميت ضد بشري جمهوري اسلامي با هم متحد شويم
آمریکا تا پایان دوره ریاست جمهوری بوش به ایران حمله می کند
تراز نیروها در کاخ سفید در خصوص سیاست آمریکا در رابطه با ایران به نفع آغاز عملیات نظامی با ایران تا پایان دوره ریاست جمهوری بوش سنگین شده است
صداي مردم _ 1386-04-26
http://www.sedayemardom.net/
این موضوع بعد از جلسه ویژه پنتاگون در ماه ژوئن گذشته بوجود آمده است.
روزنامه "گاردین" انگلیس به نقل از منابع خویش در واشنگتن گزارش داد: "بوش تا زمانی که اوضاع در ایران در حالت معلق قرار دارد قصد ترک پست خویش را ندارد".
کاخ سفید ادعا می کند ایران که نفوذ آن طی شش سال اخیر در خاور نزدیک به مراتب افزایش یافته قاطعانه قصد ایجاد راکتور هسته ای برای تولید سلاح دارد و در حال حاضر به تامین تسلیحاتی جنگجویان در عراق و افغانستان می پردازد.
این نشریه تاکید کرد که تقریبا نیمی از 227 کشتی جنگی آمریکایی که در میان آنها شش ناو هواپیما بر دیده می شوند در نزدیکی ایران مستقر شده اند. ناوهواپیما بر "اینترپرایس" هفته گذشته از ویرجینیا عازم خلیج فارس شد. سخنگوی پنتاگون اطلاع داد که این ناو باید جایگزین ناوگان نیمیتز شود. بدین ترتیب همزمان در خلیج سه ناوهواپیما بر مستقر خواهند شد.
هیچ تصمیمی برای آغاز حمله تا سال 2008 انتظار نمی رود. تا وقتی که وزارت امور خارجه آمریکا به مذاکرات خود ادامه دهد. تا زمانی که مذاکراتی میان "خاویر سولانا" کمیسر عالی امور سیاست خارجی و امنیت اتحادیه اروپا و "علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در جریان است.
بر اساس اطلاع این منبع خبری دولت بوش معتقد است که سرنگونی رژیم کنونی در ایران باعث تعادل نیروها در منطقه می گردد. بدین ترتیب مقامات آمریکا انتظار دارند که اوضاع در عراق آرام شود و این امر به پیشبرد روند دموکراسی در کشور کمک کند.
مسکو، 25 تیر، خبرگزاری «نووستی
غلامرضا اعظمی

نوشته شده توسط سيامك در جمعه 29 تیر1386
|
ازخطر حمله امريكا به ايران جلوگيري كنيم.آتش زير خاكستر خطرناكتر از شعله هاي آتش آشكار است .با شعار صلح .عدالت اجتماعي و دمكراسي براي نمام خلقهاي ايران در برابر حاكمبت ضد ملي وضد توليد ملي وبا افشاءاين حاكميت ضد بشري جمهوري اسلامي با هم متحد شويم

نوشته شده توسط سيامك در جمعه 29 تیر1386
|
شايد نوشته طولاني باشد،و شايد اين آخرين نوشته طولاني من باشد،اما اگربراي صلح و نجات ايران باشد،باز هم ميلياردها ورق را سياه مي كنم ،باشد كه شب سياه ارتجاعيون در ايران وجنگ طلبان در دنيا به سر رسد.اما تاريخ تكامل اجتماعي بشر ،وروند تلاش ،مبارزه،وجانفشاني بشر براي كسب دستاوردهايش در زمينه هاي رفاه اجتماعي ،صلح وآزادي،و حفظ ،ثبت و گسترش آن در جوامع مختلف ،با تاريخي گذرا ، برابر با ميليونها سال در گذشته ،وامروز براي آينده وآيندگان ادامه دارد ، تفسيرتاريخ تكامل اجتماعي بشررا نمي توان در چند سطر،ويا ميليارد ها ورق سفيد سياه شده توضيح ،وتمام شده پنداشت ،چون نه با آنان كه راز آفرينش را در هفت روز مي دانند،ونه با آنان كه با شعار نان ،مسكن آزادي وذهني گرائي، بدون در نظر گرفتن شرايط عيني وذهني جامعه ونداشتن تحليل مشخص از شرايط مشخص ،مي خواهند به زور حكومت كمونيستي را پياده كنند،حتي اگر بروش پل پت مائوئيست در كمبوج ، براي ريشه كن كردن فقر وجهل ،همه فقرا وجاهلين را بكشند،سازگاري ندارد.اين تاريخ لوحي است كه با ميلياردها كشته،ميلياردها ليتر خون وميليارها هكتار زمين سوخته ترسيم شده است . شناخت بشر وخصلتهاي طبقاتي ودگرديسي آدمي به انسان ، به علوم مختلفه احتياج دارد،وشناخت اين پديده با حروف تلگرافي ،امكان پذير نيست،شايد شما الفباي مبارزه را بدانيد ،اما هنوز ميليارها نفر در جهان به حقوق صنفي وسياسي خود آشنا نيستند.ذهنگيرا فكر مي كند همه چيز را مي داند،وبخاطر همين ضعف از خواندن ودانستن تاريخ تكامل اجتماعي بشر فرار مي كند ،رمان چند جلدي جان كريستف وجان شيفته اثر رومن رولان فرانسوي ،ترجمه به آذين را بخوان ،كه بداني زياد نوشتن عيب نيست.چون تمام شرايط اجتماعي جامعه خود وخواسته هاي شخصي وجمعي را در آن حس مي كني.رولان در جان شيفته :سكوت مردم در برابر مستبدين ،دليلي بر تاًئيدمستبدين نيست،بلكه مي ترسند اعتراض كنند، وآن چيزي كه داشته اند ،از دست بدهند.
خطر حمله امريكا به ايران حتمي است،براي حفظ تماميت ارضي ايران با شعار ما صلح مي خواهيم ،به مقابله با جنگ طلبان امريكائي ودولت نظامي زير عباي احمدي نژاد برويم واز يك كشتار ميليوني در ايران جلوگيري كنيم.نوشته نامه به رفسنجاني كه مطلب قبلي من بوده طولاني است،اما من در اين مطلب تمام جنايتها وخيانتهاي حاكميت جمهوري اسلامي را افشا كرده ام.شايد طولاني باشد،اما براي جلوگيري از نابودي وطنم ،مطالب طولاني تري مي نويسم.چون اگر جنگي شروع شود كه پيآمد آن ،كشتار ميليوني وتجزيه ايران باشد،ديگر آه وافسوس طولاني فايده ندارد،مطلب قبلي در وبلاگ طولاني است ،وبه همين خاطر دوستان نظري نمي دهند،اميدوارم تاريخ به شكل تراژدي ،همانند جنگ جهاني دوم تكرار نشود،چون آنزمان احزاب كمونيست وبخصوص حزب كمو نيست آلمان خطر فاشيست را هشدار مي داد،اما دير باوران وذهنيگرايان چپ رو كه حوصله مطالعه ويادگيري تجارب را نداشتند، هرگز درك نمي كردند،چون حوصله خواندن مطالب طولاني را نداشتند.اما بعد از جنگ ،صدها ميليون كشته ،ميلياردها متر مكعب خون وميليونها هكتار زمين سوخته بجا گذاشت.وآنزمان آه وافسوس جهاني شروع شد،كه نوش دارو ،بعد از مرگ سهراب بود.
مديرت محترم بلاگفا اجازه چاپ مطلب را نمي دهد.مطلب را در وبلاگ توده اي بخوانید

نوشته شده توسط سيامك در یکشنبه 13 خرداد1386
|
اول ماه مه روز جهانی طبقه کارگررا به روز صلح و دور شدن از کارزار جنگ تبديل کنيم | عمومي
اعلاميه كميته مركزي حزب توده ايران به مناسبت روز جهاني كارگر
فرخنده باد روز اول ماه مه،11/ارديبهشت ،روز همبستگي جهاني كارگران وزحمتكشان وروز تجديد عهد با آرمانهاي والاي طبقه كارگر براي رهايي از بند ستم واستثمار
صداي مردم _ 1386-02-05 فرخنده باد روز اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران و زحمتکشان
http://www.sedayemardom.net/
کارگران و زحمتکشان مبارز!
کمیته مرکزی حزب توده ایران فرارسیدن اول ماه مه، روز جهانی کارگر، روز همبستگی و تجدید عهد با آرمان های والای طبقه کارگر و زحمتکشان، برای رهایی از بندهای استثمار و ستم را به شما و مردم مبارز و رنج دیده میهن صمیمانه شاد باش می گوید. از قیام کارگران نساجی شیکاگو، اول ماه مه 1886، یعنی در تمامی 120 سال گذشته، کارگران سراسر جهان این روز تاریخی را به مثابه فرصتی برای بررسی مبارزات قهرمانانه خود و تجدید پیمان برای ادامه آن گرامی می دارند. مبارزان راه طبقه کارگر در تمامی این سال ها، و حتی در سخت ترین شرایط دشوار و سرکوب، این پرچم پر افتخار را که نمادی نیرومند از مبارزه کار برای رهایی از بندهای سرمایه است، همچنان در اهتزاز نگاه داشته اند.
امسال کارگران جهان در شرایطی به استقبال روز جهانی کارگر می روند که حقوق و آزادی های دموکراتیک طبقه کارگر و زحمتکشان جهان بیش از پیش در معرض تهاجم سرمایه انحصاری و سیاست های مخرب و ضد انسانی آزادی بی قید و شرط سرمایه برای استثمار خشن توده های محروم قرار گرفته است، و نظامی گری امپریالیسم در سطح جهان به شکل تهدید آوری دستاوردهای تاریخی مردم و زحمتکشان جهان را هدف قرار داده است. بر خلاف همه تبلیغات پردامنه رسانه های سرمایه داری درباره ”پایان تاریخ“ و بی ثمر بودن مقاومت در مقابل تهاجم سرمایه داری، مبارزه طبقه کارگر و زحمتکشان جهان با همه دشواری ها ادامه و گسترش یافته است. از ونزوئلا تا نپال، از هندوستان تا نیکاراگوئه، از آفریقای جنوبی تا ویتنام، و همچنین در کشورهای پیشرفته جهان، مبارزه متنوع و مبتکرانه ای برای عقیم کردن طرح های سرمایه داری جهانی و برای حفظ صلح و برپایی جهانی دیگر، جهانی عاری از استثمار، فقر و جنگ، ادامه یافته است.
کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. در طول سال گذشته مبارزه زحمتکشان در دفاع از پایه ای ترین خواست های خود ادامه و گسترش یافت. این مبارزه در شرایطی انجام می گیرد که رژیم ارتجاعی حاکم، بحران عمیق و همه جانبه ای را بر کشور تحمیل کرده است. تبلیغات تحریک آمیز و صحنه آرایی های بهانه ساز سران رژیم به بهانه دفاع از حق طبیعی ایران برای دست یابی به انرژی هسته ای، در کنار سیاست های تهدید آمیز و جنگ طلبانه امپریالیسم، خطرات جدی یی را برای صلح و آینده تحولات کشور پدید آورده است. منافع تاریخی و امروزین طبقه کارگر ایران و زحمتکشان میهن ما مبارزه قاطع با این سیاست های ارتجاع و امپریالیسم جهانی است. جنگ و خونریزی، انبوه قربانیان خود را از میان محروم ترین قشرهای اجتماعی بر می گیرد و حاصلی جز یاری رساندن به برنامه های امپریالیسم برای کنترل کامل سیاسی-اقتصادی بر منطقه ندارد.
عناصر و نتایج دیگر سیاست های مخرب رژیم ولایت فقیه را می توان در گسترش فقر و بیکاری، رشد فاجعه بار ناهنجاری های اجتماعی، و حمله به آزادی های فردی و دستاوردهای تاریخی طبقه کارگر و زحمتکشان خلاصه کرد. جنبش کارگری ایران، که یکی از پیکارجوترین و پرتجربه ترین جنبش های کارگری در منطقه خاورمیانه با تاریخ طولانی است، در چنین شرایطی مبارزه خود را در راستای خواسته های میهنی و طبقاتی به پیش می برد.
ما در سال گذشته شاهد گسترش امید بخش مبارزات طبقه کارگر ایران، در مقابله با دستبرد سرمایه داران زالو صفت به دستمزد و شرایط کار زحمتکشان یدی و فکری، بودیم. موج جدید مبارزه اوج یابنده و آگاهانه ای که در سال های اخیر در میهن جریان داشته است در سال گذشته به مصاف سرمایه داران نوکیسه ای رفت که در پناه حمایت دولت تمامیت گرا تعطیلی کارخانه ها و واحد های تولیدی، بیکار کردن های وسیع کارگران، و عدم پرداخت دستمزد کارگران برای ماه های متمادی را به شگرد کلیدی خود بدل کرده اند. سران رژیم در پیوندی تنگاتنگ با مرتجع ترین قشرهای سرمایه داری کشور عزم خود را مبنی بر تغییر قانون کار و اصول قانون اساسی، با هدف آزاد کردن بیش از پیش دست سرمایه داران برای استثمار کارگران و غارت منابع ملی و تاراج صنایع آشکارا نشان دادند. یکی از کلیدی ترین اهداف تهاجم بی سابقه مرتجعان حاکم و دستگاه های سرکوبگر رژیم ممانعت و سرکوب کردن هر گونه تلاش کارگران برای برپایی تشکل ها و سندیکاهای مستقل کارگری بود. نمونه بارز و خونین چنین اقدام هایی، سرکوب سندیکای شرکت واحد از طریق بازداشت، تحت فشار قرار دادن، اخراج و زندانی کردن فعالان و اعضای این سندیکا بود.
کارگران و زحمتکشان مبارز!
روشن است که از زمان دستیابی احمدی نژاد به پست ریاست جمهوری و بر رغم شعارهای دروغین او در ”مهر پروری“ و استقرار ”عدالت“، سیاست های کلان اتخاذ شده از سوی دولت سرسپرده به کلان سرمایه داری تجاری و سرمایه داری انگلی و فاسد رشد یافته در دستگاه دولتی رژیم چیزی جز تندتر کردن آهنگ سیاست های گذشته در زمینه خصوصی سازی گسترده، و در نتیجه، تعدیل انسانی نیروی کار نیست. در نتیجه همین سیاست های خانمان برانداز و ضد ملی، بسیاری از موقعیت های شغلی از بین رفته و بیکاری به معضل حادی بدل شده است، و فقر و محرومیت دهشتناک میلیون ها خانواده ایرانی را تهدید می کند. به عنوان نمونه در انتهای سال 1385 مرکز آمار ایران اعلام کرد که نرخ بیکاری در کشور از مرز 12 درصد فراتر رفته است [البته بسیاری از کارشناسان اقتصادی نرخ واقعی بیکاری در ایران را بین 16 تا 20 درصد برآورد می کنند]. در راستای چنین سیاست هایی است که ما در عین حال شاهد آنیم که دولت در هماهنگی با کارفرمایان تهاجم حساب شده ای را به صندوق تامین اجتماعی، سازمان داده است که محصول آن محرومیت کارگران از حقوق قانونی خود شامل بیمه و حقوق بیکاری و سایر مزایای استخدامی است.
دولت در دفاع از کارفرما ها و تحت نفوذ آنها، با تعیین غیر اصولی و جانبدارانه حداقل دستمزدها، در تضاد با نیازها و واقعیت های زندگی کارگران، عملاٌ فقر را بر زندگی میلیون ها خانواده زحمتکش کشور مستولی کرده است. افزون بر همه این اجحافات آشکار، عدم پرداخت دستمزدها عملاٌ حتی آن دسته از کارگرانی را که بیکار نشده اند را به انبوه وسیع فقر زدگان افزوده است. در بسیاری از کارخانه های تولیدی، کارگران تا چندین ماه از دریافت دستمزد محروم بوده اند. تنها کافی است اشاره کنیم که حتی بر اساس آمار رسمی وزارت رفاه رژیم، 10.5 در صد از 43 میلیون نفر جمعیت شهری و یازده در صد از 23 میلیون جمعیت روستائی ایران، زیر خط فقر مطلق به سر میبرند. وجود این جمعیت بسیار فقیر، همراه با میلیونها ایرانی دیگر، که در شرایط فقر نسبی به سر میبرند، گواه روشنی بر این حقیقت است که با وجود ادعاهای پوج سران رژیم در زمینه ”حمایت از محرومان“ طیف گسترده تری از شهروندان میهن ما به دامن فقر و محرومیت کشانده شده اند.
تضمین اشتغال بر طبق قانون کار، مشکل دیگر کارگران است. کارفرمایان به دلیل باز دیدن دست های خود در اخراج کارگران و امتناع از دادن سایر حقوق و مزایای کارگران، از عقد قرارداد استخدام دایم سرباز می زنند، و تقریبأ تمامی قرار دادهای کاری اکنون به صورت ”موقت“ صورت می گیرد، که در عمل هیچ گونه تضمینی برای کارگران قائل نیست. دولت احمدی نژاد نیز با سعی به تغییر قانون کار به سود کارفرماها، در عمل شرایط دشوارتری را برای کارگران ایجاد کرده است. ارگان های سرکوبگر رژیم به بهانه و زیر پوشش شرایط ویژه تهدید خارجی، حمله به آزادی های مصرح در قانون کار را گسترش داده اند. حمله به تجمع های اعتراضی معلمان و دستگیری های وسیع رهبران و فعالان اتحادیه صنفی معلمان در ماه های اخیر و پیش از آن یورش وحشیانه گزمگان ارتجاع به زنان مبارز میهن، که در مراسم بزرگداشت روز حهانی زن گرد آمده بودند، از نمونه های بارز چنین عملکردی است. سران رژیم ابایی ندارند که رسماٌ کارگران آگاه و مبارز را به مثابه مخالفان حاکمیت معرفی کنند و هدف تهاجم وحشیانه خود قرار دهند. قوانین تدوین شده در مجلس ارتجاع و سیاست های کلیدی رژیم در رابطه با حقوق و شرایط کاری زحمتکشان ناقض صریح مقاوله نامه های ”سازمان جهانی کار“ و ”اعلاميه جهانی حقوق بشر“ است. در آستانه روز اول ماه مه، یکی از شعار های اساسی نیروهای ترقی خواه و زحمتکشان کشور آزادی فوری و بی قيد و شرط و رسيدگی عادلانه به وضعيت حقوقی تمامی فعالان کارگری است که به جرم فعالیت های سندیکایی و صنفی بازداشت شده اند و مشمول محرومیت های اجتماعی و شغلی قرار گرفته اند.
کارگران آگاه و مبارز!
مبارزه پیگیر شما برای احقاق حقوق طبیعی تان و از جمله برخورداری از حق تشکیل سازمان های صنفی و طبقاتی مستقل خود در سال های اخیر نمایش فراز های جدیدی از مبارزه قانونمند طبقه کارگر میهن در مقابله با رژیم ارتجاعی و سرمایه داری سرکوبگر حاکم است. تجربه غنی نزدیک به یک قرن مبارزه کارگری در ایران و جهان نشان داده است که چاره کارگران، زحمتکشان و رنجبران در مقابل ترفندهای سرمایه داری، وحدت و تشکیلات است. طبقه کارگر متحد و سازمان یافته، نیروی عظیم رهایی بخشی است که می تواند و باید در رهایی میهن از بندهای استبداد کنونی نقش اساسی را ایفاء کند. امروز در کنار مبارزه برای افزایش حقوق، بهبود شرایط کاری و تامین شغلی و اجتماعی، مبارزه برای ایجاد تشکل های مستقل صنفی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. سازماندهی مبارزه برای ایجاد سندیکا و اتحادیه های مستقل کارگری از جمله وظایف مهمی است که امروزه در مقابل جنبش کارگری میهن ما قرار دارد. در این مبارزه بغرنج و دشوار می بایست از همه امکانات موجود بهره گرفت.
حزب توده ایران، در تمامی طول تاریخ شصت و پنج ساله مبارزه خود، همواره نبرد در راه تحقق آرمان های طبقه کارگر را از مهمترین وظایف خود دانسته، و امروز نیز متعهد به این تاریخ پرافتخار که از درون آن چهره های درخشان جنبش کارگری کشور مانند علی امید، شناسایی ها، حسین پور تبریزی ها زاده شده اند، به این پیکار مقدس در کنار کارگران و زحمتکشان میهن ادامه می دهد.
کارگران و زحمتکشان ایران!
در آستانه جشن بین المللی کارگری در روز اول ماه مه بیائید هم صدا با جنبش سندیکائی جهانی خواهان حقوق و مزایای کاری برای همه زحمتکشان یدی و فکری، آزادی های سندیکایی و حق تشکل در اتحادیه های کارگری مستقل برای همه، جهانی فارغ از استثمار، خاتمه فوری کشتار و تعقیب فعالان سندیکایی، آزادی فوری زندانیان سیاسی، صلح و پیشرفت، و همبستگی بین المللی بشویم.
کارگران و زحمتکشان ایران بیائید دست در دست هم جبهه وسیع ضد دیکتاتوری را در مقابل صف واحد ارتجاع، استبداد و واپس گرایی بنا کنیم و راه را برای تحقق عدالت اجتماعی، آزادی و استقلال بگشائیم. تاریخ نزدیک به یک قرن مبارزه قهرمانانه طبقه کارگر میهن نویدبخش پیروزی خلق بر ضد ارتجاع و استبداد است.
فرخنده باد روز اول ماه مه، روز جهانی کارگر!
درود بر خاطره تابناک شهدای جنبش کارگری ایران!
پیروزباد مبارزه خلق در راه طرد رژیم ولایت فقیه برای آزادی، صلح، استقلال و عدالت اجتماعی،
کمیته مرکزی حزب توده ایران
5 اردیبهشت ماه 1386
نوشته شده توسط غلامرضا اعظمي در يكشنبه ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ و ساعت 03:15

نوشته شده توسط سيامك در یکشنبه 9 اردیبهشت1386
|
حاكميت و قدرت متمرکز
ويرانی ايران و تسليم شدن به امريكا را
به قبول حاكميت مردم ترجيح می دهد
راه توده
|
اطلاع تازه ای نيست كه حاكميت جمهوری اسلامی و بويژه فرماندهان سپاه، رهبر و روحانيونی مانند احمد جنتی و ديگران به اين دليل به انتخابات دوم خرداد 76 تن دادند و پيروزی قاطع محمد خاتمی را بناچار پذيرفتند كه از هر سو اخباری مبنی بر آماده شدن امريكا برای بمباران و يا موشك باران ايران بدست آمده بود.
پيروزی خاتمی و آغاز اصلاحات درايران، آن خطر را از سر جمهوری اسلامی دور كرد، اما حاكميتی كه با اكراه و اجبار تن به قبول اين انتخابات و نتيجه آن داده بود، خود نيز زير تازيانه اصلاحات، افشاگری و آگاهی مردم از كم و كيف امور حاكميت طی دو دهه قرار گرفت. آنان كه در بحث های قبل از برگزاری انتخابات 76 و فاصله اعلام نتايج آن و مراسم سپرده شدن رياست جمهوری به محمد خاتمی و تركيب كابينه او قرار دارند، بيشتر و بهتر می دانند كه مخالفان حكومتی آن انتخابات و نتايج آن بارها به زبان آوردند كه خطر بمباران و موشك باران ايران كمتر از خطر اصلاحات بود. آنها معتقد بودند و طی 8 سال مقابله خونين با جنبش اصلاحات بيشتر به اين اعتقاد رسيدند كه: درصورت حمله به ايران همان مردمی را كه حالا با اصلاحات هوشيار شده و روبروی حكومت قرار گرفته اند میشد به ميدان كشيد و خود در پناه ماند، اما اكنون، درست است كه خطر امريكا دفع شده، اما خطر مردم جدی تر از خطر امريكاست!
آنها با همين ارزيابی و با همين ارزشی كه برای مردم قائل اند، نه تنها جنبش اصلاحات را عقيم كردند، بلكه دولتی را بر اساس همين برداشت بر سر كار آوردند و اراده كردند زمان را به قبل از انتخابات 76 بازگردانند. درحاليكه در جلوی صحنه دولت و جنبش اصلاحات را فلج كرده بودند، در پشت صحنه تدارك اين بازگشت را ديدند و چون می دانستند همان خطرات خارجی آستانه انتخابات 76 اينبار مخوف تر در پيش است، سياست جنگی را همراه با نقشه حاكميت نظامی- امنيتی تنظيم كردند و به اجرا گذاشتند. می دانستند می خواهند ايران و ايرانی را به كجا بكشند، اما هرگز دراين باره سخنی نگفتند. سخن گفتند اما از مبارزه با فساد، آوردن پول نفت به سر سفره ها، حمايت از فقرا و... درحاليكه هيچ برنامه ای در اين جهت نداشتند و اساسا نيز اين نوع مقابله ها با تكانهای بزرگ و ريشه ای و تغيير سياست های كلی نظام حاكم، تغییر ترکیب طبقاتی حاکمیت، گشوده شدن فضای سياسی و آگاه ساختن مردم و ناظر كردن خود آنها بر دزدی و فساد و... ممكن میشود. درحاليكه در حاكميت يكدست كنونی تمام آن ساختار و سياست هائی كه از دل آن فقر و فساد و تباهی و خرافات بيرون آمده، بصورت قدرت متمركز و غير پاسخگو بر سر جای خود هست. این که عده ای را تصفیه و عده ای سپاهی و امنیتی و اقوام و آشنا را بر سر کارآورده اند، آن تغییر ساختاری نیست که ما از آن سخن می گوئیم.
بدينگونه است كه طی يكسال گذشته و عليرغم همه هشدارهائی كه نسبت به خطر بمباران ايران به حاكميت داده شده و عليرغم همه اطلاعاتی كه از هر سو به سمت ايران سرازير است، گوش شنوائی وجود ندارد. حاكميتی كه قدرت يكدست را ترتيب داده و خود را روئين تر فرض كرده، بر ادامه سياست جنگی خود پای می فشارد. همین قدرت به تنگ تركردن روزافزون حلقه محاصره مردم، مطبوعات، احزاب، فعالان سياسی، كانون ها، انجمن ها، سنديكاها و حتی تشكل هائی كه سالها همزاد دو قلوی حاكميت بوده اند( نظير خانه كارگر) می افزايد.
وقتی امروز درمحافل سياسی ايران از يكديگر می پرسند: "چرا حاكميت و قدرت متمرکز متوجه بنيانكن بودن خطر بمباران ايران نمی شود و همچنان می تازد"، در پاسخ بايد گفت:
آنان از مردم بيش از امريكا می ترسند. واقعيت اينست، هرچند تلخ و سخت باور باشد. آنان رعشههای سالهای اول جنبش اصلاحات را هنوز برتن دارند و پس از عبور از هفت خوان سركوب جنبش اصلاحات توانسته اند دوباره وزارت اطلاعات را بدست محسنی اژه ای، دادستانی كل كشور را بدست دری نجف آبادی، نايب رئيسی شورای نگهبان را به احمد خاتمی، وزارت كشور را بدست پورمحمدی و موتور سركوب شهری را بدست سردار ذوالقدر بدهند و آب رفته را به جوی بازگردانند. آزموده را نمی خواهند دوباره بيازمايند. آنان معتقدند اگر بنا باشد برويم، بگذار بدست امريكا برويم و اگر رفتن ما با هزينهای همراه است، بگذار هزينه را مردمی بدهند كه اگر آزادشان بگذاريم خودشان ما را خواهند برد. سقوط بدست مردم ننگ است، اما رفتن بدست امريكا افتخار.
همين است ارزيابی كسانی كه سياست جنگی را در جمهوری اسلامی رهبری میكنند و اين جمله كه اخيرا از دهان برخی نزديكان رهبر بيرون آمده دور از واقعيت نمی تواند باشد، كه رهبر دربرابر اين ارزيابی كه:
- از خود زمين سوخته باقی گذاشتن بدتر از كنار رفتن است.
اين پاسخ از او نقل است:
- ما به وظيفه خود عمل می كنيم. 1400 سال مقاومت از زمين سوخته كربلا بيرون آمد.
حتی اگر جملات رد و بدل شده دقيقا همين جملاتی نباشد كه به ما رسيده و يا شرح گفتگو ها بيش از آن باشد كه دربالا آمد، يك نكته در دل اين گفتگو نهفته است. و آن اينكه:
چون ما نباشيم، اگر ايران هم نباشد چه غم؟
به ميان مردم بازگرديم و ببينيم آشنائی با سياست جنگی حاكميت در كدام مرحله است.
با بمباران وحشيانه لبنان و صحنه هائی كه مردم – عمدتا روی شبكه ماهوارهای- از فجايع و ويرانی های لبنان شاهد شدند و حتی سيمای جمهوری اسلامی نيز با اهداف سياسی خود ناچار به پخش آنها شد، اكنون توده بيشتری از مردم فهميده اند تمام هولوكاست بازی، درآوردن امام زمان از چاه های دو قلوی جمکران، هاله نور و انواع شعبده بازی منجر به روی كارآمدن دولت احمدی نژاد و مانورهائی كه به اشكال مختلف چه درعرصه سياسی و چه در عرصه امنيتی و نظامی در حال اجراست اجزاء سياست هولناكی است كه پشت "دستآورد اتمی” پنهان شده است. درحقيقت آنان حتی تا مرحله رويائی اتمی می خواهند به سياست جنگی خود ادامه بدهند، با اين عزم كه مجبور نشوند يكبار ديگر به مانند 1376 به جنبش مردم امكان ظهور بدهند. بويژه آنكه می دانند اين خيز دوم سيلی است بنيانكن.
دليل ديگری بر ضرورت تشكيل جبهه ضد جنگ لازم است؟ از نظر ما تودهایها خير! چرا كه جبهه ضد جنگ، عملا جبهه متحد عليه حاكميتی است كه به قيمت باقی گذاشتن زمين سوخته از ايران، نمی خواهد از برابر مردم عقب نشينی كند و اگر برای دفاع از صلح و عليه جنگ بسيج شويم، معنای آن چيزی نيست جز بسيج نيرو عليه حاكميتی كه حيات خود را با سياست جنگی پيوند زده است. |
راه توده
راه توده
بازی موش و گربه کاخ سفید با اروپائی ها
امریکا در یک صورت
به ایران حمله نخواهد کرد!
بازی موش و گربه ای که کاخ سفید با جمهوری اسلامی، بر سر فعالیت های اتمی آن می کند، بر خلاف تصوراتی که حاصل ظاهر رویدادهاست، مسیر رویاروئی را طی می کند.
امریکا با اطلاعاتی که از نهانی ترین ارگان های امنیتی و اتمی جمهوری اسلامی دارد، اروپا را برای مذاکره اتمی با جمهوری اسلامی کیش کرده است، تا بر سر میز مذاکره مات شود و به همان نتیجه ای برسد که امریکا و اسرائیل از مدت ها پیش رسیده اند. لحظه رسیدن به این نتیجه، لحظه پیروی از راه حل و پیشنهادهای امریکاست و این راه حل جز اجرای عملیات نظامی علیه ایران نیست. امریکا به نتیجه این بازی و کیش نیازمند است، زیرا به کمک و حمایت ناتو و کشورهای بزرگ اروپائی می خواهد نقشه خود را پیش ببرد. یعنی از اشتباه جبهه بندی با اروپائی ها برای حمله به عراق پرهیز کند تا همه را با خود به میدان بکشد و البته رهبری نیز با خودش باشد.
امریکا یقین دارد که رهبران جمهوری اسلامی نه می توانند و نه می خواهند از مسیر طی شده بازگردند، زیرا این بازگشت با واکنش های سنگین در داخل کشور و در درون جبهه باصطلاح یکدست حاکمیت روبرو خواهد شد و همه مهره چینی های کنونی بر محور یک سیاست جنگی- اتمی را برهم می ریزد. از سوی دیگر می داند که حضور یک ایران مجهز به سلاح اتمی در منطقه برای کشورهای نفت خیز خلیج فارس و کشورهای بزرگی مانند مصر و ترکیه قابل تحمل نیست و به همین دلیل اروپا اگر پا در برابر ایران اتمی سست کند، در جبهه دیگری منافعش در خطر قرار می گیرد. به این ترتیب است که کاخ سفید، برخلاف تصوراتی که این روزها به آن دامن زده می شود و آن را در برابر دمکرات های امریکا می بینند، هوشیارانه سیاست صبر و کیش و مات را پیش می برد. اتفاقا در داخل خود امریکا و در ارتباط با منتقدان باصطلاح دمکرات خود نیز همین سیاست پیش برده می شود. یعنی شکست مذاکرات و ناتوانی در جلوگیری از تولید سلاح اتمی در ایران موضع دمکرات های این کشور- از جمله کارتر و کلینتون روسای سابق و اسبق امریکا- را نیز بشدت در انتخابات آینده ریاست جمهوری امریکا تضعیف می کند.
این سئوال، سئوالی محوری است: هیچ گزینه دیگری جز حمله به ایران وجود ندارد؟
از نظر ما، این گزینه نیز به سود امریکا و علیه جنبش و رویکرد ترقی خواهانه و استقلال طلبانه مردم ایران وجود دارد و اتفاقا امریکا و اسرائیل روی آن نیز محاسبه کرده اند. آن گزینه تحولاتی در درون حاکمیت جمهوری اسلامی است. تحولاتی که بموجب آن روند بیرون آمدن کارگزاران همسو با سیاست امریکا در منطقه از دل حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی نه تنها آغاز شود، بلکه امریکا به پیروزی قطعی آن اطمینان حاصل کند.
این روند و این کارگزاران، برخلاف تمام تبلیغات سنگینی که در داخل کشور حاکمیت راه انداخته و مطابق آن عمل می کند، از دل اصلاح طلبان و یا کارگزاران سازندگی و یا ملی مذهبی ها و یا جنبش دانشجوئی و ... بیرون نمی آید، بلکه از دل کاربدستان کنونی حاکمیت باید بیرون بیاید. بویژه کاربدستان نظامی و همان ها که وزنه چند تنی هولوکاست و پیروزی جهانی اسلام بر اسرائیل و امریکا و کوبیدن میخ اسلام در سرزمین کفار را روی سر بلند کرده اند. در این صورت امریکا هیچ نیازی به حمله نظامی به ایران نخواهد داشت، بلکه از یک ایران اتمی اما کارگزار خود در منطقه حمایت همه جانبه نیز خواهد کرد و حتی تکنولوژی جدیدتر تولید سلاح های اتمی مینیاتوری را هم دراختیارش خواهد گذاشت. این گزینه و نیتجه آن، با گزینه حمله نظامی و نتیجه آن برای ایران تفاوتی با هم ندارند و متضرر واقعی آن مردم ایران خواهند بود و برنده و چپاول کننده کشور، امریکا!
پرسش: آیا چنین روندی را شاهدیم و یا نشانه هائی از آن را می بینیم؟
پاسخ ما به این پرسش نیز مثبت است. با این تاکید که ابتدا باید ببینیم امریکا با چه تحول و روندی و یا قدرت یابی چه نیروهائی در ایران مخالف است و سرکوب کدام نیرو را آغاز روندی می داند که مطلوب نظرش است.
ما تردید نداریم که بیم و هراس اصلی امریکا از پتانسیل گرایش به چپ اقتصادی و سیاسی در ایران و تحول در ساختار حاکمیت به سود توده مردم و برافراشته شدن پرچم عدالت و آزادی از میان مردم ایران است. ایرانی که هنوز حال و هوا و فضای انقلاب 57 هم بر آن سایه افکن است و نیروهائی بعنوان آلترناتیو( نه تنها در میان ملیون رادیکال و چپ های دگراندیش، بلکه حتی در طیف گسترده مذهبی و روحانی) وجود دارند. در صورت فراهم آمدن موقعیت و بیرون آمدن قدرت از چنگ حاکمیت کنونی و افتادن آن بدست نیروی واقعا ملی و همسو با خواست و اراده مردم، آنگاه خطر اصلی برای منافع امریکا در ایران و منطقه جدی خواهد شد. از آن خطرناک تر آنکه مقابله با این نیرو و چنین حاکمیتی بسیار دشوار تر از پیشبرد توطئه هائی است که اکنون در یک بازی موش و گربه با رهبران جمهوری اسلامی پیش می برد. این رویداد از تولید بمب اتم در ایران نیز بمراتب خطرناک تر است. خیزش های نوین کارگری، دانشجوئی، وضع انفجاری جامعه و حضور آلترناتیوهای رادیکال سیاسی باندازه کافی زنگ ها را برای امریکا بصدا در آورده و به همین دلیل بر توطئه ها و تدبیر اندیشی ها افزوده است.
بدین ترتیب، آن روندی که بموجب آن باید رضایت و حمایت امریکا جلب شود و از درون آن دولت و حاکمیتی سر برآورد که امریکا با آن بر سر میز مذاکره و تفاهم اتمی نشسته و وجود سلاح اتمی در دست آن را پذیرفته و حتی از آن استقبال کند، از معبر سرکوب و دفع آن خطری می گذرد که امریکا نگران عروج آن در اوضاع بحرانی و آشفته ایران است. آنها که با سرکوب مردم، این خطر واقعی را از روی سر امریکا دور می کنند، خواه ناخواه قابل مذاکره اند!
حال، وقتی شعارها و صحنه سازی ها و عوامفریبی های حاکمیت را کنار بگذاریم، آنچه باقی می ماند تلاش طیفی از حاکمیت یکدست، برای تحقق این خواست امریکا را شاهد نیستیم؟
به هرکس که تردید دارد، مقابله های خونین با جنبش های اعتراضی کارگران، تدارک سرکوب و سایه گستری بختک اختناق امنیتی- نظامی بر دانشگاه ها، سیستم پلیسی حاکم بر ادارات و موسسات دولتی، مقابله با احزاب و سازمان های غیر دولتی و از جمله یورش سازمان یافته به چپ ترین و رادیکال ترین سازمان های سیاسی با گرایش های مذهبی را نشان بدهید. یورشی که از سازمان ادوار تحکیم وحدت (دانشجویان خط امام) شروع شده و ما تردید نداریم، اگر نکات یاد شده در بالا بعنوان یکی از اصلی ترین انگیزه های روند سرکوب های سیاسی کنونی مورد توجه قرار نگرفته و مقابله با آن سازمان داده نشود، بزودی دامنه آن دیگر سازمان های چپ مذهبی و رادیکال و سپس ملی مذهبی ها و دگراندیشان غیر مذهبی را در برخواهد گرفت. این همان روندی است که در نهایت خود – شاید با چند حرکت نظامی- کودتائی در درون حاکمیت- چشم امید به همسوئی و پیوند با امریکا و جلب حمایت آن دارد.
برگزيده از سايت رله توده توسط سيامك وغلامرضا اعظمي

نوشته شده توسط سيامك در یکشنبه 2 اردیبهشت1386
|
پيامدهاي زيست محيطي حمله به ايران
طبق تجربه جهانی برای تامین ایمنی لازم، رآکتور هسته ای باید تحمل ضربه ناشی از سقوط هواپیمای نظامی مدرنی را داشته باشد که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می کند. اما در صورت اصابت مستقیم موشک بالدار و یا بمب هوایی به آن، چنین دفاعی در هم می شکند و مواد رادیو اکتیو در فضا منتشر خواهند شد
صداي مردم _ 1386-01-29
http://www.sedayemardom.net/
پیامدهای زیست محیطی حمله به ایران
بهنگام بررسی پیامدهای زیست محیطی در اثر بمباران احتمالی ایران، معقولانه است که دو گروه از تاسیسات را بررسی نمود، از جمله تاسیساتی که تخریب آنها بطور بالقوه می تواند منجر به بروز مشکلات زیست محیطی در مقیاس منطقه ای شود. این شامل موسسات و انبارهای مربوط به مواد رادیواکتیو و نیز موسسات صنایع نفتی، از جمله چاه های نفت، پالایشگاه ها و ذخایر حجیم می باشد.
پیش از همه باید متوجه بود که ایران از چند رآکتور اتمی برخوردار است. با توجه به اطلاعات آشکار، این کشور رآکتور اتمی فعالی ندارد. اولین واحد نیروگاه اتمی که توسط متخصصین روس در بوشهر در ساحل خلیج فارس ساخته می شود، فعلاً رآکتور آن بدون سوخت است چرا که سوخت آماده شده در روسیه، هنوز تحویل داده نشده است.
حقیقتاً در ایران حداقل یک رآکتور فعال تحقیقاتی آب سبک با توان 5 مگا وات وجود دارد که در سال 1967 توسط آمریکا در تهران ساخته شده بود. ویژگی این رآکتور این است که سوخت آن اورانیوم غنی شده در درصدهای بالا (93%) می باشد که ویژه تسلیحات بوده و از آمریکا عرضه شده بود. در سال 1992 این رآکتور مدرنیزه شد تا در آن از اورانیومی استفاده شود که کمتر غنی شده است (20%). حجم اورانیوم کارکردی این رآکتوری برابر با 5.7 کیلوگرم می باشد.
آرژانتین 100 کیلوگرم اورانیوم 20 درصدی برای استفاده در این رآکتور به ایران عرضه کرده بود. مدرنیزه سازی رآکتور و تحویل اورانیوم نیز تحت حمایت آژانس بین المللی انرژی اتمی انجام شد. در ضمن باید خاطر نشان ساخت که در صورت بالا بردن درجه غنی سازی اورانیوم، این مقدار اورانیوم با مقداری مازاد می تواند برای بمبی حداقل کافی باشد.
علاوه بر رآکتور تحقیقاتی که درباره آن صحبت شد، ایران طی 30 سال گذشته 2 رآکتور از فرانسه، 6 رآکتور از آلمان و چند رآکتور از چین خریداری کرده است.
طبق تجربه جهانی برای تامین ایمنی لازم، رآکتور هسته ای باید تحمل ضربه ناشی از سقوط هواپیمای نظامی مدرنی را داشته باشد که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می کند. اما در صورت اصابت مستقیم موشک بالدار و یا بمب هوایی به آن، چنین دفاعی در هم می شکند و مواد رادیو اکتیو در فضا منتشر خواهند شد.
چنین فرضی منطقی است که برای جلوگیری از دستیابی ایران به اورانیوم غنی شده ویژه ساخت سلاح، در وهله اول کارخانه سانتریفیوژ نطنز نابود خواهد شد. بنا بر اظهارات "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران، در حال حاضر در این کارخانه از 3000 سانتریفیوژ استفاده می شود (هر چند که تا مدت اخیر تنها درباره وجود 328 سانتریفیوژ اعلام شده بود). چنین می توان ارزیابی کرد که همزمان در تمامی آبشار سانتریفیوژ غنی سازی اورانیوم ایران بیش از 150 گرم اورانیوم وجود ندارد. با در نظر داشتن محدوده گسترده کارخانه، در صورت تخریب آن غلظت اورانیوم ناچیز خواهد بود و هیچ خطر رادیواکتیویته وجود نخواهد داشت. اما ممکن است به کارکنان کارخانه آسیب وارد شود.
محتمل است که در صورت حمله آمریکا به ایران، این کشور تلاش خواهد کرد تا ضرباتی موشکی به تاسیسات اتمی اسرائیل وارد کند. برای این کار، ایران تعداد موشک کافی با برد متوسط را در اختیار دارد. هدف احتمالی ضربات ایران نیز می تواند رآکتور اتمی (150 مگا واتی) در منطقه دیمون اسرائیل باشد که به نظر کارشناسان، برای کار بر روی پلوتونیوم استفاده می شود. در همان جا نیز کارخانه رادیو شیمیایی تفکیک پلوتونیوم وجود دارد. این می تواند سبب برانگیختن پاسخ متقابل تل آویو با استفاده از سلاح هسته ای گردد. به عقیده کارشناسان اسرائیل حدود 100 تا 300 خرج هسته ای به شکل کلاهک هسته ای و بمب هوایی دارد. یک چنین سناریویی برای توسعه اوضاع منجر به فاجعه ای هسته ای در سطح جهانی خواهد شد. باید این را نیز در نظر داشت که اسرائیل آماده اتخاذ اقدامی بازدارنده علیه ایران با هدف تخریب و ویران سازی صنایع اتمی این کشور می باشد.
دنياي ما
برگزيده از سايت صداي مردم،از وبلاگ توده اي

نوشته شده توسط سيامك در جمعه 31 فروردین1386
|
صدای گام زدن در راه سوم
|
صداي مردم _ 1386-01-20 http://www.sedayemardom.net/
**بعلت بافت اجتماعی جامعه ما و حضور شکننده اقشار خرده بورژوائی و ميانی در ترکيب جامعه و عقب ماندگی نسبی آن، تاثيرات اين تبليغات بحدی بود که بعد از انقلاب بهمن، خط سوم در شکل «نه شرقی، نه غربی» به ايدئولوژی حکومت جديد تبديل شد و چون چنين راهی نمی توانست وجود داشته باشد، خط «نه شرقی، نه غربی» در عرصه حيات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور، با اتخاذ سياست های « نه شرقی، همه غربی»، به ادامه نظام سرمايه داری ختم شد.
انوشه کيوان پناه
صدای گام زدن در راه سوم
در پايان جنگ جهای دوم، نظام سرمايه داری دچار نابسامانی شده بود، از يک طرف اردوگاه نيرومند سوسياليستی آن را چالش می کرد، و از طرف ديگر طبقه کارگر داخلی که در جنگ عليه فاشيسم فداکاری های بزرگی بخرج داده بود، ابداً مايل نبود که به شرايط رکود و بيکاری سال های قبل از جنگ برگردد؛ خود جنگ هم خسارات عظيمی بر تاسيسات توليدی کشورهای سرمايه داری وارد کرده بود و کل ساختار امپرياليستی نيز بطور جدی از جانب امواج خروشان مبارزات رهايی بخش ملی به خطر افتاده بود. در اين شرايط مشخص، سرمايه داری برای بقای خود، مجبور به امتياز دادن شد.
|
در جريان اين عقب نشينی در برخی کشورهای سرمايه داری، احزاب سوسيال دموکرات به قدرت رسيدند. اين احزاب برای اينکه خيانت خود به سوسياليسم و ماهيت همکاری خود با سرمايه بزرگ را از زحمتکشان پنهان کنند به تئوری جديدی متوسل شدند: تئوری خط سوم يا راه سوم.
راه سوم ادعا می کرد که بين دو قطب «افراطی» سوسياليسم شوروی و سرمايه داری، راه سومی يافته است. تا مقطع فروپاشی شوروی، از اين تئوری برای به انحراف کشيدن جنبش های مردمی و سوسياليستی در کشورهای در حال توسعه، و برای کوبيدن بر تبليغات ضد شوروی بيشترين استفاده می شد. يک نتيجه تبليغات راه سومی اين بود که سوسياليسم و سرمايه داری، شوروی و غرب را بطور مساوی «بد» و «شرور» معرفی می کردند و فاصله گرفتن از هر دو به جوانان و روشنفکران توصيه می شد. طبيعی است در عمل، وقتی دو پديده به يک اندازه بد و شرور نباشند، اما هر دو به يک اندازه بد معرفی شوند، کدام يک از آنها از اينکار ضرر می کند وکدام يک سود می برد. بدترين و مخرب ترين پيامد چنين بيطرفی نادانسته يا رياکارانه اين است که به روند شناخت توده های مردم و رهبران بالقوه آنها آسيب جدی وارد می شود. ما نتايج فاجعه بار اين تبليغات را يک بار در جامعه خود تجربه کرده ايم.
بعلت بافت اجتماعی جامعه ما و حضور شکننده اقشار خرده بورژوائی و ميانی در ترکيب جامعه، و عقب ماندگی نسبی آن، تاثيرات اين تبليغات بحدی بود که بعد از انقلاب بهمن، خط سوم در شکل «نه شرقی، نه غربی» به ايدئولوژی حکومت جديد تبديل شد. و چون چنين راهی نمی توانست وجود داشته باشد، خط «نه شرقی، نه غربی» در عرصه حيات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور، با اتخاذ سياست های « نه شرقی، همه غربی»، به ادامه نظام سرمايه داری ختم شد.
در سالهای بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و تک- تازی امپرياليسم برای سطله استعماری بر جهان سوم بويژه بر منطقه خاورميانه، شاهد ظهور نسخه جديدی از تبليغاتی راه سومی هستيم. اينگونه تبليغات، در شرايط و عرصه جديد، يکبار ديگر دو قطب «افراطی» را به ما نشان می دهند و از ما می خواهند از هر دو آنها بطور مساوی فاصله بگيريم: يک قطب، امپرياليسم است و قطب ديگر، مقاومت اقشار و گروه هائی که از نظر اين «منزهان» به اندازه کافی متمدن نيستند.
مبلغين اين تبليغات از برج عاج خود، و با «صدای سوم» خود هر دو قطب را به يک اندازه خطاکار و مقصر معرفی می کنند: امپرياليسم به اين علت که ظاهراً بد است و متجاوز، و مقاومت به اين علت که از تحصيل کرده ها و عناصر پيشرو تشکيل نشده است!
صدای سوم به همان اندازه راه سوم، لوس و خنک است، زيرا در درجه اول، خود آن چيزی نيست که ادعا می کند.
راه سوم از سرمايه داری و سوسياليسم انتقاد می کند،
صدای سوم از امپرياليسم و مقاومت انتقاد می کند؛
راه سوم به بازار اعتقاد دارد، اما نه خيلی زياد،
صدای سوم به مقاومت باور دارد ولی به شرطه ها و شروطه ها؛
راه سوم به برابری فرصت اعتقاد دارد، ولی نه به برابری نتايج،
صدای سوم به مقاومت معتقد است ولی به مقاومتی که مورد تاييد متجاوز باشد.
صدای سوم در گوشه هايی آنچنان بلند است که افراد را از شنيدن صداهای ديگر محروم می کند. صدای سوم صدای کمونيستها و نيروهای مترقی لبنان را نمی شنود، صدای سوم، صدای کمونيستهای فلسطين و اسرائيل را نمی شنود؛ صدای سوم صدای کمونيستهای هند، يونان، ونزوئلا، کوبا و... صدای کمونيستها و ميهندوستان ايرانی نمی شنود.
روشن است که صدای «منزهان» راه سومی ما ، در عمل از کدام طرف حمايت می کند.
دنیای ما
برگزيده از سايت صداي مردم :توسط غلامرضا اعظمي عضو حزب توده ايران

نوشته شده توسط سيامك در شنبه 25 فروردین1386
|
450 موشک کروز آمریکا آماده شلیک به ایران
رئیس آکادمی مشکلات ژئوپولتیک روسیه در ادامه گفت: «مطابق اطلاعات ما در هر کدام از حملات مقدماتی که نیروی هوایی آمریکا برای از کار انداختن سامانه دفاع هوایی ایران انجام خواهد داد 150 هواپیما شرکت میکنند و تمام تلاش آنها این خواهد بود که پیش از هر چیز دستگاههای رادار و بیش از 30 سیستم متحرک پرتاب موشک را که ایران هماینک در اختیار دارد منهدم کنند».
صداي مردم _ 1386-01-20
http://www.sedayemardom.net/
رئیس آکادمی «مسائل ژئوپولتیک» روسیه میگوید که هرچند آزادسازی ملوانان بریتانیایی زمینهچینی برای آغاز جنگ از سوی ایالات متحده علیه ایران را با دشواریهایی روبرو ساخته، ولی این امر باعث نخواهد شد که کاخسفید برنامههای از پیش طراحی شده خود در این خصوص را کنار بگذارد.
به گزارش خبرگزاری اینترفاکس، ژنرال لئونید ایواشوف روز یکشنبه در مسکو در اینباره گفت: «آمریکاییها همچنان در حال ایجاد مقدمات لازم برای حمله به تاسیسات راهبردی ایران هستند، سه گروه بزرگ از کشتیهای جنگی آمریکا آرایش جنگی خود در خلیج فارس و دریای عمان را حفظ کرده و 450 موشک کروز برای شلیک آماده شدهاند».
تحلیل این کارشناس روس در حالی بیان شده است که در هفتههای گذشته نیز رسانههای خبری دولتی و نیمه دولتی روسیه اخبار و گزارشهای متعددی را که از احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران حکایت میکرد منتشر کرده بودند.
ایواشوف پیشبینی کرد که حمله نظامی علیه ایران با حملات موشکی و هوایی بزرگ غافلگیرانه آغاز خواهد شد و ارتش ایالات متحده در وهله نخست خواهد کوشید تا با استفاده از موشکهای تامهاوک و بمبافکنهای استراتژیک خود سیستم دفاع هوایی ایران را از کار بیاندازد.
رئیس آکادمی مشکلات ژئوپولتیک روسیه در ادامه گفت: «مطابق اطلاعات ما در هر کدام از حملات مقدماتی که نیروی هوایی آمریکا برای از کار انداختن سامانه دفاع هوایی ایران انجام خواهد داد 150 هواپیما شرکت میکنند و تمام تلاش آنها این خواهد بود که پیش از هر چیز دستگاههای رادار و بیش از 30 سیستم متحرک پرتاب موشک را که ایران هماینک در اختیار دارد منهدم کنند».
وی همچنین ابراز عقیده کرده که با خاتمه این مرحله از عملیات ارتش آمریکا به سراغ اهداف اصلی خود در خاک ایران خواهد رفت که شامل تاسیسات هستهای، مراکز فرماندهی و کنترل، کشتیهای جنگی، بنادر و فرودگاهها میشود.
ایواشوف در ادامه گفته که هدف اصلی عملیات یعنی توقف برنامه اتمی ایران تنها در صورتی میسر خواهد شد که ایالات متحده بتواند بیش از 20 مرکز هستهای آن کشور را به طور کامل نابود کند. وی همچنین میگوید که برخلاف جنگ خلیج فارس چنانچه ایران بخواهد در اقدامی متقابل رژیمصهیونیستی را هدف قرار دهد با واکنش تلآویو مواجه خواهد شد و این رژیم ممکن است حتی از بمبهای اتمی کوچک تاکتیکی نیز علیه ایران استفاده کند.
این تحلیلگر روس در خاتمه خاطرنشان ساخته که به عقیده وی آغاز جنگ علیه ایران عواقب فاجعهآمیزی نه تنها برای خاورمیانه بلکه برای تمام جهان در پی خواهد داشت.
آفتاب
دوشنبه 20 فروردين 1386

نوشته شده توسط سيامك در سه شنبه 21 فروردین1386
|
اطلاعات جاسوسی روسیه: آمریکا مرحله آماده سازی جنگ با ایران را به پایان می رساند
خبرگزاری نووستی از مسکو به نقل از منابع جاسوسی روسیه گزارش داد
نیروهای مسلح آمریکا مرحله آماده سازی حمله احتمالی به ایران را به پایان می رسانند. به گفته این منابع آمریکا
فهرست اهداف احتمالی در خاک ایران را تهیه کرده و در روند مانورها برنامه عمل را تمرین و اجرا کرده است.
فرماندهی آمریکا در نیمه اول ماه آپریل آماده حمله خواهد بود، اما تصمیم به آغاز عملیات جنگی را باید مقامات
سیاسی آمریکا اتخاذكند
صداي مردم _ 1386-01-10
http://www.sedayemardom.net/
خبرگزاری نووستی: اطلاعات بدست آمده از منابع جاسوسی روسیه گویای این هستند که نیروهای مسلح آمریکا
عملاً مرحله آماده سازی حمله احتمالی به ایران را به پایان می رسانند. این مطلب را مقامی آگاه در ساختارهای
نظامی روسیه به خبرگزاری «نووستی» اطلاع داد.
به گفته وی، اطلاعات بدست آمده حاکی از این هستند که آمریکا فهرست اهداف احتمالی در خاک ایران را تهیه کرده
و در روند مانورها برنامه عمل را تمرین و اجرا کرده است.
وی افزود: "بنا بر اطلاعات جاسوسی نظامی روسیه، نیروهای مسلح آمریکا که در منطقه خلیج فارس مستقر
هستند، عملاً مرحله آماده سازی برای بمباران موشکی خاک ایران را به پایان رسانده اند".
به گفته این مقام آگاه، فرماندهی آمریکا در نیمه اول ماه آپریل آماده حمله خواهد بود، اما تصمیم به آغاز عملیات
جنگی را باید مقامات سیاسی آمریکا اتخاذ کنند.
آمریکا تهران را بعلت امتناع از توقف برنامه هسته ای تهدید می کند.
طبق اطلاعات رسمی آمریکا، در حال حاضر میزان حضور نظامی این کشور در منطقه برابر با سطح سال ۲۰۰٣
میلادی، یعنی زمانی است که حمله به عراق صورت گرفت.
وی این را غیر ممکن نمی داند که در صورت رخدادن حمله، پس از ضربات موشکی و ارزیابی خسارات وارده به
نیروهای مسلح ایران و نیز تحلیل از اوضاع سیاسی-اجتماعی حاکم بر ایران پس از حمله، پنتاگون تصمیم به آغاز
عملیات زمینی بگیرد.
یک مقام بلند پایه در ارگان های نظامی روسیه پیشتر به خبرگزاری «نووستی» اطلاع داده بود که در مدت اخیر
اطلاعاتی نظامی-جاسوسی روسیه حاکی از فعال شدن آماده سازی نیروهای مسلح آمریکا برای انجام عملیاتی
هوایی و زمینی علیه ایران می باشند.
وی معتقد است: "این مرتبط با این است که پنتاگون در جستجوی نقشه قابل قبول برای حمله به ایران می باشد که
به آمریکایی ها اجازه دهد با حداقل تلفات این کشور را به زانو در آورند".
اخبار روز
برگزيده از سايت صداي مردم.غلامرضا اعظمي 13 /1 1386

نوشته شده توسط سيامك در دوشنبه 13 فروردین1386
|
اطلاعیه مطبوعاتی مهم احزاب چپ و کمونیست اروپا و منطقه خاورمیانه